حیات آدمی در گستردگی این جهان خاکی همواره در حال تبدیل و تغییر بوده و بعضی اوقات این تغییرات بسیار سریع و شگرف بوده است
در گیر و دار تغییرات مردمان و جوامع همیشه دیر یا زود درگیر موج سهمگین تغییر میشوند و چه خوب که فرد آمادگی های لازم بلاخص از بعد روانی برای آن تغییرات را زودتر پیدا کند
آدمی در زندگی همواره درگیر مسائلی است که بعضی از آنها مهمترین بخش زندگی و شاید همه زندگی فرد را تشکیل میدهد که این بخشهای مهم عبارت است از ۱ـ جهانبینی ۲ـ کار و اشتغال ۳ـ خانواده
که از چند هزار سال پیش شروع شده و تا امروز ادامه دارد اما به مرور از قدرت تسلط آن بر اقتصاد کاسته شده است
جهانبینی دینی که شاکله همه چیز را میساخت
کار و اشتغال بر اساس کشاورزی بود
خانواده که عبارت بود از بزرگ سالاری و خانواده گسترده
که با انقلاب صنعتی که از دگرگونیهای بزرگ در صنعت، کشاورزی، تولید و ترابری که در بازهٔ زمانی سال ۱۷۶۰ تا سال ۱۸۴۰ میلادی رخ داد و تا امروز ادامه دارد اما به مرور از سلطه اقتصادیش در حال کاهش است
جهانبینی بر مبنای تکیه بر عقل و علم تجربی و در مواردی رد دین
کار و اشتغال بر پایه تولید صنعتی
خانواده هستهای و حقوق و مسئولیت برابر زوجین مدرن
که از شروع عصر اطلاعات به توسعه ترانزیستور در سال ۱۹۴۷، تقویتکننده نوری در سال ۱۹۵۷ و ساعت یونیکس که در ۱ ژانویه ۱۹۷۰ آغاز شد، مرتبط است. این پیشرفتهای فناورانه تأثیر قابلتوجهی بر نحوه پردازش و انتقال اطلاعات داشته است. شروع شده و به مرور در حال تسلط کامل بر فضای اقتصاد جهانی است
جهانبینی مدار و تسامح و پذیرش محدودیت های عقل بشری در تفسیر همه مسائل موجود
کار و اشتغال بر پایه اینترنت و فناوری های حوزه دیجیتال مارکتینگ
خانواده با حذف نهاد خانواده به شکل سنتی گسترده و مدرن هسته ای و شکل گیری روابط باز و خانوار بر اساس همباشی(همان ازدواج سفید) (برای افراد دیندار هم مذهب برای انها پیش بینی لازم را انجام داده مثلا متعه برای اهل تشیع و نکاح مسیار برای اهل سنت)
Concubinage صیغه غربی در ویکی پدیا با لینک زیر
Cohabitation در لینک زیر
https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&opi=89978449&url=https://en.wikipedia.org/wiki/Cohabitation&ved=2ahUKEwjrg6n20cKJAxXFg_0HHaHjBUkQFnoECCYQAQ&usg=AOvVaw0hmZFyGiNHJnCJZYrCu4SI
مردمانی بودیم درگیر افراط و تفریط و بدون تعادل و درگیر سنتهای خشک و متعصب و هرگز مسیر سنت به مدرنیته را و مدرنیته به پست مدرن را به صورت اصولی و تدریجی هرگز طی نکردیم و امروز هنوز سنت ها چه در دولت چه در فرهنگ و سیاست حاکم است(لزوما همه سنتها بد نیست) ولی گروهی مدرن نشده خود را در آغوش دنیای پست مدرن میبینند(همین ها هم از تسامح و مدارا که شاکله اصلی پست مدرن را می سازد هم چیزی نیاموخته اند) و اینگونه(بدون گذر عقلانی مسیر بخاطر تعصب و لجاجتهای کور افراد مختلف) شد که غوره نشده مویز شدیم