
فرض کنین میخواین توی یه شرکت سرمایهگذاری کنین یا بهش وام بدین. خب، از کجا میفهمید حال و روزش چطوره و چند مرده حلاجه؟ جواب توی یه سری گزارش استاندارده که بهشون میگیم «صورتهای مالی اساسی».
به نظر من، اینا مثل کارنامه نهایی یه شرکت میمونن. وقتی همهشون رو کنار هم میذاری، یه تصویر کامل و سهبعدی از وضعیت و عملکرد اون شرکت به دست میاری. این خانواده مهم، طبق استانداردهای بینالمللی (IFRS) که تو ایران هم استفاده میشه، این اعضا رو داره:
صورت وضعیت مالی (همون ترازنامه خودمون): یه عکس فوری از دار و ندار شرکت. (اینو خلاصه میگم)
صورت سود و زیان: یه فیلم سینمایی از تلاش یک ساله شرکت. (اینو مفصل باز میکنیم)
صورت جریانهای نقدی: قصه خودِ پول نقد! از کجا اومده و کجا رفته. (اینو هم کامل میشکافیم)
صورت سود و زیان جامع: یه جورایی نسخه کاملتر شدهی سود و زیان. (اینو هم بررسی میکنیم)
یادداشتهای توضیحی: به نظرم این دفترچه راهنمای اون گزارشهاست. هرجا عددی گنگ بود، اینجا توضیحش رو پیدا میکنید.
خب، حالا بریم این اعضای مهم رو یکی یکی بشناسیم.
۱. صورت وضعیت مالی (ترازنامه) - یه نگاه سریع!
همونطور که قبلاً با هم گپ زدیم، این گزارش مثل یه عکس فوری از وضعیت مالی شرکت تو یه روز خاصه (مثلاً آخر اسفند). خیلی ساده، معادله معروف حسابداری رو به ما نشون میده:
داراییها = بدهیها + حقوق مالکانه
هدفش اینه که به سه تا سؤال جواب بده: شرکت تو این لحظه چی داره؟ چقدر به بقیه بدهکاره؟ و تهش چی برای صاحباش میمونه؟ این گزارش برای اینکه بفهمیم ساختار مالی و توان پرداخت بدهیهای شرکت چطوریه، حیاتیه.
۲. صورت سود و زیان: فیلم سینمایی یک سال تلاش! (مفصل)
اگه صورت وضعیت مالی یه عکس باشه، صورت سود و زیان قطعاً یه فیلم سینماییه! این گزارش داستان عملکرد مالی شرکت رو تو یه بازه زمانی (مثلاً یه سال کامل) تعریف میکنه و آخرش به مهمترین سؤال دنیا جواب میده: آقا ما آخرش سود کردیم یا ضرر؟!
ساختار داستان از بالا به پایین اینجوریه:
فروش (درآمد): این شروع داستانه! کل پولی که شرکت از فروش محصول اصلیش (مثلاً ماکارونی) به دست آورده.
بهای تمام شده: هزینه مستقیم تولید همون محصول (پول آرد، حقوق کارگر خط تولید و...).
سود ناخالص: از کم کردن هزینه تولید از فروش به دست میاد. به نظرم این عدد خیلی مهمه، چون میگه بیزینس اصلی شرکت، بدون در نظر گرفتن بقیه هزینهها، چقدر سودده است.
هزینههای عملیاتی: هزینههایی که برای چرخیدن چرخ شرکت لازمه ولی مستقیم به تولید ربط نداره. مثل پول تبلیغات، حقوق کارمندای دفتر و اجاره دفتر.
سود عملیاتی: از کم کردن هزینههای عملیاتی از سود ناخالص به دست میاد. این عدد برای تحلیلگرها خیلی مهمه، چون نشون میده شرکت از کار اصلی و تکرارشوندهاش چقدر سود میسازه.
هزینههای مالی: بهرهای که شرکت بابت وامهاش پرداخت میکنه.
سود قبل از مالیات: سود عملیاتی منهای بهره وامها.
مالیات: سهم دولت از این سود که دیگه کاریش نمیشه کرد!
سود خالص: و بالاخره خط آخر داستان! یا همون "Bottom Line" معروف. این پولیه که بعد از کم کردن همه هزینهها، تمیز و پاکیزه برای شرکت میمونه.
یه مثال از بازار خودمون:
فرض کنین شرکت «زر ماکارون» این گزارش رو منتشر کرده:
(مبالغ فرضیه!)
شرح
مبلغ (میلیون ریال)
فروش خالص
۱۰,۰۰۰
بهای تمام شده کالای فروش رفته
(۶,۰۰۰)
سود ناخالص
۴,۰۰۰
هزینههای فروش و اداری
(۱,۵۰۰)
سود عملیاتی
۲,۵۰۰
هزینههای مالی (بهره وام)
(۵۰۰)
سود قبل از مالیات
۲,۰۰۰
مالیات بر درآمد
(۵۰۰)
سود خالص
۱,۵۰۰
اگه شما یه سرمایهگذار تو بورس تهران باشین: میرین تو سایت کدال و این گزارش رو میبینین. سود خالص (۱,۵۰۰) رو با سال قبل مقایسه میکنین تا ببینین شرکت داره رشد میکنه یا نه.
اگه شما مدیرعامل زر ماکارون باشین: با دیدن هزینه فروش (۱,۵۰۰) ممکنه از مدیر بازاریابی بپرسین: "آقا این کمپینهای تبلیغاتی ما اصلاً به صرفه بوده؟"
۳. صورت جریانهای نقدی: قصه خودِ پول نقد! (مفصل)
این یکی از اون گزارشهاییه که من عاشقشم! چرا؟ چون یه حقیقت مهم رو به ما میگه: سود کردن یه چیزه، پول نقد داشتن یه چیز دیگه! ممکنه یه شرکت روی کاغذ کلی سود کرده باشه ولی چون پولش رو از مشتریها نگرفته، در حال ورشکستگی باشه.
این گزارش، قصه جابجایی پول نقد رو تو سه پرده تعریف میکنه:
پرده اول: فعالیتهای عملیاتی (CFO): به نظرم این حیاتیترین بخشه. نشون میده کسبوکار اصلی شرکت چقدر پول نقد واقعی تولید کرده. یه CFO مثبت و قوی، یعنی نبض شرکت سالم میزنه.
پرده دوم: فعالیتهای سرمایهگذاری (CFI): قصه خرید و فروش داراییهای گنده و بلندمدت.
خروج پول (منفی): یعنی شرکت رفته کارخونه جدید ساخته یا ماشینآلات خریده (مثل پروژههای توسعه فولاد مبارکه).
ورود پول (مثبت): یعنی یه ساختمون قدیمی رو فروخته.
جالبه بدونین که منفی بودن این بخش اغلب نشونه خوبیه! یعنی شرکت داره برای آینده و رشدش سرمایهگذاری میکنه.
پرده سوم: فعالیتهای تأمین مالی (CFF): داستان اینکه شرکت پولش رو از کجا جور کرده.
ورود پول (مثبت): یعنی از بانک ملی وام گرفته یا سهام جدید فروخته.
خروج پول (منفی): یعنی قسط وامش رو داده یا به سهامدارها سود پرداخت کرده.
یه مثال از بازار خودمون:
شرکت «دیجیکالا» رو تصور کنین:
CFO مثبت: یعنی از فروش آنلاینش داره پول نقد واقعی درمیاره.
CFI منفی: کلی پول خرج کرده تا انبار و ناوگان حمل و نقل جدید بسازه.
CFF مثبت: برای این کارها، احتمالاً یا وام گرفته یا سرمایهگذار جدید آورده.
شما اگه فروشنده کالا به دیجیکالا باشین: به CFO نگاه میکنین تا خیالتون راحت بشه که پول کافی برای پرداخت بدهی شما رو داره.
۴. صورت سود و زیان جامع: سودی که تو گزارش اصلی نبود! (مفصل)
خب، این یکی یه کوچولو ماجراش پیچیدهتره. گاهی وقتا ارزش داراییهای یه شرکت زیاد میشه، ولی این افزایش ربطی به فروش و عملکرد روزمرهاش نداره. اینجور سودها که هنوز واقعی نشدن (چون چیزی فروخته نشده)، تو صورت سود و زیان اصلی نمیان، ولی اینجا خودشون رو نشون میدن.
هدفش چیه؟ اینکه یه تصویر کامل و جامع از تمام چیزهایی که ثروت صاحبای شرکت رو کم و زیاد کرده، به ما بده.
یه مثال خیلی رایج تو ایران:
به خاطر تورم بالا، تجدید ارزیابی داراییها خیلی اتفاق میفته. شرکت «ایران خودرو» رو فرض کنین که یه عالمه زمین داره که سالها پیش خریده. امروز ارزش اون زمینها صدها برابر شده. اگه شرکت تصمیم بگیره ارزش دفتری این زمینها رو بهروز کنه:
این افزایش ارزش نجومی، توی صورت سود و زیان اصلی نمیاد.
اما توی صورت سود و زیان جامع به عنوان یه سود خیلی بزرگ گزارش میشه و باعث میشه «حقوق مالکانه» شرکت کلی بره بالا.
یه تحلیلگر باهوش: با دیدن این موضوع میفهمه که ثروت شرکت بیشتر به خاطر گرون شدن زمینهاشه، نه لزوماً اینکه ماشینهای بهتری تولید کرده. این نکته خیلی مهمیه