ویرگول
ورودثبت نام
التین ؛ روحی که خسته است
التین ؛ روحی که خسته استپایان شب سیه ، سپید است
التین ؛ روحی که خسته است
التین ؛ روحی که خسته است
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

نامه ای بدون مقصد

این یه نامه اس ؛ نامه ای که مقصدی نداره .

هیچکس قرار نیست این رو بخونه پس ؛

به نام خدا ، عزیزم سلام !

حسی نیست ؛ در روز مره غرق شده ام .

مثل همیشه می نویسم ؛ می خونم و تحلیل می کنم .

گاهی میرم متن هایی که قبل نوشتم رو می خونم ؛ می خوام ببینم چند پله پیشرفت کرده ام .

این یه مسیر طولانی ؛ پر از فراز و نشیب .

پر از سختی ؛ پر از زمانی که همه چیز آرومی؛

درست مثل حال .

حالی که من توشم؛

حالی که من اینم .

راستش ما هیچ وقت تو حال زندگی نمی کنیم ؛ تا می آیم بهش فکر کنیم یک ثانیه می گذرد و ما داریم تو گذشته زندگی می کنیم.

آره پس بهتره بگویم گذشته ای که من توش دارم نامه ای به فرد نا مشخص می نویسم .

از درد هام میگم .

شاید همه چیز در سطح خوب باشه ولی ؛ در عمق چی ؟

در لایه های زیرین ؟

اون جایی که من دارم متن هام رو از وجود احساساتم می نویسم .

دختر خسته و گیجی که دست بر قلم می برد تا از رنج هایش کم کند .

تا کمر صاف کنه و بایستد تا ادامه ده .

از این کوه بالا بره و قلعه رو فتح کنه ...

تا بره سراغ مقصد بعد .

بعد و بعد تا برسه به پایان .

در حالی که به اهنگ نامه ای به فرزند یاس گوش می کرده ام نوشتم

پایانی که توش کالبدم بره زیر ۲ متر خاک و روحم دست برد بزنه به بانک آرامش

تحلیل متن
۱۱
۳
التین ؛ روحی که خسته است
التین ؛ روحی که خسته است
پایان شب سیه ، سپید است
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید