?توپی که در چهارشنبهسوری زن را سفیدبخت میکنه!!
?ناصرالدین شاه تو خاطراتش از چهارشنبهسوری که تو تاریخ ٢۵ شعبان ١٣١٠ بود نوشته:
?«امشب شب چهارشنبه آخر سال است. زنها اعتقاد دارند توپ مروارید بختشون رو باز میکنه و اونجا جمع میشوند. از در اندرون پیاده شدیم، مستقیم رفتیم دیوانخانه و باغ میدان و دیدیم کلی زن پیر، جوان، دختر جمع شدند و یکی یکی دور توپ میآیند.
?توپچی نفری صد دینار میگیره و زنها را توی نرده میکنه و زنها میرن از زیر روپوشیِ توپ رد میشوند و از اون ور بیرون میآیند.

?دویست سیصدتا زن رفتند و اندازه هفتصد هشتصد زن دیگه منتظر بودند که نوبتشون بشه.
?اوضاع جوری بود که فهمیدم خیلی بد هستش که توپچی پول بگیره. بعدش هم الآن نزدیک غروبه تا این همه زن بخوان بیان و برن شب میشه.
امين همایون رو صدا کردم و بهش دوتا اشرفی دادم تا به توپچی بده و بهش بگه: «دو تومان را بگیر و کار نداشته باش.»
?زنها که دیدند توپچی رفت و همه چی مفت شد ریختند سمت توپ و از زیر روپوش رد شدند و بعدش سمت نقارهخونه رفتند و صدای دمبک هم شنیدند تا سفیدبخت بشوند.
?بعد از یه مدت که نگاه کردم چندتا دهشاهی از جیبم درآوردم و از پشت پرده سمت زنان انداختم. زنها که دیدند پول هست، ریختند روی هم و جمع کردند و من باز هم تکرار کردم. فهمیدند که شاه اینجاست و از پشت پرده دستهاشون رو برای گرفتن پول داخل میکردند.
?بعد سمت اندرون رفتیم. برای چهارشنبهسوری همه چیز آماده بود. بوتهها رو آتش زدند و از روش پریدند، میدوییدند و کوزهها رو میشکستند. خیلی شب تماشایی بود.
?روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه، جلد سوم، بهکوشش مجید عبدامین، صفحه ١٧٠