"هری پاتر" جالبی که خوب نیست

هری، هرمیون و رون
هری، هرمیون و رون

دارم دوباره هری پاتر رو می بینم. دبیرستانی بودم که کتاب هاش رو می خوندم ولی هیچ وقت فیلم های هری پاتر رو ندیدم چون احساس می کردم دیگه جذابیتی برام نخواهد داشت. حدود دوسال پیش یک دور همه قسمت هاش رو دیدم و این روز ها هم دوباره دارم می بینم.

هری پاتر مثل خیلی از قهرمان های معاصر غربی، یک قهرمان "از پیش تعیین شده" است برخلاف قهرمان های شرقی که اتفاقا از وضعیتی پایین تر از حالت عادی تلاش می کنند و خودشون رو اثبات می کنند.

این قهرمان ها در دنیای واقعی، انسان را بی حال و خسته می کنند. البته از حق نگذریم لذتی که در تماشای این فیلم ها هست کم هم نیست ولی من هیچ وقت از فیلم های تخیلی لذت نبردم.

هیچ وقت

گاهی احساس می کنم فیلم های تخیلی به نوعی توهین به انسان محسوب میشه. بخصوص فیلم های کریستوفر نولان مثل اینسپشن و ... . (به غیر از بی خوابی)

ولی هری پاتر آزارم نمی ده با این که نسبت به دیگر فیلم ها، فاصله بیشتری از واقعیت داره. شاید چون انتظاری ازش ندارم ناراحت نمیشم. مثل خرابکاری های یک بچه.

از نظر من سینما خیلی خیلی جدی تر از این هاست.

مردم وقتی فیلم ها رو تماشا می کنند از واژه های مختلفی برای توصیف اون ها استفاده می کنند. یکی از این واژه ها لفظ «جالب» است. جالب در سینما از نظر من فیلم بدی است که مخاطب نمی خواهد از آن بدگویی کند.

احساس من نسبت به هری پاتر همین است. از این که دوباره هری پاتر می بینم ناراحتم ولی می بینم.

حس دوگانه ی عجیبی است.