نام پست : روزی ، روزگاری؛ ایران ( این قسمت ؛ هیرکانی )
قسمت اول ؛ هیرکانی ( از سری قسمت های، روزی ، روزگاری ؛ ایران ( به زودی ) ) :
خط های بر روی صورتش ، داستان زندگی پر مخاطره و فراز و نشیبش را روایت می کرد ؛ درست همانند یک راوی با صدای مخملی که داستان ایرانی که روزی توران بوده است را تعریف می کرد .
پوستش هم چون برف سفید بود و چشم های عسلی رنگش ، اشک و اندوه نهان درون سینه اش را باز تاب می داد .
دست هایش لرزان بود ولی قلبش برای تمام آن جنگل می تپید ؛ زخم های که بر پوستش صورتش بود ؛ نماد کمک او به جنگل بود
باد موهایش را پریشان می کرد ؛ آن موهایی که در آن زمان های دور به رنگ سیاه بود.
باد نبود که موهایش رو بر چهره اش می ریخت ؛ بلکه دودی از زیر پایش بود .
از طرف آن درخت های پهن آور، که تک به تک و نوبت به نوبت ؛ شعله ی حراق و آتش بر برگ هایش می گرفت و تمام آن را در حرکتی می سوزاند ؛ در حال سوختند بودند .
بادی که همراه با دود بود آتش را شعله ور تر می کرد .
آنقدر اخگر ها زیاد بود اویی که از لبه صخره درحال تماشا بود ؛ چیزی دیگر از جنگل ها نمی دید ؛ فقط آتش بود .
آسمان از آبی نیلگون ، سیاه شده بود .
دود بر سینه اش نفوذ کرد و نفسش را برید .
سینه اش با هر دم و باز دم قلبش می سوخت و درد می گرفت .
نفسش دیگر بالا نمی اومد .
آسمان غرید ؛ نه آسمان نبود ؛ شیری بود که داشت درون آتش گرفته شده به درختان می سوخت .
آن شیر بانگی ناله وار از خود در آورد.
او با دیدگان تار شده اش از دود و اشک ، به دهان شیر با دقت نگاه کرد .
با چیزی که دیدگانش مشاهده کرد بدنش خشک شد ؛ فقط می توانست مردمک های چشمانش را تکان دهد .
قلبش داشت می آمد درون دهانش ، چیزی درون دلش به قلبش چنگ می زد .
با پاهای برهنه اش از روی سنگ های تیز گذشت .
نوک های تیز سنگ پوست نازک کف پایش را درید و خون هم چون رودی خشک نشدی از کف پای او جاری شد.
درد امانش را بریده بود و دلش می خواست همانجا میان ، برگ های خشک ریخته شده از روی درختان بایستد ، نفس عمیقی با بوی دود و سوختنی بکشد .
ولی آن بچه شیری که در دهان آن ماده شیر بود ، نمی گذاشت او از میان آتش نگذرد .
سینه اش درست مثل جنگل با آن همه زیست درونش ، می سوخت .
حالت تهوع گرفته بود و بغضی عجیب در ژرف گلویش ، همچون توموری لانه کرده بود .
چنگی به بدن آن بچه شیر زد .
مادر که دیکر حتی نای نداشت چشم هایش رو باز نگه دارد .
با دیدن او با آن لباس های پاره ، و صورتی زخمی و رد خون خشک شده بر صورتش و البته کبودی های روی پوست سفیدش ؛ آرام شد .
دهانش را از هم گشود و آن بچه شیر کوچک و لرزان را به دست او سپرد .
آرام آرام با قدم های لرزان خود را درون آتش پشت سرش پرت کرد ؛ بهتر است بگویم به درون اتش غلتید .
زمانی که او به خود آمد دید در میان آتش گیر کرده است .
شعله های اخگر دوره اش کرده بودند .
هیچ جا را نمی دید ؛ همه جا را دودی سهمگین گرفته بود.
حال بد به او چیره شد ؛ و او از حال رفت .
همانجا عضلات منقبضش آرام گرفت و سر به خاک نهاد .
زمانی که پلک هایش بهم افتاد ، خود را در گرگان دید .
در مازندران، در هیرکانی سالم و شاداب ؛ زمانی که خورشید چو کوره ی آتش بر برگ های درخت ها می تابید و می درخشید.
جلوه جنگل از بالا آن صخره زیبا تر هم بود؛ آن شاخه های در هم تنیده شده .
آن همه حیوانی که زیستگاه آن ها هیرکانی بوده و است ؛ و از کل آن حیوانات فقط از۱۰. ۳ درصد آن محافظت می شود.
آن جا جنگلی سبز در ایران است سمت دریای خزر که فقط 1 درصد آن در جمهوری آذربایجان است .
این پایان نبود ؛ فقط کسی بود که به امید چنگ انداخت
تاریخ میهن هیرکانی برای اطلاعات عمومی :
جنگلهای هیرکانی (Hirxāni)[۲] یا جنگلهای مختلط خزری-هیرکانی (به انگلیسی: Caspian Hyrcanian mixed forests) یک زیستمنطقه در زیستبوم جنگلهای مختلطِ پهنبرگِ کرانه جنوبی دریای خزر[۳] و کناره شمالی البرز به گستره ۵۵٬۰۰۰ کیلومتر مربع (۲۱٬۰۰۰ مایل مربع) (۷٪ گستره ایران) است که در کنارهٔ جنوبی و جنوب باختری دریای خزر در بخشهایی از پنج استان شمالی ایران قرار گرفته و در دو کشورِ ایران و جمهوری آذربایجان واقع است. این جنگل از منطقه پارک ملی هیرکان جمهوری آذربایجان آغاز و تا استان خراسان شمالی در ایران درازا دارد. استان مازندران ۵۳ درصد، استان گیلان ۲۶ درصد، استان گلستان ۲۱ درصد و جمهوری آذربایجان کمتر از ۱ درصد از جنگلهای هیرکانی را پوشش میدهند. در حالی این پوشش گیاهی ۵۵۰۰۰ کیلومتر مربع گستره دارد که ۵۱ درصد آن تاکنون منقرض شده و تنها از ۱۰٫۳ درصد آن حفاظت میشود. در حال حاضر جنگلهای هیرکانی زیستبوم ۲۹۶ گونه پرنده و ۹۸ گونه پستاندار هستند. همچنین ۱۵۰ گیاه بومی درختی و بوتهای شمشاد و انجیلی نیز در آن یافت میشوند. جنگلهای هیرکانی در ایران، مورد حفاظت مشترک یگان حفاظت از منابع طبیعی و آبخیزداری، سازمان جنگلها مراتع و آبخیزداری کشور، سازمان حفاظت محیط زیست ایران و سازمان میراث فرهنگی است.[
دوست دار شما التین🥀🕊
