
ما ایرانیها بارها در بزنگاههای مهم تاریخ، به جای ایستادن پای حقیقت، درگیر قضاوتهای سطحی، منافع کوتاهمدت یا اختلافات درونی خود شدیم.
چرا نمیتوانیم درست انتخاب کنیم؟
1. فرهنگ فردگرایی منفی: هرکس فقط به نجات خودش فکر میکند نه به جامعه.
2. بیاعتمادی تاریخی: قرنها ظلم، دروغ و فساد باعث شده مردم به هر صدای حقیقی هم مشکوک شوند.
3. نفوذ دشمنان: رسانهها و جریانهای غربزده بهطور حرفهای ذهن مردم را علیه حقیقت بمباران میکنند.
4. ضعف در عمل به دین: دین ما پر از توصیه به عدالت، انصاف، یاری مظلوم و اطاعت از رهبر حق است، اما بیشتر در حد شعار باقی مانده.
چرا دیگران رهبر ما را میبینند اما ما نه؟
خارجیها او را نماد مقاومت در برابر امپریالیسم میبینند، چون رسانههایشان برایشان تصویر دیگری از جهان ساختهاند و حقیقت برایشان واضحتر جلوه میکند.
ما اما درگیر مشکلات روزمره، گرانی و فشارهای روانی هستیم و همین باعث میشود سرچشمه حق را با عینک خستگی و ناامیدی ببینیم.
راهکار چیست؟
بازگشت به خودآگاهی جمعی: مردم باید دوباره تاریخ و جایگاه ایران در نقشه جهان را بشناسند.
جهاد تبیین: حقیقت باید با زبان ساده، صادقانه و قابل لمس برای نسل جوان گفته شود.
وحدت و مسئولیتپذیری: اگر هر ایرانی فقط یک قدم در راه اصلاح خودش و محیط اطرافش بردارد، موجی بزرگ شکل میگیرد.
تربیت نسل مقاوم و دانا: آموزش درست، رسانه سالم، و بازسازی اعتماد اجتماعی کلید نجات است.
📌 به قول بزرگان:
«وقتی مردم حقیقت را نشناسند، به باطل رأی میدهند. مشکل ما ناآگاهی است، نه نبودِ حقیقت.»