رفیق

رفیق صحرا منم . رفیق دریا منم . دریا و صحرا ، رفیق هم هستند ؛ پس من دریا هستم ، پس من صحرا هستم .

من دریا هستم ! عاشق صحرا هستم . او مکمل من است ؛ متفاوت از من است . او زاویه ای زیباست ؛ با من زیبا شده است .وقتی که زبانه های آتشم به سوی سنگ هایش می کشد ، دست هایم کف می کنند و آرام می شوند ؛ گویی به خواب عمیقی فرو رفته اند . صحرا برای من لالایی می خواند . لالایی اش را دوست دارم .

من صحرا هستم ! رفیق دریا هستم . وقتی که به سمتم زبانه می کشد ، مثل فرزندان نسلم ، برای او لالایی مادر را می خوانم . نسل من از اوست ؛ نسل او از من است . وقتی که بیدار می شود ، دوباره می خوابانمش . عاشق این آرامشش هستم .

من دریا هستم ، من صحرا هستم ! من عاشق این رویای شیرین هستم .... من ، من هستم .