تحلیل/ری اکشن/معرفی
آیا چین می تواند نقش آمریکا را در نظم جهانی ایفا کند؟

مقدمه:
در دهه های کنونی این پرسش مطرح شده که این کشور می تواند جای ایالات متحده آمریکا را بگیرد یا نه.اما نقش آمریکا تنها اقتصادی و قدرت نظامی نیست،بلکه آمیزه ای از توان سخت،نرم،اعتماد نهاد سازی و مهم تر از همه تامین گری امنیتی است.
قدرت اقتصادی در برابر نقش راهبردی جهانی:
چین یکی از بزرگترین اقتصاد های جهان و بازیگران اصلی تجارت جهانی است .با این حال تجربه نشان داده که توان اقتصادی برای ابرقدرت شدن به تنهایی کافی نیست.بسیاری از کشور ها از چین برای اقتصاد بهره می برند. ولی در امنیت همچنان به آمریکا وابسته آمد. این شکاف امنیتی و اقتصادی یکی از سد های بنیادین شدن چین به یک ابرقدرت کامل است .
تامین گری امنیتی هسته واقعی ابرقدرتی :
ابرقدرت بودن یعنی توان ایجاد امنیت برای دیگران ،نه فقط توان نظامی آمریکا با فرستادن سلاح ،آموزش نظامی و همکاری های راهبردی یک شبکه امنیتی گسترده ساخته است.که باعث وابستگی متحدانش شده است.
در مقابل چین چنین شبکه ای ندارد.و از پیمان های گسترده ی امنیتی می پرهیزد .برای همین بیشتر یک شریک اقتصادی است تا تکیه گاه امنیتی .
اعتماد عامل بنیادین در اتحاد ها:
اعتماد عنصر کلیدی اتحاد هاست . آمریکا با بودن هزینه ها در تنش ها از متحدانش حمایت کرده و همین موجب اعتماد راهبری شده است .اما چین معمولا محتاط است و بسیاری از موارد پشت متحدان خود را خالی کرده است .بنابراین سطح اعتماد عمومی به آن کمتر است .برای همین بیشتر کشور ها تلاش می کنند که متحد آمریکا باشند.
نهاد سازی و شکل دهی به نظم جهانی :
یکی از ویژگی های ابرقدرت ها ساخت نهاد های جهانی است آمریکا پس از جنگ جهانی دوم نهاد های سیاسی ،اقتصادی و امنیتی ایجاد کرده است .که هنوز ستون نظم جهانی هستند
چین تلاش هایی برای افزایش نفوذ دارد اما نهاد های جهانی گسترده و فراگیر ایجاد نکرده و بیشتر در چهارچوب نظم موجود عمل می کند.
هزینه های ابرقدرتی و انتخاب استراتژیک چین:
ابرقدرت شدن افزون بر توان،هزینه و مسعولیت سنگین دارد.آمریکا این هزینه ها را در بحران های گوناگون پذیرفته است.چین اما فعلا می خواهد از درگیری های پر هزینه دور بماند و از نظام جهانی بهره ببرد. بدون پذیرش کامل مسعولیت آن،همین انتخاب مانع شدن کامل به ابرقدرت می شود .
محدودیت های ساختاری در تبدیل شدن به ابرقدرت :
چین همچنان به اقتصاد جهانی وابسته است و در صورت تقابل شدید آسیب پذیر می شود همچنین نبود متحدان عمیق ،ضعف قدرت نرم و کمبود اعتماد جهانی ، مسیر ابرقدرت شدن را دشوار کرده است ، فاصله قدرت بزرگ و ابرقدرت تنها اقتصادی نیست ساختاری است.
جمع بندی:
چین بدون شک یکی از قدرت های قرن ۲۱است. اما هنوز نمی تواند نقش کامل آمریکا را ایفا کند،زیرا ابرقدرتی نیازمند ترکیبی از امنیت سازی ،اعتماد،نهاد سازی و پذیرش مسئولیت جهانی است .در نتیجه چین در مسیر قدرت بزرگ جهانی است اما فاصله آن با ابرقدرتی به ماهیت نقش آن در نظام جهانی بر می گردد .
مطلبی دیگر از این انتشارات
تفاوت لیبرال دموکراسی و سوسیالدموکراسی
مطلبی دیگر از این انتشارات
برگی از تاریخ | افسانهی مردم نجیب!
مطلبی دیگر از این انتشارات
سرمایه داری؛ و تاثیر آن بر رفاه جامعه