ویرگول
ورودثبت نام
جزوه
جزوه
جزوه
جزوه
خواندن ۱ دقیقه·۲ ماه پیش

خونه ی ما، دورِ دوره، پشت کوه های صبوره...

از تمام روزهای ماه بندرت شبیه امروز به زندگی سخت نگرفتم، مثل نسیم از کنار ثانیه ها عبور کردم. خونمون هنوز خالیه، فرش هایی که قرار بود کمتر از یک هفته توی خونه پهن بشه همچنان در حال بافت توی کارخونه اس، پرده ای که ماه قبل قرار بود سه روزه نصب بشه از طرف فروشنده کنسل شد نمیدونم توی اوضاع کسادی بازار چرا هیچ‌کاسبی خوش قول نمیمونه، انگار همه سبقت گرفتن به بهانه تغییر قیمت دلار بدقول تر بشن. چند متر از در ورودی با دمپایی تا نزدیک فرش راه میریم، ما بقی فضا با فرش های کوچیک قبلی و‌موکت و قالیچه پر شدن، بماند که چند باری سُر خوردم و جون سالم به در بردم. کم کم با خونه اُخت شدم، آدمیزاده و عادت. دیدن هر روزه ی آسمونی که خونه قبلی ازش محروم بودم برام شده قشنگی زندگی. اینجا چند طبقه به خدا نزدیکترم انگار. هر روز از نارنج های درخت حسین میچینیم، شبها چراغای چشمک زن هواپیماها رو که میبینم یاد بچگیام میوفتم که دستمو میذاشتم رو دهنمو و تند تند برمیداشتم و میگفتم اُاُاُ فک میکردم خلبان صدای منو‌میشنوه اگه یه گوشه خونه لامپ روشن کنم دیگه نورش کسی رو اذیت نمیکنه به خودم نزدیکتر شدم زندگی عوض شده ولی هیچوقت فراموش نمیکنم که توی این دنیا به چیزی دل نبندم، من پاره وجودمو از دست دادم خوب میفهمم هیچی موندگار نیست.

قیمت دلار
۱
۰
جزوه
جزوه
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید