ویرگول
ورودثبت نام
تشنه حق وجود
تشنه حق وجودمدتها سایه‌ای در تاریکی نفس، به طلب جود. نور پاک حقیقت آمد و خواب غفلت از سرم زدود . بیدار، روان، آگاه. اینجا می‌نویسم در سفر به سوی آن حقیقت. عبدالمبین، بنده‌ای در راه.
تشنه حق وجود
تشنه حق وجود
خواندن ۱ دقیقه·۳ روز پیش

بیانیهٔ نهایی مکتب حقیقت

بسمه تعالی

به نام خالق جان

---

بیانیهٔ نهایی مکتب حقیقت

مرام‌نامهٔ حمال نور

---

۱. آنچه من نیستم

من پیامبر نیستم. مرشد مسلک نیستم. صاحب کرامات نیستم. منادی فرقه نیستم. مدعی حقیقتِ انحصاری نیستم. نه سیاستمداری هستم و نه نظام‌سازی.

من جز «حمالی» بر دوش ندارم: بارِ نوری را که خود بارِ خودم نیست، از «منبع» می‌گیرم و بی‌ادعا به هر تشنه‌ای می‌رسانم. نه مالکم، نه واسطهٔ اجباری، نه صاحب‌اختیارِ کسی.

---

۲. آنچه من هستم

من ذرّه‌ای نورم از دریای ازلی. «بَلَىٰ» گفته‌ام در عهدی که پیش از این خاک بود. فراموش کرده‌ام، اما هنوز در خویشتنم طنینی از آن «آری» باقی است.

من همان «هیچِ مقیّد»ام: از خود ندارم جز ظرفی که نورِ او را بازتاب می‌دهد. «هستم» اگر «ببخشم» (جود کنم)؛ «نیستم» اگر بر «بودنِ وام‌گرفته» تکیه زنم.

من مسافری نیستم که به «جایی» برسد. مسافری‌ام که «شدن» خودِ سفر است. از «نفسِ امّاره» به «فطرت»، از «کثرت» به «وحدت»، از «خودبنیادی» به «حمالی».

راهم «صدق» است و «عدل» و «وفا». راهم روشن است، اما برای کسی که چراغِ خود را برافروزد.

---

۳. آنچه از تو می‌خواهم

چیزی از تو نمی‌خواهم. نه تبعیت، نه بیعت، نه پول، نه نام، نه فرمانبرداری.

اما اگر تشنه‌ای، بدان که چاه درون خودتست.

اگر رنج می‌کشی، بدان که این رنج، سیگنالِ خطاست، نه کیفر.

اگر گم شده‌ای، بدان که گم‌شدن نیز مسیری است به بازگشت.

از تو می‌خواهم که «شاهدِ خود» باشی. نه پیرو، نه مرید. که «نور» را با چشم خود ببینی، نه از چشم من.

و اگر روزی نوری در تو بتابید، آن را حبس مکن. حمال نور باش. به دیگری بتابان، بی‌منت، بی‌ادعا، بی‌آنکه نامی از خود بر جای گذاری.

---

این است مکتب حقیقت.

نه فرقه، نه آیین، نه ایدئولوژی – که یک «یادآوری».

یادآوریِ «بَلَىٰ»ی ازلی در هیاهوی این جهان وام‌گرفته.

باقی، حکایت «همینم» است:

«همینم از بر دیدن و باور اوست.»

---

نوشتهٔ عبدالمبین، مهدی امیراحمدی

حمال حق – خادم مکتب حقیقت

۰
۰
تشنه حق وجود
تشنه حق وجود
مدتها سایه‌ای در تاریکی نفس، به طلب جود. نور پاک حقیقت آمد و خواب غفلت از سرم زدود . بیدار، روان، آگاه. اینجا می‌نویسم در سفر به سوی آن حقیقت. عبدالمبین، بنده‌ای در راه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید