عکس رادیولوژی از کسبوکار شما: با صورت وضعیت مالی آشنا بشین!
خب، عالی شد! حالا که با اون فرمول جادویی و قلب تپنده حسابداری رفیق شدیم، (معادله اساسی حسابداری)وقتشه بریم سراغ یکی از خروجیهای اصلی و باحالش: ترازنامه یا به قول امروزیها، صورت وضعیت مالی. به نظر من، این گزارش دقیقاً مثل یه عکس رادیولوژی از وضعیت مالی یه شرکته؛ همه چیز رو شفاف و دقیق نشون میده.
پس بیاین با هم این مفهوم رو کامل باز کنیم و ببینیم تو دلش چه خبره.
اول از همه، با خانواده «صورتهای مالی» آشنا بشیم!
قبل از اینکه روی ترازنامه زوم کنیم، باید بدونین که این گزارش یه عضو از یه خانواده ۴ نفره خیلی مهمه به اسم «صورتهای مالی اساسی». این خانواده در کنار هم، یه تصویر کامل از شرکت به ما میدن. اعضای این خانواده خیلی خلاصه اینان:
صورت سود و زیان: داستان دخل و خرج شرکت تو یه بازه زمانی (مثلاً یه سال). آخرش به ما میگه شرکت سود کرده یا ضرر.
صورت وضعیت مالی (همون ترازنامه خودمون): یه عکس فوری از دار و ندار شرکت تو یه روز خاص (مثلاً آخر سال).
صورت جریانهای نقدی: قصه پول نقد! میگه پول از کجا اومده و کجاها خرج شده.
صورت سود و زیان جامع: یه جورایی مکمل صورت سود و زیانه و یه سری تغییرات خاص تو سرمایه رو نشون میده.
حالا بریم سراغ ستاره اصلی امشب: صورت وضعیت مالی!
صورت وضعیت مالی: یک عکس فوری از سلامت مالی شرکت
تصور کنین یه دکمه تو دنیا هست که میتونین زمان رو باهاش متوقف کنین. اگه این دکمه رو در آخرین روز سال برای یه شرکت فشار بدین و از تمام داراییها و بدهیهاش یه عکس بگیرین، اون عکس میشه همون صورت وضعیت مالی.
این گزارش، در واقع نسخه تصویری همون معادله حسابداریه:
داراییها = بدهیها + حقوق مالکانه
هدفش اینه که خیلی رک و راست به ما بگه یه شرکت تو اون لحظه خاص:
چی داره؟ (داراییها)
چقدر به بقیه بدهکاره؟ (بدهیها)
و تهش چی برای صاحبای شرکت میمونه؟ (حقوق مالکانه)
یه نکته فنی ولی مهم: چرا دیگه نمیگیم «ترازنامه»؟
قدیما همه ما به این گزارش میگفتیم «ترازنامه». اما یه اتفاق مهم افتاده. حسابداری ما داره به سمت استانداردهای بینالمللی (IFRS) حرکت میکنه تا با کلاس جهانی همزبون بشیم. طبق این استانداردها، اسم درست و حسابی این گزارش «صورت وضعیت مالی» هست.
این تغییر اسم خیلی مهمه، چون شرکتهای بزرگ ایرانی (مخصوصاً اونایی که تو بورس هستن) از این استانداردها استفاده میکنن تا سرمایهگذار خارجی هم گزارشهاشون رو بفهمه. پس از این به بعد اگه بگین «صورت وضعیت مالی»، خیلی حرفهایتر به نظر میرسین 😉.
بریم تو دلِ صورت وضعیت مالی!
این گزارش سه تا بخش اصلی داره که باید همیشه مثل یه ترازو، با هم در تعادل باشن.
۱. بخش اول: داراییها (Assets) – یعنی کل دار و ندار شرکت!
اینجا هر چیزی که شرکت مال خودشه و براش ارزش داره، لیست میشه. خودش دو جور داره:
داراییهای جاری (زود نقد شوندهها): چیزایی که قراره تو سال آینده به پول تبدیل بشن یا مصرف بشن. مثل:
پول نقد تو حساب بانکی شرکت (مثلاً حسابش تو بانک ملت)
پولی که از مشتریها طلب داره (مثلاً طلبی که کاله از هایپرمارکتها داره)
کالاهای تو انبار (فکر کنین به انبارهای پر از جنس دیجیکالا).
داراییهای غیرجاری (ستونهای اصلی و موندگار): اینا زیرساختهای شرکتن و قرار نیست به این زودی فروخته بشن. مثل:
زمین و کارخونه و دستگاههای خط تولید (مثل کارخونههای ایران خودرو یا فولاد مبارکه).
چیزای نامشهود ولی باارزش مثل اسم و رسم برند (مثلاً ارزش برند اسنوا) یا یه نرمافزار خاص.
۲. بخش دوم: بدهیها (Liabilities) – قول و قرارهایی که به بقیه دادیم!
اینجا لیست تمام تعهدات و بدهیهای شرکت میاد. اینا هم دو دستهان:
بدهیهای جاری (زود پرداختنیها): بدهیهایی که باید همین امسال صاف بشن. مثل:
پولی که باید به فروشندهای که ازش نسیه خریدیم بدیم.
حقوق اسفندماه کارمندها که اول فروردین پرداخت میشه.
بدهیهای غیرجاری (وامهای سنگین و بلندمدت): بدهیهایی که سررسیدشون بیشتر از یک ساله. مثل:
وامی که شرکت برای ساخت کارخونه جدید از بانک صنعت و معدن گرفته و قراره ۱۰ ساله پس بده.
۳. بخش سوم: حقوق مالکانه (Equity) – یعنی سهم واقعی صاحبان شرکت!
و اما بخشی که به نظرم از همهشون جذابتره، به خصوص برای سرمایهگذارها! این بخش میگه اگه شرکت تمام داراییهاش رو بفروشه و بدهیهاش رو بده، تهش چی برای صاحباش میمونه.
اجزای اصلیش:
سرمایه پرداخت شده: همون پول اولیهای که صاحبای شرکت گذاشتن وسط.
سود (زیان) انباشته: به نظر من، این عدد یکی از کلیدیترینهاست! این عدد نشون میده شرکت از روز اول چقدر از سودهاش رو برنداشته ببره، بلکه دوباره تو خود شرکت سرمایهگذاری کرده. یه سود انباشته تپل و مثبت، یعنی شرکت حالش خوبه و داره بزرگ میشه.
بیاین یه مثال واقعی رو ببینیم!
حالا بیاین یه صورت وضعیت مالی ساده شده برای یه شرکت معروف مثل «گروه صنعتی انتخاب (اسنوا)» رو با هم ببینیم تا بفهمیم اینا تو عمل چه شکلیه.

چطور از این گزارش استفاده کنیم؟
فرض کنین شما مدیر بانک پاسارگاد هستین: قبل از اینکه به اسنوا وام بدین، یه نگاه به این گزارش میندازین. میبینین داراییهای جاریشون (۵۰,۰۰۰) خیلی بیشتر از بدهیهای جاریشونه (۳۰,۰۰۰). با خودتون میگین: "خب، اینا از پس قسطهای کوتاهمدتشون برمیان." پس خیالتون راحتتر میشه.
حالا خودتون رو بذارین جای یه سرمایهگذار: چشمتون سریع میافته به «سود انباشته» (۷۰,۰۰۰). این عدد بزرگ بهتون میگه این شرکت حسابی سودده بوده و پولش رو برای بزرگتر شدن خودش خرج کرده. این یه سیگنال عالی برای سرمایهگذاریه!
حالا مدیرهای خود اسنوا چطور؟ اونا به «موجودی کالا» (۳۰,۰۰۰) نگاه میکنن. اگه ببینن این عدد خیلی بالاست، شاید بگن: "بچهها! انبار داره پر میشه! باید یه جشنواره فروش خفن بذاریم تا اینا رو بفروشیم و پول نقد بیشتری بیاریم تو شرکت."