نکن !


من فکر میکنم روانشناسی ک خوندم یه مرض بهم اضافه شده و اون اینه ک می شینم دنبال علت فلان رفتار مادرم ، علت این جمله برادرم دوستم و .. می گردم بعد میدونی چی میشه ؟ یه آسمون ریسمونِ کاااامل ؛

یعنی اول خودتو از درون اذیت می‌کنه بعد اطرافیانتو که دوست ندارن تحلیل هاتو از رفتارشون بشنون ..

ولی بیشتر خوره وجود خودت میشه .. کلی نشخوار ذهنی برات میاره ..

نکن .. خواهر من ، برادر من نکن

دنبال علت رفتارشون نگرد .. بشری ک به آنی وابسته ست و در لحظه ممکنه تغییر رویه بده، خیلی سخته بخوای یه دلیل پیدا کنی برا کارش ..

این کار جز وسواس فکری برات هیچی نداره، انگار وارد یه مازی شدی که هیچوقت تمومی نداره ..

.

.

اصن میدونی چیه می‌خوام چرایی همه مسائلو بزارم کنار ، مث ی راز بمونه که دوست ندارم کشفش کنم .. چگونگی رو می بینم و فقط همین

یه روز قبلِ پاییزِ 00

( خواستم اولین فعالیتمو اینجا با این نوشته شروع کنم که دو روز دیگه میشه یک سالگی ش و سلام من فاطمه م :) )