ثلام(حتما به صورت نوک زبونی تصور کنید). کلا این شکلی سلام کردنو خیلی دوست دارم. مثل این دختر انیمه ای ها که یه دفعه برمیگردن کف یه دستشون رو نشون میدن میگن یه طرفی خم میشن میگن "یوووو".
سلام کردنم این شکلیه :) ولی خب یکم مردونه تر و بجای یو میگم ثلام(تاکید می کنم حتما باید نوک زبونی باشه).
تا چند سال پیش نوک زبونی حرف میزدم. ولی خب چون بدم میومد ظاهرا خود به خود درست شده!!
البته الان که نگاه می کنم این مرد گنده منده هایی که نوک زبونی حرف میزنن هم بامزن واقعا.
آقا. توی زمان حملات تروریستی(اسکیپ کنید پلیز) یه چند تایی پست مست نوشتم که بنظرم خیلی خوب بودن. نسبت به اون زمان که ویرگول واسه خیلی ها نمیاورد و همچنین کامنت ها بسته بود بنظرم بازخورد خوبی گرفت(برای خودم خوب بود). ولی خب همون موقع آمار بازدید سایت بسته بود و نمیشد نگاش کرد.
بعد از یکی دو هفته که آمار سایت باز شد دیدم که زده صفر😂 افسردگی گرفتم جدی جدی. ناناعت شدم :)
این از ویرگول که پروندش بسته شد. توی بلاگفا بعد از اون هم چیزی ننوشتم. نامرد ۱ ماه مارو تنها گذاشت رفت.
بعدش. یه آدم بیشعوری(قضاوت نیست این کار بسیار بیشعوری رو نشون میداد) یه طورایی میشه گفت وبلاگمو پیدا کرد. با اینکه بهش وبلاگ بلاگفامو نداده بودم و خیلی ناشناس فعالیت می کردم. و خب. چون دوست نداشتم کسی که منو میشناسه بخونه حذفش کردم.GG.
اون متن هارو می تونستم توی اون فایل ۵۰۰۰ خطی بنویسم و الان فایل ۵۰۰۰ خطیم ۶۰۰۰ خط بود! بعله. یه ۱۰۰۰ خط مظلوم ضرر کردم.
حالا که بحث تعداد خط یه فایل شد این چند وقت اخیر کد بالای ۲۰۰ خط ننوشتم. چون عموما سوالات برنامه نویسی رقابتی کدشون ۲۰۰ خط نمیشه و کمتره. تصور کنید یه سوال حل می کنید یه کد می نویسید و تمام!! دیگه قرار نیست اون سوال و کدش رو هیچ وقت دیگه ای ببینید.
ولی قبلا که پایتون اینا کار می کردم کد های سنگین زیاد داشتم.
توی یدونه فایل فکر کنم بیشترین کدی که نوشتم ۱۰۰۰ و خورده ای بوده. ولی واسه یه پروژه پروژه های جنگو بود. یه خیلی فایل. یه خیلی فایل که توی هر کدومشون کلی کد هست. بنظرم یکی از چیزایی که درست کردم ۳۰۰۰ خط رو میتونه رد کنه.
ظاهرا قرار دوباره قراره اینترنت ها قطع بشه. آقا اگه آمار بازدید سایت بسته بشه دیگه من اون آدم قبل نمیشم :)
تا جایی که میتونم از اینترنت استفاده کنیم.
دیگه چیز دیگه به ذهنم نمیرسه. و میرسیم به شاهکار خلقت یعنی هالو نایت.
من کلا خوشم از بازیه ای سه بعدی نمیاد. اصلا خوشم نمیاد. اینکه یه فضای سه بعدی رو توی یه صفحه نمایش دو بعدش نمایش بدی واقعا مسخرس. بعدش این بازی ها یه مقدار خیلی خوبی هزینه و زمان واسه گرافیک سه بعدی و انیمیشن و ... می کنن که بنظرم اصلا جالب هم نیستن.
مثلا من خودم به شخصه هیچ بازی سه بعدی ندیدم که آرتش شبیه هالو نایت باشه! طراحی کاراکتر ها و محیط بازی توی بازی های دو بعدی فوق العادست اکثرا. ولی خب بازی های سه بعدی هم تکرارین بنظرم.
بگذریم. بعد از خیلی تراریا و استارباند و استاردو ولی بازی کردن نوبت بازی جدید رسید. یه چند تا بازی نصب کردم بعد از اینکه اینترنت وصل شد.
هالونایت. هالونایت سیلک سانگ و یه سری دیگه که اسمشون رو نمیشه هیچ جوره فارسی نوشت :)
آقا اولش هالونایت رو باز کردیم. یکم بازی کردیم. خوششمون اومد. جالب بود. ادامه دادم. ادامه دادم. هر چی رفتم جلو تر فهمیدم بیشتر نمی فهمم بازی رو :) بالاخره بعد ۵۰ ساعت بازی تموم شد(۲ تا از اندینگ های اصلی از ۳ تا) و خب. راضی بودم. ولی خب از یه طرف مسخره بود.
یه چیز های خیلی جالبی رو تجربه کردم که واقعا باحال بود.
یه مثال خیلی بامزه بزنم. یه شخصیت داخل بازی وجود داشت که بانکدار بود. داخلش geo(واحد پول بازی) میزاشتی و اون واست نگهش میداشت. حالا اگه میمردی دیگه پول مولات نمی پرید و پیش اون بود.
خب. عملا یه چیز قابل اعتماد داخل بازی. یه بانکدار که منطقا بهش میشه اعتماد کرد و پولت رو بزاری پیشش چون بازیه.
بعدا که یه مقدار خوبی پیشش پول گذاشتم برگشتم پولامو بردارم خرج کنم دیدم نیست!! یه پوسته از اون دکه طورش مونده بود که اونم با یه ضربه ریخت و تو خالی بود!!!
خیلی باحال بود.
رفتم سرچ کردم دیدم بعععله! یارو کلاه برداره. وقتی یه مقدار خوبی پول بزاری پیشش پولارو برمیداره فرار میکنه میره!!
کجا میره؟ میره حموم آب گرم😂



خیلی باحال و کول بود. بعدش نشستم کلی خندیدم.
یا مثلا یه بنده خدایی بودش که چارم(اکسسوری های بازی) می فروخت. بعدش ۳ تا چارم بهت می فروشه که هر کدومشون یه بار مصرفن. بعد مردن میشکنن!
یا مثلا یه سری کرم هستش که باید میرفتیم نجاتشون میدادیم. یه سریاشون تلست. میری یه موجود وحشتناک تبدیل میشن میکشنت :)
یا مثلا وقتی همه اون کرم هارو به باباشون برمیگردونی میبینی که همشون رو می خوره :(
خیلی این صحنه ها باحال و دوست داشتنی بودن.
آها. یکی دیگه یادم اومد. وارد یه اتاقی میشی که یه سری دیگه هم اونجا حضور دارن. بعدش اونجا یدونه نیمکت وجود داره(در اصل هیل می کنه کامل و اسپان پوینت ست می کنه). وقتی میشینی روش میبینی تله بوده و اونا گیرت انداختن!!
خیلی خوشم اومد از همه اینا. واقعا دوست داشتنی بودن. خیلی عشق کردم با این چیزاش.
راستی گفتم دو تا از ۳ تا اندینگ اصلی رو تموم رکدم. بعععععععله. یه اندینگ که احتمالا اگه ویکی نخونی مستقیم میری سراغش اینه که بعد از زدن dreamer ها مستقیم میری سراغ باس اصلی(فیک) که hollow knight هستش.
ولی خب فیکه این بنده خدا. در اصل باس اصلی یه چیز دیگست. واقعا این قضیه خیلی باحاله که تو واقعا اگه ویکی نخونی نمی دونی چه خبره و خیلی خوشحال و خندان فکر کردی بازی رو تموم کردی.
تیم سازنده ۳ نفرشون واقعا فوق العاده بودن. این بازی میچربه به بازی هایی که شرکت های غول پشتششونن ولی افتضاحن واقعا.
ظاهرا بازی هم یه داستان فوق العاده داره که تعریفش نمی کنه باید بری ویکی بخونی :(
حاجی. حاجی حاجی. الان رفتم یکم خوندم داستان فوق العاده ای داره. واقعا فوق العادست. یه چند تا فیلم ابرشاهکار از توش در میاد.
بگذریم. اوممممممممممم. آپدیت جدید تراریا!! خیلی چیز بزرگی اضافه نشده ولی چیز های کوچولو موچولو و ریز و میز اضافه کرده که میتونه جالب باشه. تراریا هم ایندی هستش و یه تیم ۱۰ ۲۰ نفره داره.
چقدر زیاد نوشتم :)
شاید بعدا یه بار دیگه(قطعا چرا شاید آخه) بازی می کنم hollow knight رو. با اینکه بازی داستانیه و sandbox نیست ولی می ارزه. یکم اسپویل از silksong هم خوندم اونم ظاهرا فوق العادست. این ۳ نفر چه پخت و پزی کردن جدی جدی.
خب. وقت رفته. دوست یه بازخورد مشتی بگیرم(زوری نیست و تشویق هم نیست صرفا اطلاع رسانی بود)
یوووووووووو!
پ.ن ۱:آقا خواستم انتشار کنم دیدم ۲ تا تگ دیفالت داشت.دوست دختر و دوست داشتنی!! چرا واقعا؟؟