خانواده‌گرایی در حد لالیگا - نقدی بر فیلم کودا 2021 Coda

بازسازی "شیان لیدر" از فیلم فرانسوی 8 سال پیش "اریک لارتیگا" به نام "خانواده بلیر"، به نظر خوش ساخت‌تر و قوی‌تر از کار درآمده است. با این که "لارتیگا" لااقل 20 سال زودتر از "لیدر"، کارگردانی در سینما را آغاز کرده است.
اما فیلم "کودا" (به معنای فرزند یک فرد ناشنوا) بیش از آن، فیلم "لیتل میس سان شاین"Little Miss Sunshine (2006) را به خاطر می آورد که در آن فیلم هم یک خانواده برای آوازخوانی دختر کوچکشان در یک جشنواره، همگی پشت او ایستاده و حمایتش می کردند.
فیلم "کودا" دقیقا همان داستان "خانواده بلیر" را دارد؛ دختر یک خانواده ناشنوا، مشکل شنوایی نداشته و عاشق موسیقی است. اما آنچه در فیلم "کودا" بارزتر است، تاکید بیشتر و دقیق تر و موثرتر بر خانواده و همیاری و پیوستگی آنهاست.
در فیلم "کودا"، روبی روسی(امیلیا جونز) همان دختر شنوای خانواده است که در کنار پدرش فرانک (تروی کاتسور)، مادرش جکی (مارلی ماتلین) و برادرش لئو (دانیل دورانت) به کار ماهیگیری در ماساچوست مشغول است، گروهی که در ارتباط شغلی با دیگران، شدیدا نیاز به "روبی" و ترجمه های او دارند. اما "روبی" از بچگی علاقمند موسیقی و آوازخوانی بوده و حالا که در دبیرستان فرصتی برای کلاس فوق العاده پیش آمده، او گروه کر را انتخاب کرده است.
برخورد معلم این گروه با او و کشف استعدادش، باعث می شود به امتحان و تست کالج معتبری در برکلی توصیه شود و حالا چالش اصلی پیش می آید که خانواده "روسی" پس از رفتن "روبی"، با توجه به مشکل ناشنوایی خود، چگونه می توانند به کار خود ادامه داده و همچنان زندگی شان را بچرخانند. از همین رو، مخالف رفتن "روبی" هستند.
"شیان لیدر" که در فیلم قبلی اش به نام "تالولا" (2016) چالش های دختری جوان را در یک نوع دیگر از زندگی به تصویر کشیده بود، این بار یک خانواده نامتعارف و غیرمعمول را به تصویر می کشد. اما او با همان فیلمنامه فیلم "خانواده بلیر"، تصویر قدرتمندانه تری از وحدت یک خانواده را به تصویر کشیده است.
در فیلم "کودا" برخلاف فیلم "صدای متال" (2020)، ناشنوایی یک فاجعه نیست، بلکه این شنوایی است که می تواند فاجعه بیافریند ولی روند تدریجی برخورد "روبی" و خانواده اش با مشکلات مختلف، این فاجعه را به تدریج کاهش داده تا به صفر می رساند.

"شیان لیدر" با فرمی آمیخته به طنز و لحظات مفرح و بامزه، یک تراژدی انسانی را به نقطه قوت یک جامعه تبدیل ساخته، آدم هایی که برای ارتباط با دیگران نیازمند مترجمی دخترشان بودند، به جایی می رسند که با همان زبان ناشنوایی و البته اعتماد به نفس، به استثمار و بهره کشی سرمایه داران و دلالان بازار ماهیگیری پایان داده و ماهیگیران زحمتکش را به سوی برپایی تعاونی و در دست گرفتن مدیریت کار و زحمت صید ماهی و بازار فروش آن، فرا می خوانند.
در واقع می توان گفت در فیلم "کودا" برخلاف "لیتل میس شاین"، نه فقط خانواده، حامی دخترشان قرار می گیرند تا او به آرزوهایش برسد بلکه دختر هم به طور متقابل آنها را به جایگاهی که بایستی به طور مستقل دارا باشند، تشویق می کند.
صحنه ای که این خانواده چهار نفره از کنسرت "روبی" برگشته اند و روی اتومبیلشان گرد هم می آیند، حکایت همین ارتباط دو طرفه به نظر می رسد. صحنه ای که ابتدا با اعلام پدر برای هواخوردن آغاز شده و سپس روبی به او می پیوندد، فرانک از "روبی" می خواهد ترانه ای را که در کنسرت خوانده، برایش با زبان ناشنوایی اجرا کند و دستانش را به روی گلو و تارهای صوتی "روبی" گذارده و ترانه و عشق دخترش به موسیقی را حس می کند. بعد مادر و لئو می آیند و به همان اتومبیل خودشان که روبی و فرانک هم تکیه داده اند، می نشینند.
اما فیلم "کودا" در فصل جوایز امسال، در بسیاری از لیست های منتخبین و برگزیدگان و در میان برنده ها حضور دارد. 144 نامزدی در این لیست ها و مراسم و انتخاب ها و 44 برگزیده شدن تا اینجا، کارنامه قابل قبولی برای این فیلم با عوامل نه چندان شناخته شده محسوب می شود. ضمن اینکه کاندیدای 3 جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و فیلمنامه اقتباسی هم شده است.
اما به نظر می آید آنچه بیش از هر موضوعی (اعم از ساختار و فرم سینمایی و یا موضوع و داستان) فیلم "کودا" را در میان برگزیدگان فصل جوایز 2022 قرار داده، هماهنگی کامل آن با تم امسال این فصل است یعنی همان در انداختن طرح نو توسط افراد و شخصیت هایی که اصلا در نگاه اول به حساب نیامده و چندان تاثیر گذار به نظر نمی رسند بلکه اغلب هم کار خراب کن و ضد حال زن به نظر می رسند.
در فیلم "کودا"، هم "روبی" و هم خانواده اش در جامعه شنوا و ماهیگیر ماساچوست (که حتی در میان جمع ها و دورهمی هایشان راه نداشته و به تمسخر گرفته می شوند) اساسا جای چندان مشخصی ندارند.

ولی همین افراد با اعتماد به نفس و اراده و به هم پیوستگی در راس حرکت اجتماعی و اقتصادی آن جامعه قرار گرفته و طرح نویی در می اندازند، هم به صورت جمعی یعنی برپایی تعاونی ماهیگیران و هم شخصی یعنی قبول شدن "روبی" در کالج برکلی با حمایت تام و تمام خانواده اش.