عملیاتی که پایان جنگ جهانی دوم را رقم زد

سربازان، نبرد نرماندی
سربازان، نبرد نرماندی


در ششمین روز از ماه ژوئن سال 1944 هزاران سرباز از کشورهای مختلف جهان به ساحل نرماندی در شمال فرانسه هجوم آوردند. هدف، آزادسازی فرانسه از اشغال نیروهای حزب نازی آلمان بود.

طی جنگ جهانی دوم فرانسه به اشغال حزب نازی درآمده بود و آزادسازی فرانسه از زیر سلطۀ آلمان گام مهمی بود که نیروهای متفقین در پایان‌دادن به جنگ برمی‌داشتند.

در بامداد 6 ژوئن تعداد 160 هزار سرباز از 12 کشور جهان در ساحل نرماندی پیاده‌شدند. برنامه‌ریزی برای عملیات پیاده‌سازی نرماندی از دو سال پیش آغاز شده و کاملاً سرّی نگه داشته شده بود. نیروهای متفقین موفق شده‌بودند این عملیات را کاملاً به‌دور از چشم تیزبین آلمانی‌ها به پیش ببرند.

البته آدولف هیتلر از همان زمان می‌دانست که حملۀ جانانه‌ای از سوی نیروهای متفقین علیه مواضعش در فرانسه می‌تواند جریان جنگ را در اروپا معکوس کند.

کمی بعد از ورود آمریکا به جنگ علیه آلمان، فرانکلین روزولت، وینستون چرچیل و ژنرال دوایت آیزنهاور کار را بر روی نقشه‌ای که به سلطۀ آلمان نازی بر اروپا خاتمه دهد شروع کردند. آن‌ها می‌دانستند که گشودن یک جهبۀ غربی برای پراکنده‌کردن نیروهای آلمانی حیاتی است؛ اما سوال اساسی این بود که کجا و چه‌وقت.

پیاده‌سازی نیروهای متفقین در ساحل نرماندی در جریان جنگ جهانی دوم، روز دی
پیاده‌سازی نیروهای متفقین در ساحل نرماندی در جریان جنگ جهانی دوم، روز دی


هیتلر حمله را پیش‌بینی می‌کرد. از سال 1942 نیروهای آلمان ساخت استحکاماتی را در سواحل شمالی فرانسه آغاز کردند اما آن‌‌ها امکان تجهیز و آماده‌سازی تمام خط ساحلی را نداشتند. از ابتدا گمان می‌شد که شهر ساحلی کاله در فرانسه گزینۀ مورد نظر متفقین برای حمله است چون فقط 33 کیلومتر از راه دریا (کانال مانش) با شهر دووِر در انگلستان فاصله داشت. آلمان تجهیزات سنگینی را در ساحل کاله مستقر کرد و توپخانۀ خود را به سمت دوور نشانه گرفت؛ اما باقی نواحی ساحلی آنقدر تجهیز نشدند.

البته دلیل اساسی که هیتلر فکر می‌کرد کاله همان شهری است که مورد هجوم متفقین قرار می‌گیرد، نزدیکی‌اش به خاک انگلستان نبود؛ هیتلر مغلوب موفق‌ترین حیلۀ نظامی از زمان اسب تروا شد. نیروهای نظامی متفقین از طریق عملیاتی به ژرمن‌ها قبولاندند که حمله از ناحیۀ کاله انجام خواهد شد. آن‌ها به این منظور تاسیساتی را در ساحل دوور برپا کردند. نیروهای آلمان طی گشت‌های دریایی‌شان از دور استحکاماتی را می‌دیدند که خبر از یک حملۀ قریب الوقوع می‌داد، اما آن‌ها نمی‌دانستند که آن تاسیسات تماماً ماکت است.

توپخانۀ ساحلی
توپخانۀ ساحلی


از سوی دیگر متفقین تمام جاسوس‌های نازی را در خاک انگلیس دستگیر کرده بودند و آن‌ها را واداشتند تا در تماس با یگان نظامی آلمان به آن‌ها اطلاع دهند که حمله از شهر دوور انجام خواهد شد. ژرمن‌ها چاره‌ای جز افتادن در این دام نداشتند. توجه هیتلر معطوف به کاله شد و مطمئن بود سایر تحرکات نظامی فقط برای این است که حواسش را از دوور منحرف سازد؛ البته نرماندی هم از نظر او دور نمانده بود. نیروهای آلمان در خط ساحلی پخش شده بودند و بخشی از آن‌ها در نرماندی در حالت آماده‌باش به‌سر می‌بردند؛ اما مشخصاً نگرانی چندانی از بابت نرماندی نداشتند.

عصر روز 5 ژوئن طوفان سهمگینی سواحل شمالی فرانسه را درنوردید. آلمانی‌ها مطمئن بودند که در این شرایط آب‌وهوایی حمله‌ای انجام نخواهد شد و بسیاری از افسران آلمانی از جمله ژنرال اروین رومل که فرماندۀ یگان نظامیان در ساحل نرماندی بود، پست خود را ترک کردند تا برای دیدار همسرانشان به پاریس و آلمان بروند. آنچه ژرمن‌ها نمی‌دانستند این بود که متفقین قرار است از وقفه‌ای در طوفان برای حمله به مواضع آن‌ها استفاده کند. برج هواشناسی متفقین تشخیص داده بود که در نیمه‌شب 5 ژوئن طوفان متوقف خواهد شد و این زمان مناسبی برای غافلگیرکردن آلمانی‌ها بود.

با این حال وقتی نیروهای متفقین در سپیده‌دم روز 6 ژوئن که به روز دِی معروف شد، در ساحل نرماندی پیاده‌شدند، هدف رگبار شدید نیروهای آلمانی مستقر در خط ساحلی قرار گرفتند. آلمانی‌ها تلفات سنگینی بر‌ آنان وارد کردند، بسیاری از سربازان متفقین پیش از آن‌که پایشان به ساحل برسد هدف اصابت گلوله قرار گرفتند؛ اما آن‌ها پرتعدادتر از این حرف‌ها بودند.


نبرد نرماندی
نبرد نرماندی


پیاده‌سازی نرماندی باعث شکل‌گیری عملیات آزادسازی فرانسه شد که پایه‌های پیروزی متفقین را در جبهۀ غربی بنا نهاد.

عملیات نرماندی که بزرگ‌ترین عملیات آبی – خاکی تاریخ است با اسم رمز عملیات نپتون شناخته می‌شد و به روز دی (D-Day) شهرت یافته است. روز دی یک اصطلاح نظامی آمریکایی است و به روزی گفته می‌شود که قرار است عملیات بزرگ حمله در جنگ شروع شود اما بیشتر از همه عملیات نرماندی به عنوان روز دی شهرت پیدا کرده است.

در روز دی ساحل نرماندی از زمین و هوا زیر حملات شدید متفقین قرار گرفت. 130 هزار سرباز از دریا و 23 هزار نفر از راه هوا درون شش هزار ناو و هواپیمای جنگی به نرماندی رسیدند، اما شهر ساحلی نرماندی تا پایان جنگ دروازۀ عبور 2.5 میلیون نیروی متفقین و 500 هزار وسیلۀ جنگی باقی ماند.

قطعاً اهمیت این روز برای جهان به حدی بوده است که از آن فیلم‌هایی بسازند یا در کتاب‌هایشان به آن بپردازند.

تام هنکس در صحنه‌ای از فیلم نجات سرباز رایان ساختۀ استیون اسپیلبرگ
تام هنکس در صحنه‌ای از فیلم نجات سرباز رایان ساختۀ استیون اسپیلبرگ


مشهورترین اثر سینمایی در این ارتباط فیلم نجات سرباز رایان ساختۀ استیون اسپیلبرگ است که در سال 1998 اکران شد و داستان آن در طول نبرد نرماندی اتفاق میافتاد.

طولانی‌ترین روز عنوان فیلم دیگری است که در سال 1962 با الهام از این واقعۀ تاریخی و بر اساس کتابی با همین نام نوشتۀ کورنلیوس رایان ساخته شد. در سال 2018 هم فیلم ارباب دربارۀ همین روز تاریخی روی پردۀ سینماها رفت که نقدهای خوبی هم گرفت.

تصویر روی جلد کتاب دختران روز دی
تصویر روی جلد کتاب دختران روز دی


کتاب دختران روز دی نوشتۀ سارا رز نویسندۀ آمریکایی به نقش مهم زنان در جریان عملیات نرماندی پرداخته است. این زنان جاسوسانی بودند که بدون حضورشان پیروزی متفقین در نبرد نرماندی و در جنگ جهانی دوم به مخاطره میافتاد.

و اما کتاب نمایش افسانه‌ای برای وقتی دیگر نوشتۀ نویسندۀ بزرگ فرانسوی لویی فردینان سلین که از زاویه‌ای دیگر به جنگ پرداخته و داستانش در روزهای قبل از پیاده‌سازی نرماندی اتفاق میافتد. این کتاب با ترجمۀ مهدی سحابی که رمان در جستجوی زمان از دست رفته نوشتۀ مارسل پروست را به فارسی برگردانده است و نیز اصغر نوری، از نشر مرکز منتشر می‌شود.

فردینان سلین، نویسنده کتاب نمایش افسانه ای برای وقتی دیگر
فردینان سلین، نویسنده کتاب نمایش افسانه ای برای وقتی دیگر


در این مقاله به نبرد نرماندی و اهمیتش در خاتمۀ جنگ جهانی دوم پرداختیم.
شما چقدر به مطالعۀ تاریخ جنگ‌های جهانی علاقه دارید؟ چه کتاب‌‌ها و فیلم‌هایی را خوانده یا تماشا کرده‌اید که داستانشان در طول جنگ جهانی دوم اتفاق میفتد؟

پی‌نوشت: اسب تروآ داستانی‌ است که در انه‌اید، منظومۀ حماسی ویرژیل آمده است. یونانی‌ها سربازانشان را درون یک اسب چوبی عظیم مخفی و اسب را به شهر تروآ پیشکش کردند. شب هنگام سربازان از اسب پیاده شدند و دروازۀ تروآ را برای یونانی‌ها گشودند.