یک عدد من·۱ سال پیشگرگان جاناسترآباد یا گرگان صدایش کنی ! فرقی به حالش نمی کند ! به هر حال برمی گردد و لبخند می زند ، می گوید : جانم ؟ با کوچه هایم کاری داشتی ؟
یک عدد من·۱ سال پیشمیبوسمت یک روز در میدان آزادیمیبوسمت یک روز در میدان آزادیمیبوسمت وقتی که تهران دست ما افتادمیبوسمت وقتی صدای تیرها خوابیدمیبوسمت وقتی سلاح از دستها افتادمیبوسمت…
یک عدد من·۱ سال پیشدر شرایط جنگی ، با خود صلح کنید :)شناسنامه ها و مدارک را جمع کرده اید ، مقداری پول نقد و کیفی که نامش را گذاشته ایم کیف نجات اضطراری ! بماند که هیچ وقت درک نکردم چند قوطی کن…
یک عدد من·۷ سال پیشویرگول یادآور وبلاگستان فارسی در دهه 60مدت هاست ویرگول را به عنوان مجله ای خواندنی از دور تماشا می کنم ، بارها بعد از خواندن متن خواسته ام کامنتی ، لایکی ، شصتی ، پایی را نثار نو…