انتخاب اطرافیان‌مان

استانداردهای ما را انسان‌هایی بالا یا پایین می‌کنند که انتخاب می‌کنیم در کنارمان باشند. ما می‌توانیم تبدیل شویم به بهترینی که در توان‌مان هست یا به نسخه‌ای بسیار پایین‌تر از خود واقعی‌مان. شکی نیست که ما شبیه دوستان‌مان می‌شویم، هیچ‌کدام از ما به تنهایی بزرگ و متعالی نمی‌شویم، بلکه به کمک آدم‌های اطراف‌مان بزرگ و عالی می‌شویم.
در زندگی خود به حضور انسان‌هایی نیازمندیم که استانداردهای ما را بالا ببرند، اهداف اصلی‌مان را به ما یادآوری کنند و آنگونه‌ای ما را به چالش بکشند که به بهترین نسخه‌ی ممکن از خودمان تبدیل شویم.
متن فوق ترجمه‌ی من بود از بخشی از کتاب “ریتم زندگی” نوشته‌ی “ماتیو کلی” که در حال خواندن آن هستم.
بهانه‌ای شد تا چند سطری درباره‌ی آدم‌های اطراف‌مان و نحوه‌ی انتخاب آن‌ها بنویسم.
حتما شنیده یا خوانده‌اید که: اگر می‌خواهید کسی را بشناسید ببینید با چه افرادی نشست و برخاست می‌کند. جالب این‌جاست که رفتار ما تاثیر گرفته از میانگین رفتاری پنج نفری است که بیشترین ارتباط را با ایشان داریم.
اگر قصد داریم که در زندگی و دنیای حرفه‌ای خود پیشرفت کنیم، باید با انسان‌هایی نشست و برخاست کنیم که دست‌مان را گرفته و ما را رو به جلو حرکت دهند، و ما هم در حد توان‌مان به آن‌ها یاری برسانیم.
اگر تنبلی را به تلاش ترجیح می‌دهیم، کافیست نگاهی به آدم‌های اطراف خود بیندازیم، قطعا آن‌ها نیز مثل خودمان هستند.
اینجا ممکن است یک سوال پیش بیاید، آن‌ها بخاطر ما اینگونه‌اند یا ما بواسطه‌ی دوستی با آن‌ها؟ پاسخ فقط یک جمله است: اطرافیان ما حاصل خواسته‌ها و میزان تلاش ما برای رسیدن به خواسته‌هایمان انتخاب می‌شوند. پس اگر پویایی و پیشرفت را می‌خواهیم و قصد تلاش برای رسیدن به آن را داریم، باید دور و بر خودمان را با انسان‌های با انگیزه، پویا و موفق پر کنیم. آدم‌هایی که استانداردهای بالاتری از ما دارند، البته حواسمان به میزان اختلاف فعلی استانداردهایمان باشد.