زلفعلیِ کچل

در انیمیشن دوست داشتنی "در جستجوی نمو" شخصیت وجود دارد به نام "دوری"، ماهی آبی و کم حافظه‌ای که به تنهایی رکوردهای کمبود مموری را جابجا کرده است. وقتی برای اولین بار این انیمیشن را تماشا می‌کردم، به شدت با این ماهی آبی رنگ هم درد بودم و همزاد پنداری عجیبی با او پیدا کردم. این موضوع البته نه تنها برای بنده بلکه برای خیلی از مردم هم صادق بوده است که کمپانی "والت دیزنی" تصمیم گرفت، در قسمت دوم از این انیمیشن، "دوری" جان را نقش اول کند و خلاص.

دوری
دوری

وارد اپلیکیشن اینستاگرام می‌شوم، چون یک عدد قرمز بالای آیکنش نمایش می‌دهد. به محض ورود، عدد قرمز را فراموش می‌کنم و شروع می‌کنم به گشت زدن در پست‌های مختلف و وقتی یادم می‌افتد که برای چی آمده بودم به این آپ سر بزنم که از آن خارج شده‌ام و آن علامت قرمز رنگ هم هنوز پاک نشده است و دارد اذیت می‌کند. فکر می‌کنید افیون شبکه‌های اجتماعی است؟ در موراد غیر مَجازی هم، چنین مواردی در مورد من صادق است، گاهی موضوعی را چند بار برای کسانی تعریف می‌کنم و یک جورهایی موجبات خنده و شادی دوستان را با همین مموری کم ایجاد می‌کنم.

بی مناسبت نیست که با اشاره به پایان ماه مبارک رمضان و البته حافظه‌ی ترکیده خودم، به یک ویژگی عجیب در خودم اشاره کنم.چی؟ من از دوران نوجوانی (قبل از اینکه حتی مکلف بشوم) روزه می‌گرفتم و همان موقع هم متوجه شده بودم که اگر چیزی بخوریم و حواسم نباشد که روزه‌ایم، روزه باطل نمی‌شود و ثوابش پابرجا خواهد بود. از همان موقع تا همین ماه رمضانی که دیروز عید فطرش بود (شاید نزدیک به بیست سال) هیچ وقت، تکرار می‌کنم هیچ وقت یادم نرفته که روزه‌ام. هیچ وقت نشده که از سر غفلت لیوان آبی بنوشم و یا تکه‌ای غذا بر دهان بگذارم، در تمام طول مدت روزه، این موضوع جلوی چشمم رژه می‌رود و در این یک مورد هیچ چیزی را فراموش نمی‌کنم و خدای حافظه کشور می‌شوم.

گاهی فکر می‌کنم این رفتارهای متناقض در فراموشی اموری که باید به یاد داشته باشم و فراموش نکردن اموری که دوست دارم حتی برای چند لحظه فراموششان کنم، از لطیفه‌های روزگار من است، چیزی است شبیه آن کچلی که نامش زلفعلی است. امسال که گذشت اما خواهشاً برای سال بعد دعا بفرمائید که یک بار یادم برود که روزه هستم و حق خودم را از این فراموشی لعنتی بستانم.