ویرگول
ورودثبت نام
20njvan(intp)
20njvan(intp)INTP در یک خط:(جواب هوش مصنوعی) تحلیل گری دارای تفکر مستقل، منطقی و خلاق که همیشه در جستجوی درک عمیق مفاهیم و ایده‌های نو است. 20njvan2016@gmail.com
20njvan(intp)
20njvan(intp)
خواندن ۵ دقیقه·۹ ماه پیش

تقلید

کی قرار است بفهمیم که همه چیز های خوب در منافع جمعی خلاصه میشود؟؟؟؟

و تمام بدی ها و رنج ها در تعارض و درگیری های حاصل از منفعت طلبی شخصی ؟؟؟

.‌
.‌
...
...
آنچه استاد جمال زاده بعنوان ریشه عقب افتادگی ایرانیان بدان رسیده بود
آنچه استاد جمال زاده بعنوان ریشه عقب افتادگی ایرانیان بدان رسیده بود
برره نمایی از جامعه ایرانی
برره نمایی از جامعه ایرانی
خلقیات ایرانی در قاب تصویر
خلقیات ایرانی در قاب تصویر
...
...
https://virgool.io/@20njvan/%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%A6%D8%A8-wli84gv2xklv
https://virgool.io/@20njvan/%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D9%85%D9%81%D8%AA-vcolc8cqlpmm
االعاقل یکفی بالاشاره (؟)
االعاقل یکفی بالاشاره (؟)
افلا تعقلون ؟
افلا تعقلون ؟
...
...
...
...

پرسش‌‌ عباس‌ میرزا پس از شکست مقابل روسیه

پس از شکست ایران در جنگ با روسیه و تحمیل قراردادهای خسارت بار گلستان و ترکمنچای که بخشی از آن متاثر از پیشرفت تکنولوژیک و نظامی روسیه و عقب ماندگی ایران بود، ژوبر نماینده فرانسه در اردوگاه جنگی عباس‌میرزا با او ملاقات كرد و نقل می‌كند كه عباس‌میرزا از سرِ درد سؤال‌هایی از او می‌پرسد. عباس‌میرزا از نماینده فرانسه می‌پرسد: «نمی‌دانم این قدرتی كه شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط كرده و موجب ضعف ما و ترقی شما چیست؟ شما در قشون جنگیدن و فتح كردن و بكار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال آنكه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و به‌ندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصل‌خیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا كمتر است؟ یا آفتاب كه قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما كمتر از شماست؟ یا خدایی كه مراحمش بر جمیع ذرات عالم یكسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمی‌كنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بكنم كه ایرانیان را هشیار نمایم.» آنچه صدراعظم ایران در آن دوران پرسید و جواب آن چیزی نیست جز رها کردن منفعت جمعی برای حصول منفعت شخصی

مطالعه مطلب راز هستی جواب سوال عباس میرزا از نظر حقیر است

https://virgool.io/@20njvan/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C-nxjmsuzsgdzd

در باب تقلید

علت العلل مشکلات کشور رفتار گله ای عوام و سوء استفاده چوپانان بی شرافت است

در دنیا و دیار عدم و نیستی

ای خلق خدا بدنبال چه هستی؟

از هست و نیست این خلایق

جملگی گشتند در بَند علایق

مرامشان همگی تقلید و کِید و نیرنگ

هر لحظه به بادی شوند به صدهزار رنگ

ز هر رنگ بری مصیبت و زحمت و رنج

چگونه تدبیر کنی بر صفحه ی شطرنج؟

عاقل همیشه به فکر پژوهش و تحقیق

خرفستران همه درگیر ستایش و تحمیق

از صد رنگ یکی به رنگ بنگشان زند چنگ

وز حرص و طمع درگیر سنگ و نبرد و جنگ

علایق ز ایشان همگی در بند وَهم و اوهام

اوهامی که به بند کشید، خُلق خَلق چو انعام

رفتارشان همه چو ستور و بعل و دام و انعام

چوپان ز رفتارشان برده تمام مزد و سود و انعام

ز جهل این قوم با مکر شدید شدند سواره

بریدن پارچه این دلق را بسی زشت و بدقواره

ز حرص و طمع شدند شاگرد دین و ملیٰ

خلق را کشیدن به حضیض کین و سفلیٰ

این قوم همیشه درگیر نال و مالند

جملگی درگیر تقلید و قیل و قالند

این عامل سختی حیات و شقاوت بخت

زانرو بود که این قوم ندارد درایت سخت

مومنان دنیا دوست دربند ریا و کِید وتزویر

چو ددان برای این گله در کمین و نخجیر

ز گردش روز و روزگار و چرخه ی طبیعت

عاقلان هر لحظه شدند دچار بُهت و حیرت

حیرت ز قوم بسته درب عقل و دانش

مردمان رها کرده عزّت و دَهش و بینش

ز نکوهش این قوم هرگز نگیری هیچ سود

ز حریق چوبان خشک، زود بلند شود دود

فولاد ز ضرب گیرد تماماً حالت و شکل

این قوم ز نقد گیرند به عقلشان گِل

عقل به تن نشان سروری و شاهی

خر چه داند ز حیات جز شکم و کاهی

ز جهل این قوم نماد اثری جز اندوه و آهی

چگونه روشن کنی راه را ز چاله و چاهی؟؟

زمین تشنه ی نعمت حیات ، ز آب باران

این قوم پر حیرت ز نغمت بسی نالان

ز ظلم و ستم همه درگیر قیل و قال و داد و بیداد

خود را خوانند پیروان علی و بوذر و سلمان و مقداد

به اسم دین و یاری و خیر خواهی ملّت

کردند بر سر و تن این قوم لباس ذلّت

ز ظلم و ستم ،جور و جفا هر آنچه داشتند

در حق این قوم خوش باور کم نگذاشتند

ز تمامی ظلم و رذالت و جور و جفا و جنایت

آیا این قوم را شده به حد حاجت و کفایت ؟؟

درد مردمانی مقلّد چو میمونان بازیگوش

مردمان رها کرده عقل و دانش و هوش

مردمان رونده این ره میمونان پر شقاوت

گمان برند این ره میمون است و پر حَلاوت

دنیا و عقبیٰ را همگی با خریت بر باد دادند

نخبگان را جملگی زین شقاوت به خاک دادند

ز شقاوت بخت زنند دمادم جملگی فریاد

هر دم کنند ز نیکان و گذشتگان، نیک یاد

هرگز رفتارشان ز روی عدل و عقل نبود است

ز بی عقلی پوستشان چو بختشان کبود است

هرگز نرسند به سعادت و عزّت و نام

تا رها نکنند شقاوت و ذلّت و دام

دیو و ددان چو پهن کردند بر خلایق دام

این گله به طمع کام شدند در بند دام

ره شقاوت زآنرو پر از هیاهو و بلواست

زان که این ره پر زطعمه و شِکر و حلواست

این ره هرگز نگردد نه ترک و نه متروک

زان رو بوند کاهنان مومن بنده مردوک

دوک و یانگ و لُرد همگی شاد و خوشحال

ز دیدن قوم بی خرد در شقاوت گذشته و حال

این درد گویا نداشته و ندارد هرگز حد پایان

کدام تدبیر بشر کند این قوم را ز درد درمان؟

قومی که هنوز هست درگیر تقلید و سخن مُلّیٰ

هر لحظه در آرزوی پرستش قبر و حسینیه ی معلّیٰ

امروز سخنی شنیدم بسی شگفت شدم سخت

گویم که چرا زین قوم نمی رود شقاوت بخت

همسایه ای به قصد زیارت کربلای معلّیٰ

بجای مستحب رها کرده واجب و ترک اولیٰ

به زیارت میرود یا بهر طعام و شکم چریدن؟

آیا عمل نیکی شود ز ایشان به چشم دیدن؟

ایتام و فقرا نیازمند و درگیر خواست و خواهش

چگونه شود که این دیو و ددان را نکرد نکوهش؟

حسین گوید ز من به نکویی الگو گیر

بر سفره نشسته مکن شکم را ز جور سیر

گر لقمه ای خوری لقمه ای به فکر خلق باش

در فکر نیک و بد و روز جزا و به یاد حق باش

گر توانمندی گرفتی به لطف، یتیمی به فرزندی ؟

حال دائم گویی که چرا همیشه رنجور ودردمندی؟

آیا چو کلاغ در گیر رکوع و قیام و سجودی؟

یا چون علی در حال ایثار و لطف و جودی؟

آیا ز اسلام داری فقط اسم و نشان و نامی؟

نمی دانی تا ابد در این جهان زنده نمانی؟

آیا داری برای آخرتت خیر و زاد و توشه؟

یا گویی دیگی که برای من نباشه سر سگ بجوشه؟

گوششان به دهان خلق، رها کرده عقل و هوش

عمرشان در عیش و نوش و پنبه در هر دو گوش

آیا مستحب با ترک واجب راه نجات است؟

چرا اینجا همه چیز در پس پرده ی حجاب است؟

حجابی که بسته ره خرد و عقل و دانش

بیش ز این چگونه میشود که کرد سازش؟

مردمان پیرو حرف مفت و جهل و خرافات

زین خریت چه آید جز اُفت بسی ز آفات؟

تا خر نباشد خرسوار چگونه سواری گیرد؟

آیا کسی هست این سخن به گوش گیرد؟

تا احمق در جهان است مفلس در امان است

آیا این خریت محدود به تاریخ و زمان است ؟

رساندن سخن به گوش مردگان متحرک

عقل گوید بیخیال ای دست، اِسمع لاتحرک

به چشمشان دوست دشمن و دشمن دوست

دوست نما کنده زین خلایق چو دشمن پوست

سخن بسیار نه میشود گفت نه به آسودگی خُفت

ناچار به تنهایی شوم یار و قرینه و همدم و جفت

فقر فرهنگیفقرفرهنگشقاوت
۲
۱۳
20njvan(intp)
20njvan(intp)
INTP در یک خط:(جواب هوش مصنوعی) تحلیل گری دارای تفکر مستقل، منطقی و خلاق که همیشه در جستجوی درک عمیق مفاهیم و ایده‌های نو است. 20njvan2016@gmail.com
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید