سکوت در برابر ظلم؛ آغاز فروپاشی انسانیت
وقتی انسانها در برابر ظلم و بیعدالتی سکوت میکنند، ذهنشان گرفتار پدیدهای میشود به نام پخش مسئولیت؛ هر کس میپندارد دفاع از مظلوم وظیفهی دیگری است. نتیجه آن است که همه تماشاگر میمانند و ظلم مجال رشد مییابد.
ایستادن در برابر ظلم تنها یک رفتار اخلاقی نیست، بلکه نشانهای از سلامت روانی و رشد وجدان اجتماعی است. انسانهایی که خودآگاهی و همدلی بیشتری دارند، نمیتوانند رنج دیگران را ببینند و خاموش بمانند. سکوت در برابر ظلم بهتدریج موجب کرختی عاطفی، احساس گناه پنهان و کاهش عزتنفس میشود؛ زیرا ذهن میداند کاری را که باید انجام میداد، ترک کرده است.
اگر کسی مورد ستم قرار گیرد، دفاع از او شجاعت است نه دخالت. عدالتخواهی نیز باید بر پایهی انسانیت باشد، نه بر محور قضاوت و نفرت.
سکوت در برابر ظلم، در حقیقت نوعی مشارکت پنهان در آن است. جامعهای سالم جایی است که انسانها تنها به درد خود نیندیشند، بلکه توانایی درک و احساس درد دیگران را نیز داشته باشند.
اگر بیاموزیم در برابر حتی کوچکترین ظلم بایستیم، در واقع از سلامت روان خود و از انسانیتر شدن جامعه پاسداری کردهایم.
> سکوت در برابر ظلم، آغاز فروپاشی انسانیت است.