داستان کار پیدا کردن‌های من (3)

تو داستان‌های قبلی تا جایی رسیدیم که کمتر از سه ماه تو خدمات کامپیوتری بودم و بعد به فکر کارهای داخل دانشگاه افتادم. اگر داستان‌های قبلی رو نخونید می‌تونید از این‌جا بخونیدشون:

قسمت اول

قسمت دوم

خب، بعد از اینکه یه مدت تو دانشگاه فعالیت کردم به این نتیجه رسیدم که: امیدوار بود آدمی به خیر کسان (دانشگاه) / مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان.

تا یکی دو ترم کار خاصی نکردم، فقط یه مدت افتادم تو خط اینستاگرام. من دانشگاه اردبیل درس می‌خوندم، برای همین یه پیج درست کردم و شروع کردم عکس گذاشتن از قشنگی‌ها، معرفی شاعرا، نویسنده‌ها، تئاترها، طبیعت و غذاهای اردبیل. البته من اون موقع (یعنی حدوداً 4-5 سال پیش) هیچ‌گونه اطلاعاتی راجع‌به دیجیتال مارکتینگ نداشتم و فقط با ایده‌های خودم یه کارایی انجام می‌دادم. بعد از مدت کوتاهی نتیجۀ خوبی هم گرفتم، اما طوری نبود که ازش درآمدی داشته باشم. در نهایت بعد از یه مدت از اینستاگرام هم خسته شدم و پیج رو دادم به یکی از دوستام که توش کلاه می‌فروختن و سود خوبی هم کردن.

بعد از بسته شدن پرونده اینستاگرام، یک شب که سخت در حال تلاش برای فهمیدن یک خط از درس آنالیز ریاضی بودم، الهه (دوست و هم‌خوابگاهی قدیمی‌م) بهم پیام داد و گفت که نیاز به کمک داره و یه کاری قبول کرده که نمی‌رسه تحویلش بده، منم از اون‌جایی که خیلی رفیق بامعرفتی (:D) هستم قبول کردم. کار به این شکل بود که باید یک سری اطلاعات راجع به محصولات داروخانه رو تو اکسل وارد می‌کردیم. هر محصول هم حدوداً 10 ستون می‌شد. اولش به نظرم کار ساده‌ای اومد؛ ولی هرچی که جلو می‌رفتم برام سخت‌تر می‌شد و تلاش می‌کردم هرچه زودتر تموم شه. من بدون اینکه بدونم به این کار می‌گن Data Entry (ورود اطلاعات) و همچینم کار ساده‌ای نیست در عرض 3 روز تونستم 1000 تا محصول وارد کنم. جالب این‌جاست که خودم نمی‌دونستم خیلی زود دارم کارو تحویل می‌دم؛ ولی برگ‌های همه ریخته بود و 500 هزار تومنم بهم دادن که خب اونم نمی‌دونم هنوز تعرفه‌ش همون بوده یا چی.

نکته: کارایی مثل دیتا اینتری می‌تونن کار سبک و خوبی برای دوران دانشجویی باشن. شما چه کاری پیشنهاد می‌دین که در کنار درس و دانشگاه بشه ازش درآمد داشت؟

خب، شغل بعدیم مربوط به آخرین روز‌های دوران دانشگاه می‌شه. کاری که براش خیلی وقت گذاشتم و خیلی زود هم ازش متنفر شدم؛ اونم خیلی زیاد! تو قسمت بعدی اگر عمری بود حتماً براتون تعریف می‌کنم؛ ولی تا اون موقع اگر تجربه‌های مشابهی دارید خوشحال می‌شم بخونم :)