تا زمانی که توی ذهنم بود،
همهچی یه رویا بود.
ولی وقتی نوشتم،
آرزوها شکل گرفتن.
کلماتم، آینهی دلم شدن.
مینوشتم که بدونم چی میخوام.
مینوشتم که بدونم کیام.
یه دفتر ساده گرفتم
و شروع کردم به نوشتن خواستههام،
آرزوهای کوچیک و بزرگم...
و حالا وقتی برمیگردم و نگاه میکنم،
میبینم چقدرشون واقعاً اتفاق افتادن.