ن یهو یاد یه خاطره ای افتادم، گفتم بیام اینجا ازش بگم، اون ی بود که تو پستای اتفاقای دوره نبودنم ازش گفتم...
خانواده عجیبی داره
چند ماه پیش، آبان اینا یه روز تو مدرسه اعصابش خیلی خورد بود، میگفت دیشب نصف شب برای مادرم آب بردم گفت این چه طرز آب آوردنه؟ کلی دعواش کرد و اینا، سر یه آبی که عین آدم آورده بود:/

میگفت همکلاسیم که همیشه درسش خوبه هیچوقت از این مشکلا تو خانواده نداره، برای همین میتونه انقدر نمره های خوب بگیره ولی من نمیتونم(وی بخاطر سرماخوردگی کلا سه تا از امتحانات دی ماه رو شرکت کرد و کسی نبود بهش بگه باید همه ی امتحانا رو بدی)
راستم میگفت، کسی که انقدر جو خانوادگی سنگینی داشته باشه، نمیتونه بچه درسخون کلاس باشه، همین معدلش بالای ۱۶ بود هم شاهکار کرده بود:)
جدا از این، خواهر جوونش فوت کرده بود، برا مادرشم سخت بود خب، ولی بازم این رفتار درست نبود
خلاصه بعضیا خیلی گناه دارن، اذیتشون نکنیم

تقدیم به تمام کسانی که توسط خانواده زجر کشیدن:))))
این درد بدیه، چون آدم از خانواده توقع داره، اونم وقتی بچه باشی که سخت تر
#هیچ_پینوشتی_لایق_این_پست_نیست