ویرگول
ورودثبت نام
اَلِف ...
اَلِف ...Aleph@mihanmail.ir
اَلِف ...
اَلِف ...
خواندن ۳ دقیقه·۳ سال پیش

آیا خدایی وجود دارد؟!



در ابتدا ذکر کنم که مطالب پیشرو اقتباس از جایی نیست و صرفا نتیجه کنجکاوی من در پاسخ به توانمندی علم در اثبات «خدا» هست و البته خالی از اشکال نبوده و به شدت نیازمند نقد.

دانشمندان نام آشنای زیادی که اتفاقا در حوزه تخصص خود، پیشرو بودند معتقد بوجود خدا هستند. ورنر هایزنبرگ میگه: «هرگز برای من امکان نداشته است که محتوای تفکر مذهبی را که یک بخش از مراحل هوشیاری انسان است کنار بگذارم». یوهان کپلر که فلسفه وجودی علم رو شناخت خدا و نزدیکتر شدن به او میدونه، هایزنبرگ در کتاب «فیزیک و طبیعت» می نویسه: «برای کپلر، علم به هیچ عنوان روش بدست آوردن مزیت مادی برای انسان نیست، علم راهی است برای تعقل در کمال ابدی خالق» و موارد مشابه بیشمار. شناخت خدا از طریق علم، برهان نظم رو در ذهن متبادر میکنه ولی کم نیستند دانشمندان برجسته ای که خداناباورند، یعنی اونها از درک برهان ساده نظم عاجزند!

با کنکاش در مورد برهان نظم، متوجه میشیم که نخیر، این برهان خیلی هم ساده نیست و نقدهای اساسی بر اون وارد هست و در مورد قبول یا مردود بودن اون، قیامتی برپاست! اتفاقا عده ای طبق همین برهان، منکر وجود خدا هستند (خدایا به تو پناه میبرم از این سرگشتگی)

اکثر خداناباوران معتقدند که مدرکی علمی برای وجود خدا وجود نداره. در جواب، مارسلو گلایزر (فیزیکدان نظری) میگه: «نبود مدرک، مدرکِ نبودن نیست!» پس خداناباوری با روش علمی سازگار نیست.

شاید مشهورترین و برجسته ترین دانشمندی که وجود «خدا» رو قبول نداره «استیون هاوکینگ» باشه که بصورت تلویحی و مستقیم در کتب و مصاحبه هاش منکر وجود خدا شده. در آخرین کتاب هاوکینگ با عنوان «پاسخ هایی مختصر به پرسش های بزرگ»، اولین پرسشی که مطرح میشه، این هست: «آیا خدایی وجود دارد؟» و در پاسخ عنوان میکنه که «نمی خواهم که این برداشت ایجاد شود که کار من، اثبات نقش خدا از آغاز پیدایش جهان هستی تا به امروز است، کار من، یافتن یک چارچوب منطقی برای درک جهان پیرامونمان است». یعنی هاوکینگ از مواضع قبلی خودش عقب نشینی کرده!؟ و پس از توضیح مفصل، در انتهای پاسخ به پرسش مطرح شده میگه: «دست آخر هر چه باشد، معنایی در پس زندگی مان در این دنیا وجود دارد، در اثرگذاری مان و در خصلت هایی که به فرزندانمان منتقل میکنیم. ما این زندگی را برای قدردانی از طراحی شگرف جهان هستی داریم و من از این بابت بسیار قدردان هستم.» آیا استیون هاوکینگ در آخرین اثرش که البته پس از مرگش منتشر شده، با زبان بی زبانی به وجود خدا اقرار کرده و یا من ساده اندیشم و خوش باور!؟ جالبه که «آینشتین» هم که خیلی ها او رو هم معتقد به وجود خدا نمیدونند، جمله ای داره که میگه: «مذهب بدون علم کور است و علم بدون مذهب لنگ» یعنی او هم دچار تحیر هست و تکلیفش رو نمیدونه! هایزنبرگ در مورد این سردرگمی علم میگه: «اولین جرعه از لیوان علم باعث می‌شود شما یک آتئیست شوید اما در ته لیوان ،خدا منتظر شماست». و شاید هم این کشمکش و جدل بین مدعیان دو طرف هیچوقت برنده ای غالب نداشته باشه!

در انتها به نظر من علم به عنوان ابزار شناخت محسوسات، حتی درصورت اثبات «خدا» که ظاهرا اون هم خیلی چالش برانگیز هستش، در مورد پاسخ به مواردی مثل خیر و شر، دنیای پس از مرگ، معاد و ... به شدت عاجز.

خداوند در آیه سوم از سوره «بقره» میفرماید: (متّقین) كسانى هستند كه به غیب ایمان دارند، در تفسیر نور در مورد قسمت یاد شده از این آیه اومده: «متّقین نسبت به جهان غیب ایمان دارند، كه برتر از علم و فراتر از آن است و غیب به خداوند متعال، فرشتگان، معاد و حضرت مهدى علیه السلام اطلاق شده است»

خدایا هیچوقت اینقدر به گفته ابن سینا احساس قریبی نداشتم که: «تا بدانجا رسید دانش من، که بدانم همی که نادانم»




علمخدافرهنگاعتقادکتاب
۳۶
۵۲
اَلِف ...
اَلِف ...
Aleph@mihanmail.ir
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید