برگه خالی

برگه انشا من خالی است . نمی دانم چه موضوعی ، موضوع است . نمی دانم کدام تاریخ را بزنم ؛ میلادی ، شمسی و یا قمری ؟ نمی دانم کدام تاریخ ، تاریخ است . نمی دانم به کدام زبان بنویسم ؛ انگلیسی ، عربی و یا فارسی ؟ نمی دانم کدام زبان ، زبان است . راستی ، مدرسه ها نزدیک اند .

دفتر انشا من تمام نشده است ؛ ولی می دانم تا شب شروع مدارس ، تمام می شود ؛ موضوع ها بسیارند ، زبان ها و تاریخ ها هم فراوان اند ؛ روزی دفتر انشا من هم تمام خواهد شد ، حتی با این برگه های خالی .

دفتر تابستان را بسته ام ، کتاب پاییز را جلد کرده ام ؛ در انتظار زمستانم . در انتظار برگرداندن ساعتم . در انتظار برگشتن به مدرسه هستم ؛ من منتظرم .

هر روز ، هر هفته ، ساعت هفت و سی دقیقه ؛ هر روز ، هر هفته ، صف صبحگاهی ؛ هر روز ، هر هفته ، کلاس درس مدرسه ؛ هر روز ، هر هفته ، کیف های پر از کتاب ؛ هر روز ، هر هفته ، هر ماه ، هر سال ... من منتظرم .