چی تو ذهن ما باعث میشه یک بخشی از درامدمون صرف ولخرجی بشه و بخشیش هم اصلا خرج نکنیم!؟
پولی که از حقوق میاد، جدی تر خرج میشه.
پولی که از سود بازار میاد، راحت تر از دست میره.
پولی که یه دفعه به حساب میشینه، انگار کمتر واقعی به نظر میاد.🤔
در حالی که پول پوله.
فرقی نمیکنه از سود سهام باشه، از فروش یه دارایی، از حقوق، یا از یه طلب قدیمی.
اما ذهن ما برای هرکدوم یه برچسب جدا میزنه.
یکی میشه پول آینده.
یکی میشه پول تفریح.
یکی میشه پولی که حیفه خرج بشه.
یکیم میشه پولی که چون از سود اومده راحت تر خرجش میکنیم.
در واقع اسم این سوگیری حسابداری ذهنی یا Mental accounting هستش که اگر بشناسیمش بیشتر احتمال داره مچ خودمونو بگیریم.
سرمایه گذار فکر میکنه داره با عددها تصمیم میگیره،
ولی اکثر اوقات داره با حس های چسبیده به اون عددها تصمیمشو میگیره.
برای همین حتی ممکنه سود یه دارایی رو راحت خرج کنه،
اما روی یه سهم زیان ده بمونه، فقط چون نمیخواد توی ذهنش بنویسه:
«اینجا اشتباه کردم.»
حسابداری ذهنی یعنی پولها رو جداجدا ببینیم،
در حالی که ثروت ما یه تصویر کلیه.
سرمایه گذار حرفهای باید از خودش بپرسه
الان بهترین جای این پولم کجاست؟
آکاوست، علم آرامش در سرمایه گذاری 🌱