دانستن در مورد اخلاق، ما را با اخلاق نخواهد کرد. آدمهایی هم هستند که در گیر و دار آداب و مودب بودن گیر کردهاند، جالب اینکه خالی از اخلاق هستند. چیزی که این روزها بسیار مد شده، ما با جماعتی وسط باز و به ظاهر انتِلِکت که بسیار بر روی ادب حساساند نه اخلاق، و هرگونه خشونت کلامی یا مخالفت با عرفهای احمقانه را بی ادبی محسوب میکنند روبرو هستیم، که نشان میدهد این جماعت خود فروخته نه ادب را فهمیدهاند و نه اخلاق را فقط در گیر و دار ادابازیهای آبکی هستند. جماعتی که اسماشان را«مودبان بیشرافت» گذاشتهام. این مودبان، به وقتاش متجاوز، خالی از اخلاق، فتوا دهنده و باطن خود را چنان بروز میدهند که بخش بسیاری از آقای دکتر متجاوز، خانم دکتر کلاهبردار، شاعر و نویسنده، روانشناس بیاخلاق، فیلسوفی شیاد را از آن خود میکنند. در دنیای من ادب در پایینترین مرتبه اخلاق جای دارد، ادب چیزی در مورد رویدادها در موقعیت است، اگر شما جایی مورد ظلم قرار بگیرید، اگر در جایی که اقتضا حکم خواهد کرد که تابویی را بشکنید، نه شما بی ادب خواهید بود و نه بیاخلاق