ویرگول
ورودثبت نام
علی اساسی
علی اساسیعلی اساسی هستم ،دانشجوی ارشد روانشناسی و منتور کسب و کار و اینجا قراره به روانشناسی با عینک کسب و کار نگاه کنیم ✅
علی اساسی
علی اساسی
خواندن ۳ دقیقه·۵ ماه پیش

چرا تحقیقات بازار از نون شب واجب‌تره؟

اگه یه کاری داری، یا حتی فقط یه ایده توی سرت داری، اجازه بده همین اول یه چیزی رو رک و راست بگم:
بدون شناخت بازار، داری تو تاریکی راه می‌ری.
هر قدمی که برمی‌داری ممکنه وقت و انرژیت رو بسوزونه، فقط چون نمی‌دونی مخاطبت واقعاً چی می‌خواد.

این‌جاست که تحقیقات بازار می‌تونه نجاتت بده.
نه فقط واسه شرکتای بزرگ و تیمای چند ده نفره؛ بلکه برای هر کسی که می‌خواد یه کاری رو اصولی جلو ببره.


تحقیقات بازار یعنی چی اصلاً؟

یعنی به‌جای اینکه حدس بزنی مشتری چی می‌خواد، از خودش بپرسی یا بررسیش کنی.
تحقیقات بازار یعنی کشف نیازها، دغدغه‌ها، اولویت‌ها و رفتار مشتری.

با این کار:

  • بهتر می‌فهمی واسه کی داری کار می‌کنی

  • می‌تونی محصول یا خدماتی بدی که واقعاً بدردش بخوره

  • و از هدر رفتن وقت و پول جلوگیری می‌کنی


روش‌های تحقیقات بازار چیه؟

۱. تحقیقات اولیه (Primary Research)

یعنی خودت مستقیم میری سراغ مخاطب. مثل:

  • نظرسنجی (گوگل‌فرم، حضوری، توی استوری اینستاگرام)

  • مصاحبه (با مشتری‌های قبلی، بالقوه یا حتی ناراضی!)

  • مشاهده (مثلاً ببینی توی مغازه یا محیط چه رفتاری دارن)

  • تست A/B (مثلاً دو تا منو امتحان کنی ببینی کدوم بیشتر می‌گیره)

۲. تحقیقات ثانویه (Secondary Research)

یعنی بری دنبال داده‌هایی که قبلاً جمع‌آوری شده. مثلاً:

  • آمارها و گزارش‌های دولتی یا آنلاین

  • سرچ ترندها

  • تحلیل رقبا (مثلاً کامنتای مردم زیر پستشون چیه؟)

  • نظرات کاربران توی اپ‌ها یا سایت‌های بررسی


حالا بذار یه مثال واقعی بزنم، از یکی از کوچینگ‌هام

چند وقت پیش منتور یه مجموعه غذایی (رستوران) شدم که غذاهاش واقعاً با کیفیت بود. مواد اولیه خوب، آشپز حرفه‌ای، ظاهر شیک... ولی یه مشکل بزرگ داشت:

فروش رفته بود پایین.

مدیر رستوران می‌گفت:
"ما تمرکزمون رو کیفیت غذاست. کمیت مهم نیست. هر کی می‌فهمه، خودش میاد می‌خره."

ولی موضوع اینه که وقتی فروش پایین میاد، نمی‌تونی فقط بگی «مردم نمی‌فهمن» یا «همه دنبال غذای ارزونن».
باید بری ببینی چی تو ذهنشونه، واقعاً چی واسشون مهمه.


کاری که کردیم: تحقیقات بازار واقعی و ساده

با مشتریای قبلی، چندتا از مشتریای فعلی و حتی ساکنین اون منطقه صحبت کردیم.
پرسشنامه پخش کردیم، پیامای دایرکت و نظرات اپ‌های سفارش غذا رو خوندیم.

چیزایی که فهمیدیم واقعاً ورق رو برگردوند:

۵ نکته کلیدی که از داده‌ها دراومد:

۱. مشتری‌های اون منطقه کمیت براشون مهم‌تر از کیفیت بود.
می‌خواستن وقتی غذا می‌خرن، سیر شن. نه اینکه بگن "خوشمزه بود ولی کم بود".

۲. قیمت باید متناسب با حجم باشه.
مردم حاضر بودن بیشتر پول بدن، ولی باید ببینن چیزی که می‌گیرن "می‌ارزه".

۳. محیط سرو غذا براشون خیلی مهم بود.
مخصوصاً برای اونایی که آخر هفته‌ها با خانواده یا دوستاشون میان بیرون. صندلی راحت، تهویه خوب، نور مناسب و موزیک آروم فرق ایجاد می‌کنه.

۴. زمان آماده‌سازی غذا آزاردهنده بود.
بعضیا می‌گفتن "غذا خوبه، ولی معطل می‌شیم، دیگه نمی‌ارزه بیایم".

۵. ظاهر غذا تأثیر زیادی روی حس ارزش داشت.
نه فقط طعم، بلکه اینکه چطور چیده شده، چقدر پُر به‌نظر می‌رسه.


راهکارهایی که پیاده کردیم

چون نمی‌خواستیم کیفیت غذا قربانی بشه، تصمیم گرفتیم هوشمندانه عمل کنیم:

  • دورچین اضافه کردیم به بشقاب غذاها. همین یه کار ساده باعث شد غذا از نظر ظاهری پُرتر و جذاب‌تر دیده بشه.

  • روی امکانات رفاهی محیط کار کردیم. چندتا میز راحت اضافه شد، نور فضا بهتر شد، تهویه درست شد، و یه موزیک ملایم گذاشتیم.

  • فرآیندهایی که باعث تأخیر تو سرو غذا بودن رو اصلاح کردیم. مثل نحوه ثبت سفارش، هماهنگی بین پیشخدمت و آشپز، و آماده‌سازی اولیه.

  • قیمت غذا رو تغییر ندادیم، ولی تجربه‌ای ساختیم که مشتری حس کنه پولش ارزش داره.


نتیجه چی شد؟

فقط توی یک ماه، رستوران فروشش به‌شکل واضحی بهتر شد.
نه چون غذای ارزون‌تری داد، نه چون تخفیف ریخت.
فقط چون گوش داد به بازارش.


حرف آخر

تحقیقات بازار کار خاص یا پیچیده‌ای نیست.
می‌تونه با چندتا سوال ساده شروع بشه.
ولی نتیجه‌ش می‌تونه تفاوت بین یه کسب‌وکار موفق و یه شکست تلخ باشه.

قبل از اینکه پول تبلیغات بریزی یا محصول جدید بزنی،
بپرس، بررسی کن، و یاد بگیر:
مشتری‌ات واقعاً دنبال چیه؟


تحقیقات بازارکسب و کارهای کوچکمنتورینگگرگان
۴
۱
علی اساسی
علی اساسی
علی اساسی هستم ،دانشجوی ارشد روانشناسی و منتور کسب و کار و اینجا قراره به روانشناسی با عینک کسب و کار نگاه کنیم ✅
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید