<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>پست‌های انتشارات دلنوشته های من</title>
        <link>https://virgool.io/277059/feed</link>
        <description>آنچه می نویسم برای خودم و خدای خودم است</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 13:14:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/publication/fim161vhxnym/y1hlq2.jpeg</url>
            <title>دلنوشته های من</title>
            <link>https://virgool.io/277059</link>
        </image>

                    <item>
                <title>کمی گله کنم</title>
                <link>https://virgool.io/277059/%DA%A9%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D9%84%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%85-jupfsar23brq</link>
                <description>بزار کمی گله کنمغر بزنمشکایت کنمکمی شکایت کنم از دست آدمهاکمی خرده بگیرم به این روزگارکمی ناله کنم از این چرخ گردونبه کی شکایت کنمکجا شکایت تو رو ببرم.از چه کسی شکایت کنم؟چه بگویم .؟چجور بگویم؟می شود شکایت خدا را پیش خدا برد؟اصلا می شود کله کرد از دست آفریننده این روزگار؟کجای کار هستم من؟چقدر ساده هستم من که خودم خراب می کنم بعد دنبال مقصر می گردماو که خود همه را آفریده و نظم داده.می شود مگر ناظم بد باشد؟شاید من شاگرد خوبی نبودم و یا بازیگوششاید من شاید منشاید منچقدر شاید؟شاید </description>
                <category>دلنوشته های من</category>
                <author>سعید صادق زاده</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jun 2022 14:24:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدای دوست داشتنی من</title>
                <link>https://virgool.io/277059/%D8%AE%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%86-kpqga268nzdr</link>
                <description>خداوندامعبودابهترین منخوبترین منماه ترین منتو برایم کافی هستیتو برایم کافی هستیتو برایم کافی هستیامیدم به تو است اما چشم به کمک بنده تو دارممی دانم کارم اشتباه است ،می دانم که تا تو هستی مرا به غیر نیاز نیستاما ضعیف هستم و در خود نمی بینم بزرگ بودن راهرچند تو گفته ای که من اشرف خلایق هستم ولی ولی خودم را نمی شناسم ولی خودم را دست کم می گیرمولی از خودم غافل می شود ولی خودم را گم می کنمآنقدر تو بزرگ هستی و مهربان که من باور ندارم این همه دریای بی کران سخاوت راالهی تو رب هستی و من بنده توالهی تو خالق هستی و من خلق شده توالهی تو بزرگ هستی و من قطره ای ازاین دریای بزرگ تواما این قطره آنقدر عزت به او بخشیده ای که می تواند مروارید شود و باارزشببخش گاهی اوقات مروارید خودم را گم می کنم ببخش گاهی اوقات قدر جواهر وجود خودم را فراموش می کنمببخش گاهی اوقات یادم می رود که من توان همه کاری را دارم و می توانم از پس همه مشکلات خودم بربیایم.فراموش کنم اگر گوش به دیگری دادم ویا دل به دیگریفراموش کن اگر امید بستم به بنده تو فراموش کن اگر نگاهم به دستان بنده تو بودبیاد نیاور زمانی که خواهشم به خلق تو بود.بی خیال شو آنجا که به در خانه ی جز خانه تو رفتم.نبین زمانی را که التماس می کردم از غیر.نبین آنجا که انتظارم از بندگان تو بودبگذر از لحظاتی که چشم انتظار کمک بودم امادلم شکستدستم را رد زدندخواهشم را نشنیدمتقاضایم را ندیدندکمکم نکردندانتظاراتم را بر نیاوردنداما ولیتو باز کنارم بودی و دستم را گرفتیتو باز فراموشم نکردی تو باز نگاهم کردی تو باز هوایم را داشتی.دمت گرمآنقدر خوبی و عزیز که خیلی وقتها در فکر نمی کنیآنقدر ظریف و نامحسوس به فریاد بندگان خود می رسی که خیلی وقتها خودمان هم نمی فهمیم که چی شد و مشکل حل شد.خدای من هزار بار بگویم دمت گرم باز کم است باز نمی توان شکر تو را بجا آورد.خدا جونم ممنون تو هستم که من بیادت نباشم تو بیادم هستیخدا جونم سپاسگذارم از تو که یادم دادی تا صبر کنم برای خواسته هایمتلاش کنم برای هدفم بجنگم برای خواسته امخداوندا هرچه تو را صدا کنم کم است نامت آرامش دارد و یادت قوت قلب.اسم ت گشایش کارها است و ذکر آت حلال مسائل.ممنون تو هستم خدای من کهآرامشخانواده خوبدوستان خوبکار خوباتفاقات خوبهرچه خوب است را برای من می خواهی و تمام تلاش آت برای خوب بودن من است.</description>
                <category>دلنوشته های من</category>
                <author>سعید صادق زاده</author>
                <pubDate>Thu, 23 Jun 2022 17:19:40 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>