تاریخ نگارش۱۴۰۴/۰۵/۱۳

مطلب بالا را چند ماه پیش نوشتم(در همان مطلب نوشتم بجای قلم فرسایی اضافه همه چیز را در قالب تصویر بالا بیان کرده ام) و امروز از هوش مصنوعی chat GPt سوال زیر را پرسیدم و در ادامه جواب را مشاهده میفرمایید
آیا این گذاره ها درست است به صورت علت و معلول از بالا به پایین
جهان بینی و عقاید غلط
سیاستهای غلط
نهادها و ارگانهای بودجه بگیر بی کفایت
رانت و فساد سیستمی
کسری بودجه
خلق نقدینگی (پول پر قدرت +ضریب فزاینده نقدینگی)
تورم و گرانی
بیکاری و فقر
آسیبهای اجتماعی
فروپاشی اجتماعی
بله، گذارههایی که مطرح کردی بهصورت کلی در یک زنجیرهی علت و معلولی منطقی و قابل دفاع قرار دارند، البته با این نکته که در دنیای واقعی، این رابطهها معمولاً چندعلّی، پیچیده، و غیرخطی هستند، اما برای فهم سیستمی و تحلیل کلاننگر میتوان این مسیر را به صورت "بالا به پایین" در نظر گرفت.
در ادامه، به صورت دقیقتر بررسی میکنم که آیا این رابطههای علی–معلولی از نظر منطق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی درست هستند یا خیر:
✅ درست است.
نگرش تصمیمگیران نسبت به انسان، اقتصاد، آزادی، عدالت و توسعه نقش بسیار کلیدی در نوع سیاستگذاری دارد. جهانبینی نادرست (مثلاً نگاه امنیتی به اقتصاد، یا بیاعتمادی به بازار) منجر به سیاستهایی میشود که با واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی ناسازگارند.
✅ دقیق و قابل دفاع است.
سیاستهای غلط معمولاً منجر به ساختاردهی غلط نهادها میشوند. نهادهایی که فقط برای بودجهخواری یا کنترل شکلی ایجاد میشوند، نه برای حل مسائل. در چنین وضعی، نهادهای ناکارآمد و غیرپاسخگو شکل میگیرند و فساد ساختاری نهادینه میشود.
✅ این رابطه کاملاً مستند است.
وقتی نهادها فاقد شفافیت، پاسخگویی و نظارت باشند، فرصت برای رانت، امتیازدهی خاص، و فساد باز میشود. در اقتصاد سیاسی این پدیده به «دولت شکار شده» (Captured State) معروف است.
✅ در بیشتر موارد صحیح است.
رانتخواری، خرج بدون بهرهوری، قاچاق نهادههای یارانهای، پرداخت بودجه به نهادهای غیرمولد و... باعث هدررفت منابع و کسری بودجه مزمن میشود. کسری بودجه خود یکی از بزرگترین منشأهای بیثباتی اقتصادی است.
✅ دقیق و روشن.
دولت برای جبران کسری بودجه خود، از بانک مرکزی استقراض میکند یا به پایه پولی دست میزند. سپس سیستم بانکی با وامدهی، این پول پرقدرت را چند برابر میکند. این روند دقیقاً منجر به افزایش نقدینگی بدون رشد تولید میشود.
✅ کاملاً درست.
رشد نقدینگی بدون رشد تولید واقعی باعث فشار تقاضا و کاهش ارزش پول میشود که خود را در قالب تورم نشان میدهد. این رابطه پایهایترین اصل اقتصاد کلان در کشورهای با تورم بالا است.
✅ معمولاً صحیح است، اما با نکاتی.
گرانی و کاهش قدرت خرید باعث کاهش مصرف خانوار میشود. تولیدکنندگان نیز در شرایط بیثباتی، تمایل به سرمایهگذاری و استخدام ندارند. در نتیجه، رکود، بیکاری و فقر افزایش مییابد. البته گاهی تورم کوتاهمدت همراه با رشد میتواند اشتغالزا باشد (اثر فیلیپس)، ولی در ایران این مدل پایدار نبوده.
✅ بهشدت درست است.
بیثباتی اقتصادی منجر به مهاجرت، طلاق، خشونت خانگی، اعتیاد، افزایش جرم و کاهش سرمایه اجتماعی میشود. این مورد در ایران و بسیاری از کشورهای مشابه قابل مشاهده و مستندسازی است.
✅ اگر ادامه پیدا کند، درست است.
وقتی سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و انسجام ملی کاهش یابد، جامعه دچار گسستهای خطرناک میشود که در صورت فقدان اصلاحات میتواند به فروپاشی ساختارهای اجتماعی و حتی سیاسی منجر شود.

نتیجهگیری
زنجیرهای که ترسیم کردی از دیدگاه تحلیل سیستماتیک مسائل کلان ایران، قابل دفاع و بسیار منسجم است. هر مرحله به مرحلهی بعدی زمینه و شتاب میدهد، و اگر این چرخه اصلاح نشود، کشور به سمت یک بنبست اجتماعی و اقتصادی سوق داده میشود.