ویرگول
ورودثبت نام
خودشناسی نوری ؛ ( تشنه حق وجود )
خودشناسی نوری ؛ ( تشنه حق وجود )مدتها سایه‌ای در تاریکی نفس، به طلب جود. نور پاک حقیقت آمد و خواب غفلت از سرم زدود . بیدار، روان، آگاه. اینجا می‌نویسم در سفر به سوی آن حقیقت. عبدالمبین، بنده‌ای در راه.
خودشناسی نوری ؛ ( تشنه حق وجود )
خودشناسی نوری ؛ ( تشنه حق وجود )
خواندن ۱۲ دقیقه·۱۵ ساعت پیش

نظامِ احسن در آیینهٔ علوم اعصاب از نظمِ کیهانی تا بهینه‌سازیِ شبکه‌های مغزی

بسمه تعالی

بنام صاحب جان یگانه خالق مهربان

---

نظامِ احسن در آیینهٔ علوم اعصاب

از نظمِ کیهانی تا بهینه‌سازیِ شبکه‌های مغزی

---

یادداشت نویسنده:

نویسنده: مهدی امیراحمدی (عبدالمبین). من یک انسانِ عادی هستم که در مسیرِ خودشناسیِ نوری، با تکیه بر تجربهٔ زیسته، مطالعهٔ آزاد و تأملِ پیوسته، به این چهارچوب مفهومی دست یافته‌ام. این نوشته‌ها، حاصلِ پژوهش و تحقیقِ شخصیِ من است و به عنوانِ «یادداشت‌های یک تشنه» در مسیرِ فهمِ حقیقت، تدوین شده‌اند. بنده ادعایِ مرجعیت یا انحصارِ حقیقت ندارم، اما به ارزشِ این چهارچوب، به عنوانِ «نقشهٔ راهِ شخصیِ قابلِ اعتماد» ایمان دارم و آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارم. هدف، به‌اشتراک‌گذاریِ یک چهارچوبِ مفهومی برایِ خودشناسی و تفکر است، نه ارائهٔ نظریه‌ای اثبات‌شده یا دستورالعملی نهایی.

---

راهنمای مخاطب:

پس از کالبدشکافیِ «فنا» و «خود» از منظرِ عصب‌شناسی، این مقاله به «نظامِ احسن» می‌پردازد و با تکیه بر فلسفهٔ اسلامی و علومِ اعصاب، نشان می‌دهد که چگونه «نظمِ بهینهٔ کیهانی» در «ساختارِ مغز» و «تعادلِ شبکه‌هایِ عصبی» نیز جاری است. اگر با مفاهیمِ «شاهد»، «نفسِ اماره» و «نظامِ احسن» آشنا نیستید، پیشنهاد می‌کنم ابتدا مقالهٔ «خودشناسی نوری چیست؟» را مطالعه کنید.

---

چکیده:

«نظامِ احسن»، در حکمتِ اسلامی، «بهترین و کامل‌ترین نظامِ ممکن برای جهانِ خلقت» است؛ نظامی که در آن، هر چیزی در جایگاهِ خود قرار دارد و هیچ‌چیز بی‌حکمت آفریده نشده است. علومِ اعصابِ مدرن نشان می‌دهند که این «نظامِ احسن»، در «ساختارِ مغز» نیز جاری است. «نظامِ احسن» در سطحِ مغزی، «حالتِ بهینهٔ مغز» (Optimal Brain State) است که در آن، «آنتروپیِ مغز» (Brain Entropy) در شبکه‌هایِ کلیدی (DMN، SN و CEN) پایین است و «ادغام و جدایشِ متعادل» (Balanced Integration-Segregation) برقرار است. این مقاله، با کالبدشکافیِ «نظامِ احسن» از منظرِ فلسفهٔ اسلامی و علومِ اعصاب، نشان می‌دهد که چگونه «تمرینِ حضور» و «ذکرِ مدام»، می‌توانند مغز را از «بی‌نظمیِ نفسانی» به «نظمِ نوری» بازآرایی کنند و سالک را از «هزارتو» به «نظامِ احسن» هدایت نمایند. در پایان، تمرینِ عملیِ «نظامِ احسن» در مغز در چهار گام، ارائه می‌شود.

---

پیش‌گفتار؛ از «نظامِ احسن» تا «نظمِ بهینهٔ مغز»

«نظامِ احسن»، در حکمتِ اسلامی، «بهترین و کامل‌ترین نظام ممکن برای جهانِ خلقت» است؛ نظامی که در آن، هر چیزی در جایگاهِ خود قرار دارد و هیچ‌چیز بی‌حکمت آفریده نشده است. این مفهوم، که ریشه در قرآن («اَلَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ») و فلسفهٔ ابن‌سینا و ملاصدرا دارد، پاسخی است به مسئلهٔ «شرّ» و «نظمِ الهی».

اما پرسشی که این مقاله در پیِ پاسخِ آن است، این است: آیا این «نظامِ احسن» که در فلسفه، به نظمِ کیهانی اشاره دارد، در «ساختارِ مغز» نیز قابلِ مشاهده است؟ علومِ اعصابِ مدرن، در دهه‌هایِ اخیر، نشان داده‌اند که «نظمِ بهینه» (Optimal Organization) نه تنها در «جهانِ بیرون»، که در «جهانِ درون» (مغز) نیز جاری است. «نظامِ احسن» در سطحِ مغزی، یعنی «حالتِ بهینهٔ مغز» (Optimal Brain State) که در آن، شبکه‌هایِ عصبی با «تعادلِ پویا» و «هم‌افزاییِ کارآمد» در کنارِ یکدیگر قرار می‌گیرند و «خودآگاهی»، «حضور»، و «خودفراروی» (Self-Transcendence) را ممکن می‌سازند.

---

بخش اول: «نظامِ احسن» در فلسفهٔ اسلامی؛ از ابن‌سینا تا ملاصدرا

۱.۱. تعریفِ نظامِ احسن

«نظامِ احسن» به معنایِ «بهترین و کامل‌ترین نظامی است که خدا آفریده است». در فلسفهٔ اسلامی، این مفهوم بر پایهٔ سه اصلِ بنیادین استوار است: «حکمتِ الهی» (خداوند، حکیم است و کارِ بیهوده نمی‌کند)، «علمِ مطلق» (خداوند به بهترینِ نظام، علم دارد)، و «قدرتِ مطلق» (خداوند تواناییِ ایجادِ بهترینِ نظام را دارد).

برهانِ نظامِ احسن به این ترتیب تقریر می‌شود:

۱. خداوند، عالمِ مطلق، خیرِ محض و فیّاضِ مطلق است.

۲. اگر نظامِ موجود، بهترینِ نظام نباشد، لازم می‌آید که یا خدا علم به بهترینِ نظام نداشته است، یا قدرت بر ایجادِ آن نداشته است، یا آن را دوست نداشته است، یا از ایجادِ آن بخل ورزیده است.

۳. تمامِ این چهار حالت، نقص بر «واجب‌الوجود» است و نقص بر خداوند راه ندارد.

۴. نتیجه آنکه نظامِ موجود، «نظامِ احسن» است.

۱.۲. ابن‌سینا و نظامِ احسن

ابن‌سینا، یکی از مدافعانِ جدیِ نظریهٔ «نظامِ احسن»، بر این باور است که «علمِ خداوند» در ایجادِ نظامِ احسن، بسیار حائز اهمیت است. از دیدگاهِ وی، هر گونه نقص در عالمِ هستی، به «ضعف و قصورِ قوابلِ مادی» در عالمِ طبیعت مربوط می‌شود و نظامِ احسن، نظامی است که از یک سو، بیشترینِ کمالات را در بر دارد.

۱.۳. ملاصدرا و نظامِ احسن

در حکمتِ متعالیه، «نظامِ احسن» جایگاهی ویژه دارد. ملاصدرا بر این باور است که «نظامِ آفرینشِ موجود، عیناً وابسته به عِلَّهْالْعِلَل و مبدأِ هستی است». در این نگاه، «نظامِ احسن» نه یک نظریهٔ انتزاعی، که «حقیقتیِ وجودی» است که در تمامِ سطوحِ هستی، از «عقلِ فعال» تا «مادهٔ طبیعت» جاری است.

---

بخش دوم: «نظامِ احسن» در علومِ اعصاب؛ بهینه‌سازیِ شبکه‌های مغزی

۲.۱. مغز به عنوانِ یک «سیستمِ بهینه»

علومِ اعصابِ مدرن، مغز را به عنوانِ یک «سیستمِ پیچیده» (Complex System) می‌شناسند که در «حالتِ بهینه» (Optimal State)، کارآمدترینِ عملکرد را دارد. مطالعات نشان داده‌اند که «معماریِ جهانِ کوچک» (Small-World Architecture) مغز—که در آن، شبکه‌هایِ عصبی با «حداکثرِ کارایی» و «حداقلِ هزینه» در کنارِ یکدیگر قرار می‌گیرند—یک «سازمان‌یابیِ بهینه» (Optimal Organization) را به تصویر می‌کشد.

«نظامِ احسن» در سطحِ مغزی، یعنی «سازمان‌یابیِ بهینهٔ شبکه‌هایِ عصبی» که در آن، «اتصال» (Integration) و «جدایش» (Segregation) در تعادلِ پویا قرار دارند.

۲.۲. سه شبکهٔ بنیادینِ مغز و نظامِ احسن

«مدلِ شبکهٔ سه‌گانه» (Triple Network Model)، یکی از مهم‌ترینِ مدل‌هایِ عصب‌شناسیِ شناختی است که «معماریِ بنیادینِ مغز» را به تصویر می‌کشد:

۱. «شبکهٔ پیش‌فرضِ مغز» (Default Mode Network - DMN):

مرتبط با «خودارجاعیِ ذهنی»، «نشخوارِ فکری»، و «سرگردانیِ ذهن». DMN، «داستان‌سرایِ درونی» است که «نفسِ اماره» را در «طن» و «ظن» غرق می‌کند.

۲. «شبکهٔ برجستگی» (Salience Network - SN):

مرتبط با «تشخیصِ محرک‌هایِ مهم»، «سوئیچینگِ بینِ شبکه‌ها»، و «خودآگاهیِ لحظه‌ای». SN، «حضورِ شاهد» است که بین «طن» (DMN) و «حضور» (CEN) سوئیچ می‌کند.

۳. «شبکهٔ اجراییِ مرکزی» (Central Executive Network - CEN):

مرتبط با «توجهِ متمرکز»، «برنامه‌ریزی»، و «خودکنترلی». CEN، «ارادهٔ نوری» است که «شاهد» را به «عمل» متصل می‌کند.

«نظامِ احسن» در سطحِ مغزی، «تعادلِ پویا» و «هم‌افزاییِ کارآمد» میانِ این سه شبکه است. در این حالت، DMN (نفس) مهار می‌شود، SN (شاهد) فعال می‌گردد، و CEN (اراده) بر مسندِ اجرا می‌نشیند.

۲.۳. «حالتِ بهینهٔ مغز» (Optimal Brain State) و «نظامِ احسن»

پژوهشی که در سال ۲۰۲۶ در مجلهٔ NeuroImage منتشر شد، «حالت‌هایِ پویایِ آنتروپیِ مغز» (Dynamic Brain Entropy States) را با «الگوهایِ ارتباطاتِ عملکردیِ کل-مغز» (Whole-Brain Connectivity Patterns) مورد بررسی قرار داد. در این مطالعه، چهار «حالتِ آنتروپیِ مغز» (BEN States) شناسایی شد که هرکدام، «ارتباطِ شناختیِ» (Cognitive Relevance) متفاوتی داشتند:

· حالتِ ۱ (آنتروپیِ پایین، جدایشِ قوی، ادغامِ ضعیف): «ارتباطِ شناختیِ منفی» (Negative Cognitive Relevance).

· حالتِ ۲ (آنتروپیِ پایین در DMN، ECN، و SAN؛ «ادغام و جدایشِ متعادل»): «ارتباطِ شناختیِ مثبت» (Positive Cognitive Relevance).

· حالتِ ۴ (آنتروپیِ بالا، ادغامِ قوی، جدایشِ ضعیف): «ارتباطِ شناختیِ خنثی» (Neutral Cognitive Relevance).

نکتهٔ کلیدی: «حالتِ ۲» که با «آنتروپیِ پایین در شبکه‌هایِ DMN، ECN، و SAN» و «ادغام و جدایشِ متعادل» (Balanced Integration-Segregation) همراه بود، «ارتباطِ شناختیِ مثبت» داشت. این حالت، دقیقاً، همان «نظامِ احسن» در سطحِ مغزی است: حالتی که در آن، شبکه‌هایِ مغزی در «تعادلِ پویا» و «هم‌افزاییِ کارآمد» قرار دارند و «خودآگاهی»، «حضور»، و «خودکنترلی» را ممکن می‌سازند.

---

بخش سوم: از «بی‌نظمیِ نفسانی» تا «نظمِ نوری»؛ نقشِ «تمرینِ حضور»

۳.۱. «بی‌نظمیِ نفسانی»؛ غلبهٔ DMN و «طن»

در حالتِ «بی‌نظمیِ نفسانی» (هزارتو)، DMN بر SN و CEN غالب است. سالک، در «طن» (نشخوارِ فکری) و «ظن» (گمان‌هایِ بی‌پشتوانه) غرق است. ذهن، سرگردان است و از «حال» غافل. این حالت، با «آنتروپیِ بالایِ مغز» (High Brain Entropy) و «ارتباطِ شناختیِ منفی یا خنثی» همراه است.

۳.۲. «تمرینِ حضور» و «بازآراییِ شبکه‌ها» به سویِ «نظمِ نوری»

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که «تمرینِ ذهن‌آگاهی» (Mindfulness) و «مراقبه»، فعالیتِ DMN را کاهش می‌دهند و فعالیتِ SN و CEN را افزایش می‌دهند. در مطالعه‌ای که در PubMed (۲۰۲۲) منتشر شد، محققان نشان دادند که «یک ماه تمرینِ ذهن‌آگاهی»، به طورِ مؤثری، «ارتباطِ بینِ شبکه‌ایِ DMN، SN و CEN» را افزایش می‌دهد.

«تمرینِ حضور» و «ذکرِ مدام»، «بازآراییِ شبکه‌هایِ مغزی» به سویِ «نظامِ احسن» هستند. سالک، با «ذکر» و «حضور»، DMN (نفس) را مهار می‌کند، SN (شاهد) را فعال می‌سازد، و CEN (اراده) را در خدمتِ «نور» قرار می‌دهد. این، «حالتِ بهینهٔ مغز» است که با «آنتروپیِ پایین در شبکه‌هایِ کلیدی» و «ارتباطِ شناختیِ مثبت» همراه است.

۳.۳. «هم‌افزاییِ شبکه‌ها» و «حضورِ ناب»

در مطالعه‌ای دیگر، محققان نشان دادند که «تمرینِ ذهن‌آگاهی»، «ارتباطِ بینِ شبکه‌ایِ DMN، SN و CEN» را افزایش می‌دهد و «حضورِ آگاهانه» را تقویت می‌کند. این «هم‌افزاییِ شبکه‌ها»، «نشانهٔ تحققِ نظامِ احسن» در سطحِ مغزی است. وقتی DMN، SN، و CEN با هم، هماهنگ باشند، «شاهد» بر «نفس» مسلط است، «اراده» در خدمتِ «نور» است، و سالک، در «حضورِ ناب» آرام می‌گیرد.

---

بخش چهارم: «نظامِ احسن» و «خودفراروی» (Self-Transcendence)

۴.۱. «خودفراروی»؛ عبور از «خودِ روایی» به «حضورِ ناب»

«خودفراروی» (Self-Transcendence)، در عصب‌شناسی، با «کاهشِ فعالیتِ DMN» و «افزایشِ فعالیتِ SN و CEN» همراه است. در «چارچوبِ S-ART» (Self-Awareness, Self-Regulation, and Self-Transcendence)، نشان داده شده است که چگونه «تمرینِ ذهن‌آگاهی»، «خودِ روایی» (DMN) را به «خودِ تجربی» (SN) و نهایتاً، به «خودفراروی» (Self-Transcendence) تبدیل می‌کند.

در دستگاهِ نوری: «خودفراروی»، «فنا» و «بقا» است. سالک، با «تمرینِ حضور»، از «نفسِ اماره» (DMN) عبور می‌کند، به «شاهد» (SN) می‌رسد، و در «نور» (خودفراروی) باقی می‌ماند. این، «نظامِ احسن» در اوجِ خود است.

۴.۲. «بی‌مرزیِ خود» (Self-Boundarylessness) و «نظامِ احسن»

مطالعات نشان داده‌اند که «بی‌مرزیِ خود» (Self-Boundarylessness) با «کاهشِ فعالیتِ قشرِ سینگولیتِ خلفی» (PCC) در DMN همراه است. این «بی‌مرزیِ خود»، «نشانهٔ نزدیک‌شدن به «نظامِ احسن» است. وقتی «خود» از «مرزهایِ خود» عبور می‌کند، «نور» را در همه‌جا، شهود می‌کند. سالک، از «جزیرهٔ تنهایی» خارج می‌شود و به «شبکهٔ نور» متصل می‌گردد.

۴.۳. «تجاربِ معنوی» و «نظامِ احسن»

در مرور و سنتزِ جامعی که در Frontiers in Human Neuroscience (۲۰۲۴) منتشر شد، محققان نشان دادند که «تجاربِ دینی-معنوی» (Religious/Spiritual Experiences - RSEs) به «تعاملاتِ بینِ DMN، FPN (شبکهٔ پیشانی-آهیانه‌ای)، و SN (شبکهٔ برجستگی)» وابسته هستند. در این تجربیات، فعالیتِ DMN کاهش می‌یابد و «حسِ وحدت»، «حضورِ الهی»، و «خودفراروی» تجربه می‌شود.

در دستگاهِ نوری: «تجاربِ معنوی»، «شهودِ نظامِ احسن» هستند. سالک، با کاهشِ «طن» (DMN)، به «سکوتِ شاهد» می‌رسد و «نظامِ احسن» را در تمامِ هستی، شهود می‌کند.

---

بخش پنجم: جدولِ تطبیقِ «نظامِ احسن» در عرفان و عصب‌شناسی

مفهومِ عرفانی مفهومِ عصب‌شناختی شبکهٔ مغزی تغییر با تمرین

«هزارتو» (بی‌نظمیِ نفسانی) غلبهٔ DMN بر SN و CEN DMN (فعالِ بیش‌ازحد) کاهشِ فعالیتِ DMN

«نظامِ احسن» (نظمِ نوری) تعادلِ پویا و هم‌افزاییِ شبکه‌ها DMN + SN + CEN افزایشِ ارتباطِ بین‌شبکه‌ای

«شاهد» (حضورِ ناب) «شبکهٔ برجستگی» (SN) SN افزایشِ فعالیتِ SN

«ارادهٔ نوری» «شبکهٔ اجرایی» (CEN) CEN افزایشِ ارتباطِ CEN با SN

«فنا» (خودفراروی) کاهشِ شدیدِ DMN و غلبهٔ CEN+SN DMN (کاهش) + CEN+SN (افزایش) بازآراییِ توپوگرافیک

---

تمرین عملی (۴ گام برای نظامِ احسن در مغز)

گام اول: تمرینِ «تشخیصِ بی‌نظمی»

امروز، وقتی «ذهن» سرگردان شد و در «طن» و «ظن» غرق گشت، با «شاهد»، آن را تشخیص بده. بگو: «من، این «بی‌نظمی» را می‌شناسم. این، «غلبهٔ DMN» است. به «نظامِ احسن» بازمی‌گردم.» پاسخ را روی کاغذ بنویس.

گام دوم: تمرینِ «حضور در شبکه»

امروز، یک کارِ روزمره را با «حضورِ کامل» انجام بده. این تمرین، SN را فعال می‌کند و تعادلِ شبکه‌ها را به «نظامِ احسن» نزدیک‌تر می‌سازد. نتیجه را ثبت کن.

گام سوم: تمرینِ «هم‌افزایی»

امروز، در سکوت، به «هم‌افزاییِ شبکه‌هایِ مغزی» فکر کن. بگو: «خدایا! مغزِ مرا از «بی‌نظمی» به «نظامِ احسن» بازآرایی کن. شاهد را بر نفس، مسلط گردان.» تجربه‌ات را بنویس.

گام چهارم: تمرینِ «شهودِ نظام»

امروز، در طبیعت، به «نظمِ احسن» در هستی، نگاه کن. به «نظمِ کائنات» فکر کن و بدان که این نظم، در «مغزِ تو» نیز، جاری است. ثبتِ نهایی را انجام بده.

---

جمع‌بندی و حکمتِ نهایی

«نظامِ احسن»، در حکمتِ اسلامی، «بهترین و کامل‌ترین نظامِ ممکن برای جهانِ خلقت» است. علومِ اعصابِ مدرن نشان می‌دهند که این «نظامِ احسن»، در «ساختارِ مغز» نیز جاری است. «نظامِ احسن» در سطحِ مغزی، «حالتِ بهینهٔ مغز» (Optimal Brain State) است که در آن، «آنتروپیِ مغز» (Brain Entropy) در شبکه‌هایِ کلیدی (DMN، ECN، و SN) پایین است و «ادغام و جدایشِ متعادل» (Balanced Integration-Segregation) برقرار است.

«تمرینِ حضور» و «ذکرِ مدام»، می‌توانند مغز را از «بی‌نظمیِ نفسانی» (غلبهٔ DMN) به «نظمِ نوری» (تعادلِ شبکه‌ها) بازآرایی کنند و سالک را از «هزارتو» به «نظامِ احسن» هدایت کنند. «نظامِ احسن»، نه تنها در «جهانِ بیرون»، که در «جهانِ درون» (مغز) نیز جاری است و «غایتِ سلوک» و «رازِ نهاییِ هستی» را به تصویر می‌کشد.

حکمتِ نهایی:

«نظامِ احسن، نه تنها در آسمان‌ها و زمین، که در «مغزِ تو» نیز جاری است. «نظمِ بهینه»، «هم‌افزاییِ شبکه‌هایِ مغزی» است. «شاهد» (SN)، «نفس» (DMN) را مهار می‌کند و «اراده» (CEN) را به خدمتِ «نور» می‌گیرد. با «تمرینِ حضور»، مغزِ خود را از «بی‌نظمی» به «نظامِ احسن» بازآرایی کن. با «ذکرِ مدام»، «هم‌افزاییِ شبکه‌ها» را در خود، جاری ساز. و با «شهودِ نظام»، به «حیاتِ طیبه» دست یاب. که «نظامِ احسن»، «غایتِ سلوک» و «رازِ نهاییِ هستی» است.»

---

📚 مطالب مرتبط:

· مقاله: عصب‌شناسیِ «فنا»؛ از «خودِ روایی» تا «حضورِ ناب» در آیینهٔ شبکه‌های مغزی

· مقاله: عصب‌شناسیِ «خود»؛ از «نفسِ اماره» تا «شاهد» در آیینهٔ شبکه‌های مغزی

· مقاله: شبکهٔ پیش‌فرض مغز (DMN) در آیینهٔ خودشناسیِ نوری؛ از «طنِ نفسانی» تا «سکوتِ شاهد»

· مقاله: خودشناسی نوری چیست؟ (درگاهِ ورود)

---

منابع

· ویکی‌پدیا. «نظام احسن».

· جوادی آملی، عبدالله. «نظام أحسن جهان هستی».

· صادق‌زاده قمصری. (۲۰۱۰). «نظام احسن و مسئله شرور در فلسفه ابن سینا».

· بطحایی. (۲۰۱۹). «تحلیل و بررسی نظام احسن از منظر حکمت متعالیه».

· «کاملیت نظام موجود از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا».

· NeuroImage (2026). "The dynamic interplay between brain entropy and functional connectivity".

· Scientific Reports (2017). "Linking functional connectivity and dynamic properties of resting-state networks".

· ScienceOpen (2011). "Topological Fractionation of Resting-State Networks".

· McNamara, P., & Grafman, J. (2024). "Advances in brain and religion studies". Frontiers in Human Neuroscience, 18, 1495565.

· Farb, N. A. S., et al. (2007). "Attending to the present: mindfulness meditation reveals distinct neural modes of self-reference". Social Cognitive and Affective Neuroscience, 2(4), 313-322.

· Brewer, J. A., et al. (2011). "Meditation experience is associated with differences in default mode network activity and connectivity". PNAS, 108(50), 20254-20259.

· Gibson, J. E. (2024). "Meditation and interoception: a conceptual framework for the narrative and experiential self". Frontiers in Psychology, 15, 1393969.

---

🔹 بیانیه شفافیت و یادداشت کوتاه:

همهٔ مطالب این صفحه، برداشت‌های شخصی نویسنده از قرآن و عرفان اسلامی است که با تأمل و تحقیق، تدوین شده‌اند. هیچ وابستگی گروهی یا تشکیلاتی ندارم. این نوشته‌ها، یک نقشهٔ راه شخصی برای خودشناسی است، نه یک سازمان، فرقه یا ایدئولوژی بسته. این نوشتار در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و با اعتقاد به اسلام به عنوان کامل‌ترین و خاتم ادیان تدوین شده است. من به این چهارچوب، به‌عنوانِ «نقشه‌ای راهگشا» ایمان دارم و آن را با دیگران به اشتراک می‌گذارم، اما هرگز آن را «تنها راه» یا «حقیقتِ مطلق» نمی‌دانم. این متن، هیچ ارتباطی به هیچ گروه، تشکیلات، فرقه یا جنبشی ندارد. صرفاً برداشت شخصی یک ایرانیِ مسلمانِ شیعه است از مسیری که خود طی کرده است. هر کس آزاد است که آن را بخواند یا نخواند، قبول کند یا نکند.

---

نویسنده: مهدی امیراحمدی (عبدالمبین)

خودشناسی نوری / عبدالمبین

---

علوم اعصابنظام
۰
۰
خودشناسی نوری ؛ ( تشنه حق وجود )
خودشناسی نوری ؛ ( تشنه حق وجود )
مدتها سایه‌ای در تاریکی نفس، به طلب جود. نور پاک حقیقت آمد و خواب غفلت از سرم زدود . بیدار، روان، آگاه. اینجا می‌نویسم در سفر به سوی آن حقیقت. عبدالمبین، بنده‌ای در راه.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید