مشکل سیستم آموزشی ایران و در سطح پایین‌تر سمپاد کجاست؟

چند روز است که به دلیل تصمیم وزارت آموزش و پرورش برای حذف آزمون ورودی مدارس سمپاد (سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان - یا همان مدارس تیزهوشان و فرزانگان) بحث‌های زیادی ایجاد شده. از آنجایی که من هم در توییتر با بعضی دوستان صحبت‌هایی پیرامون این مساله داشتیم و بحث به نقطه‌ای رسید که ادامه‌اش در حوصله فضای محدود توییتر نبود، تصمیم گرفتم اینجا در مطلبی مفصل‌تر بنویسم.

همین ابتدای کار باید بگم که من نه کارشناس آموزش هستم و نه در هیچ رشته‌ای مرتبط با آموزش تخصص دارم. آنچه که خواهم گفت نتیجه تحقیق در این زمینه، مطالعه و گوش دادن صحبت‌های متخصصین جهانی است. اگر پس از پایان این نوشته علاقه داشتید از افراد متخصصی هم پیگیر ماجرا شوید، بد نیست برای شروع به شنیدن صحبت‌های پروفسور «کِن رابینسون» که در وب‌سایت www.ted.com با زیرنویس فارسی هم موجود است بنشینید:

سیستم آموزشی فعلی از کجا آمده است؟

سیستم آموزش عمومی با ساختاری که امروزه در ایران هم می‌شناسیم ریشه در انقلاب صنعتی غرب دارد و هدف اصلی ایجاد آن تربیت نیروهای مورد نیاز بخش صنعت بود. شاید دانستن این نکته حالا تمرکز و بها دادن بیش از اندازه آن به ریاضیات و فیزیک را قابل درک کند.

این نوع سیستم آموزشی خطی و با مدلی شبیه به غذاهای فست‌فود است. خطی به این معنا که از نقطه مشخصی شروع می‌شود و برای آن مسیری استاندارد و ثابت تعیین شده است که در آن باید با موفقیت نقطه (الف) را گذراند و سپس به نقطه (ب) رفته و تنها با موفقیت در نقطه (ب) است که به نقطه (ج) می‌روید و اینگونه مرحله به مرحله تمامی افرادی که وارد سیستم شده‌اند مسیری یکسان را باید بگذرانند. آنچه معمولا گفته می‌شود این است که در پایان این مسیر شما برای زندگی آینده‌تان آماده شده‌اید، اما آنچه که در عمل می‌بینیم معمولا بسیار متفاوت است.

منظور از شباهت سیستم به غذاهای فست‌فود هم این است که تمامی اجزا و بخش‌های این سیستم کاملا یکسان و استاندارد شده هستند. یعنی بدون توجه به اینکه انسان‌ها اساسا با یکدیگر تفاوت‌های عمده‌ای دارند و استعدادها و توانایی‌های آنها گوناگون است، با همگی یکسان برخورد شده و به همه آنها پکیج یکسانی ارائه می‌شود.

مشکل این سیستم کجاست؟

نادیده گرفتن تفاوت‌های فردی

این سیستم آموزشی تفاوت‌های ذاتی انسان‌ها و استعدادهای متفاوت هر یک را کاملا نادیده می‌گیرد. برای این سیستم آموزشی اهمیتی ندارد شما به چه علاقه‌مندید و در چه بخشی استعداد بیشتر یا کمتری دارید، به هر حال برای رسیدن از نقطه (ب) به نقطه (ج) باید تمامی بخش‌های تعیین شده را بگذرانید. این رویکرد باعث تلف شدن استعدادهای بالقوه انسان‌ها می‌شود و وقت زیادی از آنها را با بازده آموزشی فوق‌العاده پایین هدر می‌دهد.

برتری دادن انسان‌ها به یکدیگر بر اساس استعدادهایشان

این سیستم از پایه تبعیض قائل می‌شود و عمده تمرکزش را برای بخش‌های خاصی از استعدادهای انسان که کاربرد بیشتری در صنعت خواهند داشت می‌گذارد. بخوانید: ریاضیات و فیزیک.

این همان دلیلی است که باعث می‌شود آنهایی که رشته ریاضی و فیزیک خوانده‌اند خود را از ادبیاتی‌ها و علوم‌انسانی‌ها برتر بدانند. همان علتی است که باعث می‌شود اگر نوجوانی بخواهد وارد رشته هنر بشود معمولا با واکنش منفی از سوی خانواده روبه‌رو خواهد شد.

اما خب واقعیت این است که یک ریاضی‌دان نابغه واقعا چیزی برتر از یک رقصنده نخبه ندارد. آن‌ها فقط استعدادهای متفاوتی دارند. در ذات طبیعت جهان واقعا هیچ چیزی نیست که باعث شود فیزیک را از نقاشی برتر بدانیم.

راه حل چیست؟

آنچه گفته شد در دنیا بر کارشناسان آموزش پوشیده نیست و در دهه اخیر خیلی از کشورها تحولاتی در سیستم‌های آموزشی خود ایجاد کرده‌اند تا بتوانند آموزش عمومی را انعطاف‌پذیر و قابل شخصی‌سازی کنند، استعدادهای انسان‌ها را هر آنچه که هست کشف و شکوفا کرده و به کسی بر اساس نوع استعدادش برچسب «تیزهوش» یا «نخبه» نزنند. سیستم‌های آموزشی نوین همچنین تا حد ممکن از «آزمون»گرا بودن پرهیز می‌کنند و تمرکز اصلی را بر لذت بردن از یادگیری قرار می‌دهند.

مشکلات اضافه سیستم آموزشی ایران

علاوه بر این صحبت‌ها، سیستم آموزشی کشور ما از مشکلات اضافه خاصی هم رنج می‌برد.

  1. بدیهی است که اصلی‌ترین هدف و رسالت هر سیستم آموزش عمومیِ «علم»، آموزش روش کارکرد علم و تحلیل و استدلال منطقی و استنتاجی است. این اصل در سیستم آموزشی ایران مطلقا جایی نداشته و سیستم از رسیدن به این هدف عاجز است. به همین علت است که شاهد حضور پرتعداد فارغ‌التحصیلان و اساتید دانشگاهی هستیم که به «قانون جذب» معتقدند، از انرژی مثبت و منفی کیهانی صحبت می‌کنند و با افتخار برج فلکی تولدشان را در پروفایل اینستاگرام جار می‌زنند.
  2. شوق دیوانه‌وار برای نمره، رتبه و درجه! در ایران متاسفانه از عموم مردم گرفته تا دست‌اندرکاران سیستم آموزشی، همگی نمره و رتبه و آزمون را به عنوان معیار و مصداق موفقیت قرار داده و آن را پرستش می‌کنند. در این سیستم منظور از «خروجی خوب» همیشه رتبه حداکثر سه رقمی کنکور است. نه الزاما انسانی شاد، از نظر روانی سالم، دارای اعتماد به نفس، منطقی، قادر به همکاری در گروه و اهل علم.
  3. برابر دانستن «افزایش حجم و سنگینی درس» با «افزایش کیفیت آموزش»! این از همان نکاتی است که در بدترین شدت بلای جان سمپاد و مدارس نمونه و... هم شده است. در این سیستم جایی برای سرگرمی، کسب مهارت‌های اجتماعی، هنر و موسیقی وجود ندارد. این سیستمی است که ساعت ورزش را بدون لحظه‌ای تردید در اختیار معلم ریاضی قرار می‌دهد. همان سیستمی که معمولا گوش دادن به موسیقی در مدرسه را حتی قابل تحمل هم نمی‌داند، چه رسد به اختصاص ساعت درسی و ساز و معلم برای آن. این سیستمی است که هدف هنر و ادبیات را فقط بالا آوردن معدل می‌داند. همان سیستمی که در مدارس سمپاد ریاضیات چند مقطع بالاتر را در قالب کتاب «تکمیلی» همزمان به دانش‌آموزان تحمیل می‌کند تا به قول خودشان «نخبه» پرورش دهد. این سازمان «پرورش استعدادها» برای پرورش استعداد آن نوجوانی که می‌تواند «محمود دولت‌آبادی» بعدی باشد چه برنامه‌ای دارد؟
  4. کادر آموزشی بی‌علاقه به آموزش! شاید عده‌ای از خواندن این بخش برآشفته شوند اما از نظر من حقیقتی واضح و قابل مشاهده است که بخش عمده‌ای از کادر آموزش در کشور شامل اساتید، معلمان، معاونین و مدیران واقعا هیچ شوق و علاقه‌ای برای این امر ندارند و صرفا برای داشتن درآمدی ثابت به کار مشغولند. در حالی که اصولا افرادی که در خط مقدم آموزش هستند باید آنهایی باشند که شوق و اشتیاق درونی‌شان برای علم و آموزش، دیگران را ذوق‌زده و علاقه‌مند می‌کند. آیا «برایان گرین» را می‌شناسید؟ هرگز به تماشای صحبت‌هایش نشسته‌اید؟ یا حتی «لارنس کراوس»؟ محیط آموزشی باید لذت‌بخش و جذاب باشد. متاسفانه این شغل‌ها در ایران صرفا تبدیل به منبع درآمد شده‌اند و جایگاه والا و اصلی خود را از دست داده‌اند طوری که حتی در دانشگاه‌ها هم شاهد آن هستیم. واقعا چند درصد از اساتید هیات علمی دانشگاه‌های ما به وظیفه ذاتی این بخش که «تولید علم» است مشغولند؟ و مشخص است که منظور از «تولید علم» سیل سالانه مقاله‌های ISI به درد نخور جهت بالا بردن رتبه دانشگاهی و افزایش پایه حقوق نیست.

بیشتر بخوانید

در پایان توصیه می‌کنم برای کسب اطلاعات دقیق‌تر و بیشتر، درباره سیستم‌های آموزشی برتر دنیا بخوانید:

Finland has one of the best education systems in the world

The big lesson from the world's best school system? Trust your teachers

The 11 best school systems in the world

Strong Performers and Successful Reformers in Education