ویرگول
ورودثبت نام
التین ؛ روحی که خسته است
التین ؛ روحی که خسته استپایان شب سیه ، سپید است
التین ؛ روحی که خسته است
التین ؛ روحی که خسته است
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

بدبختی گریبان گیر مان است

عجیب است ؛ دیگر حال و حوصله دست به قلم شدن را ندارم .

یک عالمه ایده و فکر جدید ولی کو آن شوق و ذوقی که در قدیم برای پیاده کردن آن طرح بر کاغذ داشتم.

من تغییری نکرده ام و هنوز همان معتاد به نوشتن و آن حس آدرنالین و دوپامین درون رگانم هستم ، ولی وضعیت بد مانع نوشتم می شود .

چیزی درون سرم بانگ در می آورد : التین ؟! واقعا ؟

تو این وضعیت می خواهی از عشقی خیالی بنویسی ؟

چرا از بد بختی هایت نمی نویسی .

خودم ذوق درون قلمم رو می کشم و قلبم را می شکنم .

برایم عجیب است وضعیت خراب است و همه ی ما سکوتی سهمگین کرده ایم.

چرا حرف نمی زنیم؟

چرا حتی با همین قلم شکایت خود را از این وضعیت نمی گوییم ؟

نمی دانم!

شما چند روز است که برای آلودگی نرفتید مدرسه و دانشگاه ؟

از دو شنبه ی هفت پیش تا الان آره؟

چرا ؟

چون حتی دیگه ایران هوا نداره

به جز برف برای دهه نودی ها بارون هم رویا شد ؛ یه آرزو دور

من از هم جنس ها و هم سن های خودم اعتراض دارم ؛ چرا هیچ کدوم از شما هایی که این متن رو می خونید دهان باز نمی کنید و اعتراض کنید ؛ آقا ما حتی دیگه آب نداریم .

هوا نداریم ، زندگی نداریم .

از درس افتادیم چون اینترنت عین آدمیزاد نداریم .

آره عزیزم ، همینه ، ما بچه های این دو نسل بی چاره جنگ دیده فقر دیده ایم

داریم خود مون خود مون رو بیچاره می کنیم و به فا.. می دیم ؛ با همین سکوتی که 3 سال کردیم

آره عزیز من ،زندگی

زندگیعجیب
۱۳
۳
التین ؛ روحی که خسته است
التین ؛ روحی که خسته است
پایان شب سیه ، سپید است
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید