
به نام تعالی
بیاید باهم چند سوال معروف رو برسی کنیم ، ( چرا من نباید با پسر عموم دست بدم؟) ، ( چرا من نباید با دخترخاله خودم دست بدم؟) ، ( چرا دین من رو محدود کرده؟) و از این قبیل سوالات .
قبل از هرچیزی باید به ریشه نیاز های انسان نگاه کنیم، ما در کل سه نوع نیاز داریم:
1_نیاز جسمانی : پوشاک ، مسکن ، غذا و...
2_نیاز روحی: شهرت ، افتخار، جایگاه اجتماعی و...
3_نیاز جسمی و روحانی باهم: مثل بچه داشتن.
خب، حالا این سه فرد رو در نظر بگیرید:مادرتون، خواهرتون و دخترخاله تون . با این که هرسه مونث هستن اما دو نفر به شما محرمن پس کاملا معلومه که موضوع محرم و نامحرمی جزو نیاز های جسمی نیست بلکه جزو نیاز های روحانی است.
حتما تو فیلم های فضایی دیدید که ی فضاپیما میاد به ایستگاه فضایی متصل میشه و این کار چقدر خطرناکه( چون اگه درست متصل نشن هر دو منفجر میشن) ، داستان ما هم کم شباهت به این نیست وقتی با جنس مخالف دست میدیم روح هر دو نفر شروع به متصل شدن می کنن . اگه با محرم دست بدید مشکلی نیست ولی اگه نامحرم باشه روح شما و فرد مقابل متصل نمیشه، حالا چی، منفجر می شم?؟!؟
هم آره و هم نه . یعنی این که برای جسم تو هیچ مشکلی پیش نمیاد ولی روحت دچار مشکل میشه ، تو با این کار ی در به روی شیطان باز کردی که هرجا بخواد تو رو بکشونه ، بدبختانه خیلی از ما با شنیدن اسم شیطان خندمون میگیره و خودمون رو به اون راه میزنیم و میگیم شیطان کیه؟ ،درست مثل ی سرباز که تو میدان جنگ به دشمن پشت کنه و بگه دشمن کیه؟( شما به کسی که ی چیز رو به 10 نفر بفروشه چی میگید؟ حالا شیطان چیزی رو که نداره قسم خورده به تمام بشریت بفروشه ) این شیطانه.
چطور میشه کسی که قبلا گفته من دیگه نمی خوام با نامحرم دست بدم الان دلش می خواد که این کار رو انجام بده؟ به نظر شما چرا ؟ به خاطر این که شیطان ی کارپیچیده 5 مرحله ای رو خیلی ظریف و آروم انجام داده.
مرحله اول : شناخت موضوع( این که گفتید می خوام چی کار کنم)
مرحله دوم: فریب دادن ، به شما میگه مگه نمیگی خدا مهربون و بخشنده هست پس تو دست بده بعد توبه کن وگرنه اگه دست ندی بی ادبی هست پس این کار رو انجام بده.
مرحله سوم: عادی کردن گناه ، هرچیزی رو که انسان زیاد ببینه براش عادی میشه . مثال؛ فکر کنید از پیاده رو دارید رد میشید و ی نیازمندی از مردم پول می خواد ، میبینید هرکسی به اون میرسه بهش پول میده وقتی شماهم برسی ناخواسته پول میدی. برعکس هم میشه گفت اگه دیدید هرکسی میرسه به اون چپ نگاه میکنه و سرشوتکون میده ، وقتی شما هم اونجا برسید همین کار رو میکنید بدون این که بدونید چرا؟! ،حالا که چندین بار توبه کردید و این کار برای شما عادی شده وارد مرحله بعدی میشید.
مرحله چهارم: گناه زدایی ، میگه این توبه کردن رو جمع کن . دین اسلام یک دین بروز هست و با فرهنگ جوامع سازگار میشه ، اون زمان چون سطح فرهنگ پایین بود میگفتن برای این که دچار گناه نشید دست ندید نه این که الان هم گناه باشه، قبلا این جوری بود . درحالی که با این دلیل داره شما رو فریب میده.
مرحله پنجم: زیبا نشون دادن گناه ، میگه اگه تو دست بدی وارد جمع میشی، اگه این کار رو بکنی جنتلمن به نظر میای، اگه دست بدی روی تو حساب باز میکنن ، اگه اگه اگه........ .
و در آخر میشه عادت به گناه و داستان در این موضوع تموم میشه، قشنگ ی طناب به گردنمون بسته و هرجا که بخواد میبره.
و در نهایت سوال آخر ( چرا دین اسلام من رو محدود کرده؟) برای جواب به این سوال خودتون رو در جایی که میگم تصور کنید:
شما تو ی کویر خشک و بدون آب و غذا هستید و باید طی 60 الی 90 سال خودتون رو به ی دشت سرسبز برسونید وگرنه می میرید، حالا سوال اینه که از کدوم طرف باید برم تا به دشت برسم ؟ دین ما اومده دورمون ی نوار خطر کشیده و فقط ی راه رو باز گذاشته و میگه از اینجا برو تا برسی ، اما ی نفر( شیطان) پشت نوار ایستاده و میگه این آب رو نگاه کن بیا اینجا از رو اونا بپر بیا اینجا ولی تو فقط ی سراب میبینی و فکر میکنی واقعا آب هست حالا به من بگو سراب رو می خوای که شیطان نشون داده یا راه مستقیم رو که خداوند نشون داده؟!؟
پس این نتنها محدودیت نیست بلکه نعمتی از طرف خداوند هست که دینت اسلام هست ، البته سایر ادیان هم همینطوری عمل میکنن فقط با این تفاوت که نه تنها مثل اسلام کامل نیستن بلکه افراد سودجو انجیل و تورات رو به سود خودشون تحریف کردن و باعث سردرگمی پیروان دینشون شدن، همون طور که میدونید بیشترین میزان افسردگی، فساد، خودکشی و... در آمریکا و کشور های اروپایی هست.
درکل نتیجه اعمال ما به خودمون برمیگرده پس نیایم خودمون رو به خاطر حرف شیطان به بدبختی بندازیم.
در امان خدا