تاریخ نگارش ۱۴۰۴/۰۷/۱۹

مسیر تکامل انسان از طبیعت تا تمدن دیجیتال: نقش عقل، اخلاق و فناوری در حفظ بقای بشر
در فلسفه با سه مقوله روبرو هستیم
واجب الوجود: یعنی همان قدرت مطلق لازم است چرا که شما در هر حال به یک نقطه آغازین نیاز داری که به آغازی قبل از او منتهی نشود
ممتنع الوجود :وجود هر گونه ضعف و نقص به هر شکلی برای واجب الوجود محال است
ممکن الوجود:ورای دو مورد بالا همه چیز ،هم در جهت وجود هم در عدم وجود ،ممکن است
خداوند، به عنوان حقیقت مطلق و قدرت بیانتها، سیستم طبیعت جهان هستی را آفرید و نظام طبیعت را با نظم و دقتی شگفتانگیز برپا کرد. این نظام پویا، از طریق جریان دائمی زایش و تغییر، حیات را در طول میلیاردها سال ادامه داده است.
در این نظام پیچیده، موجودات زنده بر اساس قانون بقا(قانون جنگل) زندگی میکنند؛ قانونی که سخت و خشن است و تنها برپایه سازگاری و رقابت و نزاع برقرار میماند. اما انسان، به عنوان حیوانی ناطق و برخوردار از عقل، توانست فراتر و بیشتر از این قانون اولیه فکر کند و بیندیشدو مسیر بهتری برای بقای خود ایجاد کند.
قانون طبیعت و چالش بقا
طبیعت، با قوانین سرسخت خود، هر موجودی را ملزم میکند که برای زنده ماندن به طور مستمر با محیط خود سازگار شود. این قانون بقا در بسیاری موارد خشن و بیرحم است و تنها قویترین یا سازگارترین گونهها را حفظ میکند. با این حال، برای انسان که موجودی ضعیف، اجتماعی و پیچیده است، این قانون به تنهایی کافی نبود و نمیتوانست بقای بشر را تضمین کند چه بسا قانون جنگل به علت ناپایداری برای بقای نوع بشر حتی مخاطره آمیز بوده و هست وخواهد بود.
عقل؛ پل عبور از توحش به تمدن
انسان با بهرهگیری از عقل، توانست درک کند که بقای طولانیمدت نیازمند همکاری، همزیستی و توجه به منافع مشترک جمعی (اخلاق) است. عقل انسان را به سمت شکلگیری اصول اخلاقی(توجه به منافع جمعی برای حفظ بقای جمعی) هدایت کرد؛ قوانینی که تمام تعاملات انسانی را تنظیم کرده و به حفظ جمع کمک میکنند.
اخلاق، نتیجه خرد جمعی انسانها در طول گذر زمان است که بر اساس شرایط جغرافیایی، فرهنگی و تاریخی، سبکهای زندگی (دینهای) متنوعی شکل گرفتهاند. این اصول، ابزارهایی برای حفظ امنیت و تداوم جوامع فراهم کردهاند به عبارتی دین ماحصل اخلاقی بود که از عقل سرچشمه گرفته بود که بقای جمعی را به درستی در گذر از توحش طبیعت به تمدن اخلاق مدار تشخیص داده است .
شکلگیری حکومت و ساختار اجتماعی

با رشد جمعیت و گسترش جوامع، ادیان (توضیح داده شد عقل و خرد اخلاق را ایجاد کرد و اخلاق دین را و دین حکومتها را) برای حفظ نظم و امنیت اجتماعی ، ساختارهای حکومتی و قوانین را ایجاد کردند.
حکومتها نقش تنظیمکننده تعاملات انسانی و تضمینکننده حقوق فردی و جمعی را (طبق قواعد دینی )بر عهده گرفتند.
حکومتها به مرور ساختارهای اجتماعی را ایجاد کردند و در طول سالها بسیار زیاد انسانها در این ساختار زیست کرده اند در این تعامل ساختار اجتماعی بر انسانها و انسانها بر ساختار اجتماعی تاثیر گذاشته اند و در این بین اکثریت با پیروی از ساختار اجتماعی به حیات ادامه داده اند و آمدند و زیستند و رفتند و در تاریخ نامی از آنان نمانده است و اما اقلیتی بسیار ناچیز(فرهیختگان تاریخ) در این میان، همیشه در تلاش برای بهبود و اصلاح این ساختارها (جهت حفظ بهتر بقای جمعی بشر حداقل در جغرافیای خودشان) بوده اند که با تلاش مستمر خود، باعث تاثیر گذاری و بعضاً باعث پیشرفت تدریجی تمدن بشری شدهاند. «فرهیختگان بشری هر کدام در یک بخش اعم از سیاست و دین و فلسفه و علوم مختلف و... با توجه به توانایی و علایقشان به تمدن بشری تاثیر گذاشتند که در این بین آنان که پیرو عقل و اخلاق و تمدن و منفعت جمعی بودند نامشان به نیکی ماند و آنان که از مسیر عقل و اخلاق و تمدن(منفعت جمعی) عدول کردند و به سمت توحش (منفعت شخصی )رفتند نامشان به بدی ثبت گردید»
انقلاب نوشتار؛ ثبت و انتقال دانش
انسان موجودی ناطق است و در برخورد با طبیعت اندیشه را بکار گرفت و می اندیشد تا بفهمد و این اندیشه باعث کشف بسیاری از رازها و قوانین طبیعت شد که تا قبل از اختراع خط یا از بین می رفت یا ناقص و به صورت شفاهی و زبانی نسل به نسل منتقل میگردید (مثل رخدادهای اساطیری شاهنامه)



اختراع خط نقطه عطفی در تاریخ بشر بود؛ ابزاری که امکان ثبت افکار، دانش و تجربیات را فراهم کرد. این اختراع، دانش را از محدوده فردی و نسلی فراتر برد و امکان انتقال آن را به نسلهای بعد فراهم ساخت.
با نوشتن کتابها و ایجاد کتابخانهها، جوامع توانستند ذخایر عظیمی از دانش بشری را حفظ و گسترش و انتقال دهند.
انقلاب چاپ و شتاببخشی به دانش
اختراع چاپ، دسترسی به کتاب و دانش را برای عموم مردم امکانپذیر کرد. چاپ کتاب، هزینهها را کاهش داد و توزیع دانش را سریعتر و گستردهتر نمود. این تحول، زمینهساز پیشرفتهای علمی، فرهنگی و اجتماعی عظیمی در عصر حاضر شد.
عصر دیجیتال؛ تغییر بنیادین در دسترسی به دانش
ظهور اینترنت، تحولی بیسابقه در ذخیره و دسترسی به اطلاعات ایجاد کرد. منابع دانش از قالب فیزیکی به فضای دیجیتال منتقل شدند و امکان دسترسی فوری و جهانی و تا حدودی بدون محدودیت زمانی و مکانی را فراهم آمد.
موتورهای جستجوگر مانند گوگل این روند را تسهیل کردند و به کاربران کمک کردند تا سریعتر و دقیقتر به اطلاعات مورد نیاز دست یابند.
هوش مصنوعی؛ آینده نوین گسترش دانش
امروز هوش مصنوعی با قدرتی فراتر از موتورهای جستجو، ابزار جدیدی برای توسعه دانش و پیشرفت بشری است. این فناوری قادر است حجم عظیمی از دادهها را تحلیل، یاد بگیرد و راهکارهای نوآورانه ارائه دهد.
هوش مصنوعی نه تنها دسترسی به دانش را آسانتر میکند، بلکه به انسانها در حل مسائل پیچیده و پیشبینی آینده یاری میرساند. این فناوری مسیر پیشرفت تمدن بشری را با شتابی بیسابقه ادامه میدهد.
نتیجهگیری
انسان از دل طبیعتی سخت و خشن، با بهرهگیری از عقل و تکیه بر اخلاق، تمدنی برپا کرد که با ساختارهای اجتماعی و حکومتی توانست مسیر بقا و پیشرفت را هموار سازد.
ابزارهایی همچون خط، چاپ و اینترنت هر یک فصل جدیدی در انتقال و گسترش دانش بشر بودند و هوش مصنوعی امروز، افقی نوین برای آینده بشریت باز کرده است.
این مسیر تکاملی ادامه دارد و آیندهای روشن و پرامید برای تمدن انسانی رقم خواهد زد.(به شرط آنکه انسان و انسانها از مسیر تمدن و عقلانیت (اخلاق مبتنی بر منافع جمعی در جهت حصول بقای جمعی بشر)به سمت توحش(منفعت طلبی شخصی و آسیب به یکدیگر که بر خلاف اخلاق و عقل است)منحرف نگردد.
جنگ بین خیر و شر ،حق و باطل ، تمدن و توحش دقیقا در همین نکته خلاصه میشود
طرف سیاه تاریخ: دیوان دوپای درگیر منفعت شخصی با هر دین و مذهب و عقیده و
طرف سفید تاریخ: انسانهای فرهیخته پایبند به منافع جمعی