«نه یک قاشق طعم سوپ را میشناسد و نه یک احمقِ آموخته(آموزش دیده در فضای سطحی نگر )طعم خرد را.» 20njvan2016@gmail.com
امکان تکرار تاریخ:تفاهم نامه هرمز

تاریخ نگارش ۱۴۰۵/۰۳/۲۶
چارچوب ژئواکونومیک برای تنظیم همزمان قیمت نفت، عرضه جهانی انرژی و گردش دلاری تجارت انرژی
چکیده
این مقاله یک فرضیه ژئواکونومیک با عنوان «فرضیه تعادل هرمز» ارائه میدهد که هدف آن تبیین یک سازوکار بالقوه برای ادغام نفت ایران در بازار جهانی بدون ایجاد بیثباتی ساختاری در قیمت جهانی انرژی است.
فرضیه اصلی این است که بازگشت نفت ایران به بازار جهانی موجب افزایش عرضه و در نتیجه کاهش قیمت نفت خواهد شد (Hamilton, 2009; Kilian, 2008). این کاهش قیمت ممکن است بازار را از محدوده تعادلی مطلوب قدرتهای بزرگ اقتصادی و تولیدکنندگان پرهزینه انرژی خارج کند.
در این چارچوب، تعریف یک هزینه ترانزیتی دلاری برای عبور انرژی از تنگه هرمز میتواند به عنوان یک مکانیزم تعدیلکننده عمل کند؛ به گونهای که اثر کاهش قیمت ناشی از افزایش عرضه را خنثی کرده و قیمت مؤثر انرژی را در یک محدوده پایدار نگه دارد.
۱. مقدمه
بازار جهانی نفت همواره میان دو هدف متعارض در نوسان بوده است:
از یک سو، اقتصاد جهانی به انرژی ارزان و پایدار نیاز دارد؛
و از سوی دیگر، قیمت بسیار پایین نفت میتواند سرمایهگذاری در بخش انرژی را کاهش داده و تولیدکنندگان پرهزینه مانند نفت شیل را از بازار خارج کند (IEA, 2023).
در این میان، رفع محدودیتهای صادرات نفت ایران یک متغیر مهم در معادله عرضه جهانی انرژی است. مطالعات نشان دادهاند که شوکهای عرضه نفت میتوانند اثرات قابل توجهی بر قیمت جهانی انرژی داشته باشند (Kilian, 2008).
بنابراین مسئله اصلی این است:
آیا امکان دارد نفت ایران بدون ایجاد سقوط شدید قیمت وارد بازار جهانی شود؟
۲. مفهوم قیمت تعادلی نفت
در این مقاله، قیمت تعادلی نفت به بازهای از قیمت گفته میشود که:
برای اقتصاد جهانی قابل تحمل باشد؛
برای تولیدکنندگان انرژی سودآور باشد؛
و موجب حفظ سرمایهگذاری بلندمدت در بخش انرژی شود.
این مفهوم با ادبیات «قیمت تعادلی انرژی» و «قیمت انگیزشی تولید نفت شیل» همخوانی دارد (U.S. EIA Reports, 2022).
۳. اثر افزایش عرضه نفت ایران
در صورت رفع تحریمها، عرضه جهانی نفت افزایش پیدا میکند.
بر اساس مدلهای استاندارد اقتصاد انرژی، افزایش عرضه موجب کاهش قیمت جهانی نفت میشود (Hamilton, 2009).
بنابراین ورود نفت ایران به بازار جهانی میتواند قیمت نفت را به زیر محدوده تعادلی مطلوب برساند، بهویژه در شرایطی که عرضه جهانی در حالت اشباع نسبی قرار دارد (IEA, 2023).

۴. فرضیه عوارض هرمز
فرضیه اصلی این مقاله آن است که:
میتوان برای عبور انرژی از تنگه هرمز یک هزینه ترانزیتی دلاری تعریف کرد.
این هزینه بر قیمت نهایی انرژی افزوده میشود و یک مؤلفه ساختاری در زنجیره قیمتگذاری انرژی ایجاد میکند.
در نتیجه قیمت پرداختی مصرفکننده انرژی شامل دو جزء خواهد بود:
قیمت نفت در بازار جهانی
به علاوه
هزینه عبور از تنگه هرمز
این ساختار مشابه مدلهای «هزینههای ترانزیت در تجارت بینالملل» است که در نظریه تجارت مدرن مورد بررسی قرار گرفتهاند (Krugman et al., International Economics).
۵. منطق تعادل در مدل
در این چارچوب:
افزایش عرضه نفت ایران موجب کاهش قیمت بازار میشود؛
اعمال هزینه ترانزیتی هرمز موجب افزایش هزینه نهایی انرژی میشود؛
نتیجه نهایی میتواند تثبیت قیمت مؤثر در یک بازه تعادلی باشد.
این منطق مشابه سازوکار «مالیات تنظیمی بر کالاهای استراتژیک» در اقتصاد عمومی است (Stiglitz, 2000).
۶. نقش دلار در مدل
در نظام فعلی، بخش عمده تجارت انرژی با دلار انجام میشود (Petrodollar system) (Ferguson, 2008).
در مدل پیشنهادی این مقاله، یک لایه جدید نیز به این ساختار اضافه میشود:
علاوه بر فروش نفت، خدمات عبور انرژی از تنگه هرمز نیز با دلار تسویه میشود.
این موضوع میتواند موجب افزایش حجم تراکنشهای دلاری در تجارت انرژی شود و وابستگی ساختاری بازار انرژی به دلار را حفظ کند (Eichengreen, 2011).
۷. گذار از پترو دلار به پترو-ترانزیت دلار
در مدل کلاسیک، دلار تنها ابزار تسویه فروش نفت است.
اما در این فرضیه، دلار نقش گستردهتری پیدا میکند:
در فروش نفت
در پرداخت هزینه عبور انرژی
این وضعیت را میتوان یک تحول نهادی در معماری مالی انرژی جهانی دانست که مشابه گسترش نقش ارزهای هژمونیک در زیرساختهای تجارت جهانی است (Cohen, 2015).
۸. پیامدهای ژئواکونومیک
این مدل میتواند پیامدهای زیر را داشته باشد:
ورود نفت ایران به بازار جهانی بدون شوک قیمتی شدید
حفظ سودآوری تولیدکنندگان پرهزینه انرژی
افزایش گردش دلاری در تجارت انرژی
تبدیل تنگه هرمز از یک گلوگاه ژئوپلیتیکی به یک ابزار تنظیم اقتصادی
۹. محدودیتها و چالشها
این فرضیه با چند چالش اساسی روبهرو است:
پیچیدگی حقوقی اخذ هزینه ترانزیتی در آبراههای بینالمللی (UNCLOS framework)
واکنش کشورهای واردکننده انرژی
امکان ایجاد مسیرهای جایگزین در بلندمدت
ریسک سیاسی بالای تبدیل یک مسیر بینالمللی به ابزار قیمتگذاری
نکته مهم: هرچند امکان اخذ عوارض مستقیم ترانزیتی چالش زاست اما اخذ هزینه های بیمه ای و محیط زیستی و ناوبری و امنیت کاملا امکان پذیر است و این دقیقا همان جایی است که آمریکا با دست پنهان و کنترل غیر مستقیم آن میتواند بیشتر از قبل اقتصاد جهانی را گروگان بگیرد و یک بازی چند سر برد را آغاز کرده و ادامه دهد
(العاقل کیفی بالاشاره و الاجاهل لا کیفی بالمناره)
بنابراین این مدل بیشتر یک چارچوب تحلیلی برای فهم تعامل نفت، دلار و ژئوپلیتیک است تا یک سیاست اجرایی فوری.
⤵️سایت بدهی جهانی ⬇️
https://www.usdebtclock.org/index.html
۱۰. نتیجهگیری
فرضیه تعادل هرمز بیان میکند که میتوان میان سه هدف ظاهراً متعارض تعادل ایجاد کرد:
افزایش عرضه نفت ایران
حفظ قیمت نفت در محدوده تعادلی
و استمرار نقش دلار در تجارت انرژی
در این چارچوب، تنگه هرمز صرفاً یک مسیر عبور انرژی نیست، بلکه میتواند به یک سازوکار تنظیمکننده در اقتصاد سیاسی جهانی انرژی تبدیل شود.
این مدل نشان میدهد که زیرساختهای ژئوپلیتیکی میتوانند نقش مستقیم در تنظیم بازارهای جهانی ایفا کنند، بدون آنکه نیاز به کنترل مستقیم قیمتها وجود داشته باشد.



منابع
https://doi.org/10.5281/zenodo.20679248
https://doi.org/10.5281/zenodo.20629382
Hamilton, J. D. (2009). Causes and consequences of the oil shock of 2007–2008.
- Kilian, L. (2008). The economic effects of energy price shocks.
- International Energy Agency (IEA). World Energy Outlook (2023).
- Stiglitz, J. E. (2000). Economics of the Public Sector.
- Krugman, P., Obstfeld, M., & Melitz, M. International Economics.
- Eichengreen, B. (2011). Exorbitant Privilege: The Rise and Fall of the Dollar.
- Cohen, B. J. (2015). Currency Power: Understanding Monetary Rivalry.
- Ferguson, N. (2008). The Ascent of Money.
- U.S. Energy Information Administration (EIA), Oil Market Reports (2022–2024).
- United Nations Convention on the Law of the Sea (UNCLOS)
مطلبی دیگر از این انتشارات
امکان تکرار تاریخ :پیروزی که شکست شد
مطلبی دیگر از این انتشارات
تقدم عقل بر علم
مطلبی دیگر از این انتشارات
توازن معنا