ما چی هستیم به جز چندتا هورمون؟
فکر میکنم اگه منم تو جلسه محاکمه گالیله بودم رای به گنهکاریش میدادم. چرا؟ چون گالیله انسان رو از اشرف مخلوقات به چیزی کمارزش تقلیل داد. چرا باید باور میگردم که ما ابرانسانها، آنطور که فکر میکنیم اشرف مخلوقات نیستیم. حتی این ما نیستیم که خورشید دورمون میگرده. ما مرکز عالم نیستیم!
من میگم نه تنها مرکز عالم نیستیم، که موجوداتی بیچاره هم هستیم. موجوداتی متشکل از چندتا هورمون که لحظه به لحظه، آنی به آن دیگر، تغییر میکنه. در مغز ما یه سری تنظیمکنندههای عصبی وجود داره، مثل سروتونین، دوپامین که باعث میشه تو یه لحظه خوشحال باشیم و لحظهای بعد غمگین. این تنظیمکنندهها تاثیر زیادی بر این میگذارند که «ما چه کسی هستیم»، «روز کی هستیم» و «عصر چه کسی» و تفاوت فاحشی وجود داره بین تصمیمی که در صبح میگیریم با تصمیمی که در عصر گرفتیم. چرا؟ چون میزان این تنظیمکنندهها در طول روز متفاوته. مثلا صبحها میزان سروتونین در سطح نرمال خودش قرار داره و به همین دلیل صبحها شما کمتر ریسکگریز هستید و هر چقدر به پایان روز نزدیک میشید سطح سروتونین کاهش پیدا میکنه و باعث میشه شما بیشتر به به یک آدم ریسکگریز تبدیل بشید و خود این منجر به وقوع یک خطا شناختی تحت عنوان «تمایل به حالت پیشفرض» در ما ایجاد میکنه. تمایل به حالت پیشفرض شکلی از عدم تمایل به تصمیمگیریه. به همین دلیل اگر تصمیمی را به آخر وقت موکول کنید به احتمال زیاد شما اون رو به تعویق میندازید.
¶ حالا با این توصیف قبول دارید که انسان خیلی بیچارهست؟ خیلی طفلیه؟ واقعا ما چی هستیم به جز چهارتا هورمون؟