مردی باش که مردانه دوست بدارد، و شلوغ نکند.مثل کوه بایستد؛ بیادعا، بینمایش. پشت زنی که انتخابش کرده ای، بایست نه برای مالکیت، برای امنیت. هزینه کن؛ پول ات، زمان ت ، آرامش و غرور و گاهی خوابت را مسئولیت را عقب ننداز و عشق را به شرط و اگر گره نزن بودنت تکیهگاه باشد نه بار؛ و زن، کنار چنین مردی، لازم نیست قویتر از خودش باشد؛ همین کافیست که خودش باشد. مردی که بلد است دوست بدارد، جلو نمیایستد که دیده شود؛ عقب میایستد تا زن، بیترس قدم بردارد. قولهای بزرگ نمیدهد، عملهای مداوم دارد. وقتی سخت میشود، عقب نمیکشد؛ سهم خودش از سنگینی را برمیدارد. هزینه میکند چون عشق برایش پروژه نیست، مسئولیت است. پشت زنی که دوستش دارد میماند، نه تا او را نگه دارد،بلکه تا دنیا نتواند هلش بدهد. و این ایستادن، مردانگیِ بیسر و صداست