ویرگول
ورودثبت نام
روزی روزگاری در فیلمی
روزی روزگاری در فیلمی
روزی روزگاری در فیلمی
روزی روزگاری در فیلمی
خواندن ۶ دقیقه·۱۳ روز پیش

سریالی که باید بینید

خلاصه‌ی کامل قسمت اول سریال مردعنکبوتی نوآر (Spider-Noir) - هشدار: اسپویل کامل

 در قسمت اول سریال مردعنکبوتی نوآر ۵ داستان شروع می‌شود و ۱۲ شخصیت درگیر حضور می‌یابند. ظاهراً یکی از این ۵ داستان در همین قسمت به پایان می‌رسد اما ادامه‌ی ۴ داستان دیگر به قسمت‌های بعدی گسترش می‌یابند. تعداد معماها به مراتب بیشتر از داستان‌هاست اما هنوز به دقت نمی‌توان آن‌ها را شمرد.

گذشته هرگز رهایتان نمی‌کند
گذشته هرگز رهایتان نمی‌کند

اولین داستان از همان اولین صحنه‌ی سریال و با «روایت بر روی فیلم» توسط بن ریلی آغاز می‌گردد. بن ریلی، مردعنکبوتی و قهرمان سابق شهر که همیشه آماده بوده به داد مردم گرفتار در دام تهدیدات و خطرات برسد، با اهمالی که می‌کند (هنوز معلوم نیست این اهمال چه بوده) موجب مرگ همسر زیبایش، روبی، می‌شود. روبی را در خاطرات بن می‌بینیم که در زیر آب درحالی‌که در ماشینی به بند آمده در حال غرق شدن است و سپس سنگ مزار او را می‌بینیم که بن بر روی آن حلقه‌ی ازدواج خود را می‌گذارد و صدای بن را می‌شنویم که می‌گوید «من در این شهر (نیویورک) جنگیدن را آموخته‌ام و عاشق شده‌ام. خطایی که هرگز تکرار نخواهم کرد.» مطلع می‌شویم که مرگ روبی در ۵ سال پیش اتفاق افتاده. سپس بن لباس اسپایدری خود را درمی‌آورد و درون دیوار خانه پنهان می‌کند و یک شهروند معمولی می‌شود. به زمان جاری برمی‌گردیم که در آن بن یک کارآگاه خصوصی است که توانایی پرداخت دستمزد منشی و دستیار خود جانت را ندارد و ناچار است طعنه‌های دوست خبرنگارش رابی رابرتسون را تحمل کند. جانت که معلوم می‌شود شوهر تنبل و بی‌عاری دارد که برای خرج روزمره زندگی چشم به دست جانت دارد، فراتر از یک منشی معمولی است. او باهوش، زرنگ، وقت‌شناس، منظم و یک مذاکره کننده‌ی عالی با مشتریان است و در عقل معاش یک سر و گردن بالاتر از بن است و بن آشکارا در اداره‌ی کسب‌وکار خود متکی به اوست. علاوه بر این، جانت نقش مشاور و حتی بادیگارد بن را هم ایفا می‌کند. رابی رابرتسون، خبرنگار روزنامه‌ی «نیویورک هرالد» دوست قدیمی بن رایلی است. او از زمانی که بن در کسوت مردعنکبوتی با جنایتکاران می‌جنگید تا امروز که یک کارآگاه شخصی شکست‌خورده و به ته‌خط رسیده است، اطلاعات حساس مورد نیاز بن را به او می‌رسانده. همچنین در گذشته مقالات ستایش‌آمیز از مردعنکبوتی می‌نوشته و هنوز هم در مقالاتش آرزوی بازگشت اسپایدرمن را مطرح می‌کند. رابی هرگاه که فرصتی می‌یابد بن را برای درآوردن جامه‌ی مردعنکبوتی به عذاب‌وجدان می‌اندازد.

هیچ عدالتی نخواهید یافت. فقط پول و زور داشته باشید و تنها قانون خیابان را بلد باشید.
هیچ عدالتی نخواهید یافت. فقط پول و زور داشته باشید و تنها قانون خیابان را بلد باشید.

دومین داستانی که در قسمت اول گشوده می‌شود داستان ترور سیلورمن، رئیس مافیای نیویورک است. فردی که به نظر می‌رسد توانایی‌های فرابشری در افروختن آتش داشته به عمارت باشکوه سیلورمن وارد می‌شود و خانه را به آتش می‌کشد اما سیلورمن به طریقی که بیان نمی‌شود موفق شده در لحظه‌ی آخر، در حالی که فقط لباس زیر به تن داشته از خانه فرار نماید و جان خود را نجات دهد. ببیننده از طریق تیترهای یک روزنامه مطلع می‌شود قانون «ممنوعیت تولید، تجارت، و نگهداری مشروبات الکلی» همچنان پابرجا است. ممنوعیتی که به تجارت قاچاق مشروب توسط مافیا و به رئیس بزرگ آن، سیلورمن، سود فراوانی می‌رساند. سیلورمن پیر درحالی که به خانه‌ی سوخته‌ی خود نگاه می‌کند می‌گوید «این‌که فردی قصد کشتن مرا دارد و خانه‌ام را سوزانده، به من حس جوانی دوباره می‌دهد.» از نوچه‌ی خود، وینستون می‌خواهد آتش‌افروز را پیدا کند. وینستون دو کارآگاه استخدام می‌کند. یکی پاتریک دونگال به قیمت ۵۰ دلار و دیگری، بن رایلی با پرداخت ۳۰ دلار. هر دو کارآگاه با عکسی که از سوژه‌ي خود دارند و او را در جمع سربازان آمریکایی در جنگ جهانی اول نشان می‌دهد، تقریباً همزمان آتش‌افروز را می‌یابند. او مردی است به نام ادیسون که هرگاه بخواهد از دستانش مانند دهان اژدها آتش شراره خواهد کشید. در تعقیبی که اتفاق می‌افتد پاتریک دونگال برای این‌که بن را از دور خارج کند با درب ماشین به او می‌کوبد و بن را نقش زمین می‌کند و خود به تنهایی به تعقیب ادیسون می‌پردازد و سرانجام در انبار نفت شرکت استاندارد اویل به او می‌رسد. ادیسون با حربه‌ی آتش قصد نجات خود را دارد اما پاتریک وحشت‌زده از آتش به او شلیک می‌کند. ادیسون به قتل می‌رسد و در انبار نفت انفجار رخ می‌دهد. بن به صحنه می‌رسد و با جستجو در کیف پول پاتریک که از شدت انفجار بیهوش شده پی می‌برد که او هم یک کارآگاه خصوصی و احتمالاً در استخدام همان کسی است که خود او را استخدام کرده. در روز بعد دو کارآگاه با هم به گفتگو می‌پردازند. پاتریک پیشنهاد می‌دهد حالا که سیلورمن از مرگ ادیسون مطلع نیست قیمت اطلاعات خود را به ۱۰۰۰ دلار بالا ببرند. بن نمی‌پذیرد و پاتریک هم که سیلورمن را دست کم گرفته و بدون‌احتیاط می‌خواهد از او باجگیری کند توسط افراد سیلورمن شکنجه شده، اطلاعاتش را لو می‌دهد و سرانجام توسط خود سیلورمن به قتل می‌رسد. رئیس بزرگ مافیا همچنان به دنبال یافتن فردی است که ادیسون را برای کشتن او اجیر کرده.

رئیس مافیا از مرگ نجات یافت. آماده باشید حمام خون راه خواهد افتاد!
رئیس مافیا از مرگ نجات یافت. آماده باشید حمام خون راه خواهد افتاد!

داستان سوم داستانی کوتاه است که احتمالاً در همین قسمت تمام شده. شوهری شکاک به نام کارمدی به دفتر کارآگاهی بن رایلی مراجعه می‌کند و از او می‌خواهد همسرش را تعقیب کند و از او تصاویری در لحظه‌ی خیانت بگیرد. اما وقتی بن تصویر زنی جذاب را می‌بیند از شوهر پیر و چاق می‌پرسد که آیا او مردی بسیار ثروتمند است؟ مرد پاسخ منفی می‌دهد و کارآگاه بن می‌فهمد این مرد عاشق و حسود یک شوهر پوششی برای زن زیباست تا رازی را پنهان کند. بن به تعقیب زن می‌پردازد. او در ساعت ۸ شب در هتل رادکلیف با شخص مهمی قرار عاشقانه‌ای دارد که نافرجام می‌ماند. شخص مهم سعی می‌کند به زن تجاوز کند اما با دخالت اسپایدری بن ناکام می‌ماند. بن فردا عکس‌ها را چاپ می‌کند و جانت منشی او فرد مهم را می‌شناسد. او شهردار نیویورک است. بن متوجه می‌شود که موکلش، کارمدی، در حال ورود به داستانی بسیار بزرگتر از خود و بسیار خطرناک است. بنابراین تصمیم می‌گیرد به او بگوید همسرش به او وفادار است  و او را به خانه راهی کند.

حس می‌کنم قراره یک دردسری راه بیفتد!
حس می‌کنم قراره یک دردسری راه بیفتد!

داستان چهارم که پشت‌پرده‌ی رابطه‌ی غیرعادی شهردار با زن جذاب می‌باشد از این نقطه شروع می‌شود. بن که می‌بیند از این پرونده هم پولی عایدش نشده به پیشنهاد جانت تصمیم می‌گیرد عکس‌های کذا را به خود زن جذاب بفروشد. عکس زن را به پیش دوست خبرنگار خود، رابی رابرتسون می‌برد. رابی او را می‌شناسد. خواننده‌ای به نام کت هاردی که در یک کلوب گران‌قیمت برنامه اجرا می‌کند. بن به دیدار او می‌رود و با نشان دادن یک کپی از عکس وی با شهردار در اتاق هتل قصد اخاذی از او را دارد. کت نمی‌پذیرد و به محافظ خود فلینت دستور می‌دهد نگاتیو عکس‌ها را از بن بگیرد. فلینت به تعقیب بن می‌پردازد و سرانجام بر بام برج در حال ساختی به زد و خورد می‌پردازند. بن به سختی در این درگیری پیروز می‌شود اما فلینت که از شکست خود بسیار خشمگین است تغییر شکل می‌یابد. او مرد ماسه‌ای (سندمن) است که در هنگام عصبانیت به یک هیولا با قدرت‌های فرابشری تغییر می‌یابد. بار دیگر زد و خورد آغاز می‌شود و باری دیگر بن پیروز می‌شود. در این لحظه کت وارد می‌شود و از بن می‌خواهد به فلینت صدمه‌ی بیشتری نرساند. بن که از ابتدا هم چندان راضی به باج‌گیری نبود نگاتیو عکس‌ها را به طور رایگان به کت می‌دهد و محل را ترک می‌کند.

مردم به یک قهرمان نیاز دارند.
مردم به یک قهرمان نیاز دارند.

داستان پنجم با سرزنش‌های جانت آغاز می‌شود که بن را به خاطر رایگان بخشیدن نگاتیو عکس‌ها به کت شماتت می‌کند. در همین بیص کت وارد دفتر بن می‌شود و می‌گوید می‌خواهد او را برای یافتن محافظش فلینت استخدام کند. فلینت از دیشب، پس از زد و خورد ناپدید شده و حالا کت از بن کمک می‌خواهد. قسمت اول پایان می‌پذیرد.

 

جنگ جهانیکیف پول
۰
۰
روزی روزگاری در فیلمی
روزی روزگاری در فیلمی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید