تاریخ نگارش ۱۴۰۴/۰۸/۲۳

انْظُرْ الی ما قالْ وَلا تَنْظُرْ الی مَنْ قالَ : نگاه کن به آن چیزی که گفته میشود، نه به آن شخصی که آن چیز را میگوید.
در اقتصاد ما با ارکان مختلفی روبه رو هستیم که از بالا به پایین عبارت است از
دولت
سیستم بانکی
بخش خصوصی
خانوادهها
زیرساختها
هر مدل اقتصادی در جهان که بتواند هر پنج رکن را مد نظر قرار دهد موفق است و اگر یکی رها شود آن مدل ناقص است
در جهان بیرون از توهمات ذهنی مومنان دنیا طلب و نخبگان منفعت طلب ،جهان به این نتیجه رسیده که باید بانک مرکزی مستقل از دولت باشد تا تحت نفوذ دولتهای مکرر و متفاوت و کوتاه مدت قرار نگیرد تا آن دولتها به بهای کارآمد نشان دادن خود بر خلاف اصول منطقی اقتصاد عمل نکنند و در بلند مدت باعث آسیب به کل ارکان پنجگانه اقتصاد نزنند

وقتی دولت(و مجلس) برای کارآمد نشان دادن خود خصوصا در کشورهای جهان سوم سعی دارد با هزینه تراشی ، نقدینگی خلق کند این خلق نقدینگی در بلند مدت باعث دور باطل کسری بودجه مزمن مداوم دولت و تورم فزاینده و تضعیف بخش مولد و تضعیف نهاد خانواده و زیر ساختها میشود این یعنی شر مطلق (غارت برای سفته بازی و ایجاد تورم تا بدهی شأن کم و درآمدشان زیاد شود را فاکتور گرفتم مثل اینکه یک مدیر دولتی از یک جناح«فرقی ندارد کدام جناح چون همه در اصل مطلب یعنی پایان یافتن مدت دولتشان یکی هستند» که میداند همین چهار سال در سر کار است و شاید دوره ی بعدی نباشد ابتدا وام های میلیاردی میگیرد و کالاهای با دوام مثل ملک و طلا و ارز میخرد و ذخیره میکند و با افزایش تورم به طبع هزینه و بدهی وام های آن مدیر کم شده و به ثروتهای افسانه ای بخاطر رشد دارایی ثابت میرسد و این یعنی غارت سیستماتیک حاکمان و مدیرانی که به ادامه حکومتشان اعتماد ندارند« برای همین در غرب و شرق بانک مرکزی مستقل و نهادهای نظارتی قوی و مستقل از دولت برای جلوگیری از فساد وجود دارد مثل سازمان نظارت حزب کمونیست چین تا جلوی فساد احتمالی دولتمردان را بگیرد» و بی کفایتی حاکمی که ادعا کند فساد سیستمی وجود ندارد )

انتخابات دوره ای ،دولتهای تاریخ انقضا دار (چهار ساله و محدود به دو دوره نهایتا هشت ساله )یعنی همان افرادی که به بقای حکومت شان اعتماد ندارند پس با غارت اموال باعث فقر ملت و خرابی کشور میشوند این ریشه مشکل است و علت اصلی بر اینکه باید بانک مرکزی از دولت ها مستقل (زیر نظر شخص یا نهاد حاکمیت و حاکم )باشد
حال این را مد نظر قرار دهید که هر چهار سال یک دولت جدید روی کار می آید و اگر نهاد بانک مرکزی مستقل نباشد و هر دولت بخواهد برای دور بعدی رای بیاورد و تلاش کند با یارانه دهی بی مورد به همه(نه طبقات ضعیف و مستحق جامعه)محبوبیت بخرد این دور باطل تورم و نابودی هرگز پایان نمییابد
ما همیشه از هر چیز ظاهرش را میبینیم نه واقعیت آنرا ،دموکراسی غربی را در ظاهر رعایت میکنیم اما با دو اشتباه بزرگ و مهلک
اول )ندادن اختیارات مناسب به دولتها تا بهانه ای برای پنهان کردن بی کفایتی باقی نماند و مسئولیت پذیر باشند
دوم)عدم استقلال بانک مرکزی تا قلک دولتها نشود و جبران کننده بی کفایتی دولتها از جیب ملت نباشد و هر سیاستمداری به میزان عملکرد واقعی نه صوری قضاوت شود
در حالی که در دموکراسی غربی این دو مورد با حداکثر دقت و جدّیت رعایت میشود
«این دقیقا همان نکته مغفول مانده بی کفایتی حاکمان این دیار(چه شاه چه شیخ )است» که در نهایت گریبان گیر خود حاکم میشود «از آنچه مایه عبرت است«سرگذشت گذشتگان» عبرت نمیگیرند »دقیقا مثل همان اتفاقات شورش ۵۷ که گریبانگیر شاه و ملت شد یعنی همه در نهایت حداکثر ضرر را متحمل شدیم و نتایج آن را به عینه میبینیم
