درود به شما ...
این پارت دوم چت های من با استادم هست ... استاد محترم و عجیبم.
آخر پست قبل اگه خونده باشید گفتم که استادم اومد pv ام درسته شاید بگید باشه حالا چی شده مگه ؟؟
اتفاق های زیادی افتاده بریم داشته باشیم ؟؟
خودم هم با این که مدتی ازش گذشته با خوندش باز خنده ام می گیره

خب خب ... داستان از اینجا شروع شد! من داشتم با دوست هام تو گروه مون چت می کردم و پشت سر همکلاسی های جنس مخالف غیبت می کردیم می خندیدم که این پیام برام اومد بالا ...
منم با دهنی باز وارد چت شدم و جواب دادم ... ( یکم دیر جواب دادم نمی خواد بگید )
اونجا هایی که سانسور کردم اسمم بود ولی اسم عادی ام نه ... من اینجا به آلتین شناخته میشم ولی خب می دونید که اسم اصلی ام نیست... شما آلتین رو در نظر بگیرید با یه م مالکیت آخرش یعنی آلتین + م = آلتینم ...
دو بار!
یه بار بود می گفتن غلط تایپی ولی تاکید داشت!!!
و این رو من موند بین دوست هام با مسخره صدام می زدن آلتین استادت
این وسط یه پرانتز باز کنم اوایل خرداد شاید ۵ یا ۶ ام اومد پی وی ام دو ساعت بعد از کلاس مون ازش اسکیرین شات ندارم ولی پیامش رو یادمه که گفته بود سئوال داری اینجا بپرس منم گفتم چشم مزاحم تون میشم استاد و من اصلا بهش نمی گفتم استاد همیشه برام ... اسمش بود که نمی دونم راضی الان بگم یا نه پس نمی گم بهش نمی گفتم استاد بعد بگم گفت که هنوز استاد نشدم بهم نگو منم لایک کردن پیام و اون شب تموم شد تا این سری .....

بعد اینجا تو پیام دومی خودش از بالا نوشت بهم بگو ... ( اسمش ) بعد پاک کرد 😂🙄
اینجا هم برام استیکر فرستاد که ندارم عکس ازش
و من تموم این چت رو آنلاین داشتم اسکیرین شات می فرستادم برای دوستام ...
ابروش رفت ...

من اینجا براش معنی کردم ولی عکس ندارم متاسفانه ...
تو پیام آخرم هم یادم رفت سال رو بنویسم ...
بعد من اینجا شب خوش گفتم خداحافظی کردم برگشته پسره ی پرو بهم می گه چقدر زود می خوابی! من بهش چی بگم ؟؟ لعنتی استادمه مگه جواب درخور می دادم ...



ایم عکسه ادامه اش عکس بالایی هست جا به جا گذاشتم 😂😂😬😬
اینجا قبلش سلام کرده بود ...
ندارم عکس ...

گفتم بذار بهش خبر بدم زشته بیست و چهار ساعت از زمانی که بهش گفتم برات انجام میدم گذاشته بود
من این طوری بودم که دو روز بعد جواب می دادم بعد اون دو ساعت دیر جواب می دادم ناراحت می شدم

سعی نکنید پروفایلش رو ببنید - چیز خواستی نی ...

اینم پایانش که دست از سر من برداشت....
بعد تو کلاس همه ی پسرا صداش می زدن به اسم و من بهش می گفتم استاد و اون جلسه همه بهش می گفتن استاد انقدر حال داددددد
پ . ن ۱ : اون روز سرکلاس تورنومنت بازی داشتیم بعد برگشت گفت هرکی من رو ببره جایزه داره منم نوشتم تقلب مجازه ؟ بهم گفت آدم باش آلتین ... پسره ی بی شعور بعد پسرای کلاس ازش پرسید که جایزه چی گفت هر چی بخوای بچه ها هم گفتن که خب خودت بگو گفت هر چی دلتون بخواد بدون محدودیت ... بعد محدودیت رو این شکلی نوشته بود ؛ مهدودیت منم ازش غلط گرفتم نوشت بله بله ...
عمق فاجعه رو درک می کنید ؟؟؟
پ . ن ۲ : بچه ها بهم می گفتن که چقدر بازیت فرق کرده داری تقلب می کنی منم تکذیب می کردم بعد برگشت برادر محترم گفت بذارید باهاش بازی کنم می فهمم بعد کلا ۴ بار باهام بازی کرده منم پرو نوشتم من و شما باهام ملا چهار تا بازی داشتیم از کما می خواید بفهمید ؟، نوشت که استادی بازی شاگردش رو بلد نباشه ... منم ادامه دادم استاد نیست ... ولی منم بازی بلدم یکی از پسرا براش نوشت تو که استاد ما نیستی ولی ما همه بازی هامون خدایی خوبه من بی چاره هم گفتم جمله بندی متفاوت منظور یکسان!!! استادم رو ضایع کردم خیلی حال میدی!
فعلا دارم برنامه می چینم باهاش بازی کنم برنده شم .