تحلیل/ری اکشن/معرفی
چرا زبان عربی دشمن بنیادین زبان پارسی است .

چرا بایستی در آغاز واژگان عربی را دور بریزیم. پیش از واژگان انگلیسی و فرانسوی؟
در جستار زیر شوند این پرسش ها ، پاسخ داده شده است:
کوتاه گفته شود که پیوند میان زبان پارسی یک وامگیری ساده که میان همه زبان ها انجام می گیرد، نیست. بلکه بر پایه وابستگی زبان پارسی به عربی است
1- زبان عربی بنیاد زبان پارسی را از بین برده و می برد. در زیر روش هایی که زبان عربی بیشتر از یک وامگیری ساده واژه زبان پارسی را دگرگون کرده آورده شده است.
1-1 دگرگونی به کار بردن فعل: بیشتریک از وامگیری ساده، زبان عربی فعل های پارسی را نازا می کنند. به این صورت که واژه های عربی با افزودن یک فعل نیمه کمکی (بیشتر "کردن") جایگزین یک بن پارسی می شوند. در زیر چند نمونه آورده شده است :
ذخیره کردن: انباشتن / استفاده کردن: بهریدن / عبادت کردن: نیودن / تشکر کردن: ستودن / قبول کردن: پذیرفتن. /مخلوط کردن :آمیختن /ذوب کردن :گداختن /امتحان کردن :آزمودن /که باعث کشته شدن بن های پارسی شده است.
به نگر نویسنده این جستار، همین 1-1 از همه برجسته تر از دیگر شوند ها می باشد. فهرست هروسپ تر این نازا کننده ها در جستار زیر یافتنی است.
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=161913537222984&set=a.127459697335035.32174.116405135107158&type=3&theater
1-2- به کار بردن قید : زبان پارسی پدیده ای به نام قید نداشته است. ولی اکنون بدون "تقریبا"، "دقیقا"، "مجازا"، "اکیدا" نمی توان در پارسی گفتگو کرد.
1-3- جمع های "ات" که اکنون در زبان پارسی رواک یافته، بیشتر از یک وامگیری ساده زبان پارسی را تهدید می کند: سبزیجات، گرایشات، فرمایشات، پیشنهادات، ...
ولی زبان های انگلیسی و فرانسه همچون رفتاری را با زبان پارسی ندارند.
1-4- جمع مکسر های عربی: یکی از بی هنجارترین شیوه ها در یک زبان برای آفرینش می باشد. به جز زبان عربی، هیچ زبانی چنین شیوه ای برای آفرینش واژه های تازه به کار نمی برد. و همه زبان ها برای آفرینش جمع(افرون) هنجار دارند. ( ها و ان در زبان پارسی ، و همچین زبان انگلیسی و فرانسه نیز دستور خودشان را دارند.
اگر قرار است واژه ای وام گرفته شود دیگر جمع مکسر آن نبایستی وام گرفته شود.
فرامین (فرمان ها)، اساتید (استاد ها)، دین (ادیان) از نمونه واژه های پارسی هستند که از روی جمع مکسر جمع بسته شده اند.
1-5- هویت، آدمیت، بشریت، از دیگر ساختار هایی است که در زبان پارسی بسیار رواک دارد. این روش نامسازی باعث شده تا روش های پیشین پارسی در نامسازی بی کاربرد شوند:
آدمگری،
1-6- ساختن بن های جعلی (ساختگی): فهمیدن (دریافتن)، بلعیدن (اوباشتن) ، رقصیدن (وشتن، رامیدن) یکی دیگر از روش هایی است که از واژه های عربی در ساخت بن های تازه و نادرست در زبان پارسی دیده می شود. در حالی است که هیچ واژه انگلیسی یا فرانسوی به گونه بن در زبان پارسی بکاربرده نمی شود.
1-7- عربی نویسی : طپش: (تپش)، صدا(سدا)، صد(سد)، صوت (سوت)-> اصوات؟!، اطو(اتو)، سطل(ستل)
ولی تاکنون دیده نشده تا هیچ واژه پارسی با دبیره انگلیسی نوشته شود.
1-8- به کار بردن پیشوند های عربی بسیاری از پیشوند های پارسی را نابود کرده است. مانند غیر، ضد ، بدون، بین
این در حالی است که پیشوند های انگلیسی مانند (آنتی، اور، آندر و دیگر پیشوند ها) در زبان پارسی کاربردی ندارند.
2- زبان عربی واژگان کلیدی پارسی را در اختیار خود گرفته است. بیرون راندن آنها بسیار دشوار است:
اختیار، تمرکز، اعتماد، اطمینان، تغییر، مورد نظر، توجه ، مشکلات
واژه های انگلیسی بیشتر واژه های خاص هستند : رادیو ، تلویزیون، و بسیاری شان به سادگی همتراز های خوب پارسی دارند.
دانسیته: چگالی ، یونیفرم: یکنواخت
3- زبان عربی واژگان پارسی را می دزدد که بازپسگیریشان بسیار دشوار است. واژه های زیر پارسی هستند که دوباره به خودمان بازخورانده شده اند:
استاد-> استاذ-> اساتیذ-> اساتید
نگر-> نظر، مد نظر، منظور، انتظار، منتظر
اشگ-> عشق ، عاشق ، معشوق
نخش-> نقش (نقاش، نقوش، منقوش،
دین-> ادیان، تدین، متدین،
ولی واژگانی که بین زبان های پارسی و انگلیسی یافرانسه مشترک هستند، بسیاری شان همریشه هستند.
برادر، مادر، مامان، پدر، زمان، راست(رایت)، است (ایز)، دندان( دنتال)، دستور(دکتر)
4- واژگان از زبان عربی به صورت خانوادگی به زبان پارسی کوچیده اند:
جمع، جمیع، اجماع، جامع، مجمع، مجتمع، جمعیت،
کثر، اکثر، کثیر، تکثیر، کثرت
فکر، تفکر، متفکر، فکور (ایرانیان به جای فکیر بهره می گیرند)، افکار
5- برای بسیاری از واژگان عربی که امروز در زبان پارسی هستندجایگزین های درخوری هست که بسیار هم کهن هستند و نیازی به ساخت تازه نیست. این واژگان پارسی با بودن واژگان عربی بسیار ناشناس مانده اند.
نجات-> بوختن، نجات دهنده-> بوختار،
بخشش-> احسان، اعطا، بذل، سخاوت
بدن -> تن
بله-> آره، راست
واژه های انگلیسی و فرانسه و دیگر واژه به شوند نیاز به زبان پارسی راه یافته اند.
6- پاکسازی واژگان عربی انرژی، زور و توان بیشتری را نیاز دارد.
با نگرش به اینکه بیشتر واژه های عربی از قرآن و نوشته های دینی به زبان پارسی درآمده اند، بیرون کردنشان بسیار دشوار است.
7- زبان های انگلیسی و فرانسه و همانند های آنها زبان های هندو اروپایی هستند و بر پایه یک ساختار یکسان همگی واژگان پیوندی می آفرینند و برخی واژگان کهنشان با زبان پارسی هم ریشه هست. درصورتی که زبان عربی هیچ همریشگی با زبان پارسی ندارد و واژه سازی در آن اشتقاقی هست.
8- رابطه میان زبان پارسی و عربی یک رابطه سالم و مبتنی بر دادوستد واژه نیست.
وامگیری واژه سالم و درست میان دو زبان، بیشتر در واژگان خاص (ویژه) بایستی انجام گیرد. ولی همانگونه پیشتر گفتم از زبان عربی بیشتر صفت ها و نام های معنی به پارسی درآمده اند. همه دستور زبان پارسی پر از واژه های عربی است "صفت، فعل، جمله، کلمه، قید، مسند، مسندالیه،جمع، مفرد، معلوم و مجهول ..." همه وزن های شعر پارسی "مفاعیل مفاعیل مفاعیل" یا "فعول فعول فعول فعول" می باشد که برای من به هیچ روی (اصلا) خوش آیند و پذیرفتنی نیست.
9- زبان کنونی ما پارسی نیست؛ بلکه شبه عربی هست.
"استعمال دخانیات اکیدا ممنوع" یک جمله شبه عربی هست که حتی یک واژه پارسی هم ندارد.
البته، پاسخ این پرسش ها بسیار بسیار بیشتر از این چند نمونه و نشانه است و هر نشانه خودش یک جستار پرپیمان هست.
مطلبی دیگر از این انتشارات
تقدم فردگرایی بر جمع گرایی در لیبرالیسم
مطلبی دیگر از این انتشارات
آمریکا ،امپریالیسم در چهره لیبرالیسم
مطلبی دیگر از این انتشارات
حکومت در دیدگاه لاک