کشمکش

کشمکش

باد که می وزد ، خود می وزد و درختان را با خود می وزاند . درختان با باد می رقصند و باد می وزد و آنها را به رقص در می آورد . باد درختان را با خود به سمت شمال می کشاند و درختان ، دستان نازک خود را به س

مت جنوب بر می گردانند . باد می کشد و درختان نمی گذارند که بکشد ؛ او با خود می گوید «کش»، و درختان می گویند «مکش». کشمکشی که باد در آن دلش می سوزد و درختان از دیدن آتشی که در دل باد است ، حسابی دل آتش می کنند ؛ آری ، آتشی که حاصل یک کش و مکش باشد ، حسابی سوزان است ....

کشمکش

در طبیعت عقل ها ، بادِ فراوان است و جنگل های بسیار ؛ در همه جای عقول که باد باشد ، کشمکش هم هست . باد که بگوید «کش»، جنگل و درختانش می گویند «مکش». حالا اینکه شما طرفدار کش باشید یا مکش ، بستگی به درخت هایتان دارد .

کشمکش

کش

مکش