
شاید شیطان مهربان ، بهترین عنوانی بود که میتوانستم برای این ماجرا انتخاب کنم و شاید شما هم آخرش به همین نتیجه برسید ... راستش داشتم به این فکر میکردم یک متن ادبی خفن با کلی جملات قلمبه سلمبه بنویسم ولی دیدم نه خودم میفهمم چی میگم نه شما خواهی فهمید ، پس اینطوری نوشتم:

غول و هیولایی به اسم تکنولوژی که همه ی ما سالهاست با حرص و طمع به سمتش چنگ میندازیم و میخوایم که برای پُز دادن جلوی فامیل هم که شده ، ازش چیزهای زیادی بدونیم ، مثلا توی همین اوضاع کرونا ، وقتی که عمه ام میگفت علی جان ، عمه ، من از مشق های محمد عکس گرفتم و میخوام توی نرم افزار شاد برای معلم محمد بفرستم ، میتوانی یادم بدی؟
آنچنان حس غرور و ابهتی به من دست میداد که فکر کنم استیو جابز وقتی توی بیست و یک سالگی شرکت اپل رو تاسیس کرد نداشت ! حالا بماند اینکه بعضی از مواقع هم وقتی شاخ اطلاعات تکنولوژی فامیل توی جمع نشسته بود ، مظلومانه مینشستیم و به افق خیره میشدیم !

سالها میشه که وقتی توی اینترنت دنبال یه فیلم علمی تخیلی جدید میگردیم ، به موضوعات مشابهی میرسیم که توی دو دسته خلاصه میشن:
دسته اول داستانشون اینطوری هست که کره زمین عمرشو داده به شما ( هرچند بنده خدا دیگه عمری براش باقی نمونده بوده که به ما بده ) و دانشمندان میگردن یه راننده ی خوب برای فضاپیماشون پیدا میکنن تا بره و برامون یه سیاره جدید پیدا کنه و بریم به امید خدا اونجا رو هم نابود کنیم
دسته دوم داستانشون یکم فرق داره ، اینطوریه که تکنولوژی خیلی پیشرفت کرده و از کنترل بشریت خارج شده و الان دیگه تکنولوژی هست که زمین ( و البته همون سیاراتی که در دسته اول کشف کردیم خداروشکر ) رو کنترل میکنه ، نه انسان ها

خب دسته اول که تکلیفش مشخصه ، ترس ما آدمها همیشه از فیلم های دسته دوم هست ، خب حالا این فیلما چه ربطی به کرونا داشت؟ من هم نمیدونم دقیقا چه ربطی داشت به کرونا ، اما به موضوع ما که همون تاثیر تکنولوژی توی این روزای غیرعادی کرونایی هست ربط داشت ، الان بهتون میگم.
جونم براتون بگه که ما آدم ها بخاطر همین اخبار و فیلم های دسته دوم ، با اینکه سعی میکردیم همیشه توی یادگیری تکنولوژی مخصوصا موبایل و کامپیوتر ، حرفی برای گفتن داشته باشیم ، از جهتی هم همیشه میگفتیم که این موبایل و کامپیوتر مانع بعضی از پیشرفت های ما هستن ، مثلا وقتی که مادر محترممون اون دمپایی سبز رنگ زیباش رو به سمت ما پرت میکرد و با عصبانیت میگفت: بچه پاشو برو سر درسات ، همش سرت تو گوشیه!
یا وقتی که پدربزرگوارمون از قبول شدن پزشکی دکتر فلانی به واسطه تراشیدن موهاش با نمره صفر و کنار گذاشتن تمام تکنولوژی های موجود زمان برای خودش میگفت ...

شاید توی تصور ما ، مخصوصا قدیمی تر ها ، تکنولوژی یک شیطان بود که ما رو به لذت های دنیا تشویق و تحریک میکرد و نمیذاشت به کارهای مهمتر زندگیمون برسیم اما ...
امروز ، همون گوشی شیطانی ، فرشته مهربانی شده که اگر نبود ، از حال دوستامون با خبر نمیشدیم چون کار درستی نیست حضوری بریم پیششون ، عزیزانمون رو نمیدیدیم ، چون درست نیست حضوریم بریم پیششون ، حتی باید ترک تحصیل میکردیم ، چون درست نیست حضوری بریم پیششون ، منظورم پیش معلما هست!

این کرونا خیلی وحشتناک و بد بود اما یک اندک نیمه پر لیوانی هم داشت و اون این بود که الان وقتی مادر عزیزمون با دمپایی ابری سبز رنگ زیباش داره میاد سمتمون ، نمیخواد بگه : بچه پاشو برو سر درسات همش سرت تو گوشیه ! اینبار میخواد بگه : بچه پاشو برو سر درسات مگه نمیبینی معلمت پیام داده !
چندین ماه هست که کرونا مهمون ما هست و انگار مهمان پررویی هم هست و قصد رفتن نداره ، اما این هیولای واگیر کاری کرد که موبایل ما که دشمن ما بود ، الان رفیق ما باشه و حتی بدون اون ، انجام خیلی از کارهای ما مثل همین درس خواندن غیرممکن بشه ، البته بماند که ما وسط درس خواندن یکمم بازی میکنیم باهاش ، اما خب چیکار کنیم ، حوصلمون سر میره دیگه ! اصلا به قول شکسپیر:

اگر شخص یقین داشته باشد که با یک خنجر برهنه میتواند خود را آسوده کند، کیست که در برابر لطمهها و خفتهای زمانه، ظلم ظالم، تَفَرعُن مرد متکبر، آلام عشق مردود، درنگهای دیوانی، وقاحت منصبداران، و تحقیرهایی که لایقان صبور از دست نالایقان میبینند، تن به تحمل در دهد؟ (بودن یا نبودن – شکسپیر)
واقعا کیست که دلش نخواد حضوری بره سر کلاس و شیطنت کنه ، اما نمیشه خب !
موبایل عزیزم ، لپ تاپ خوبم ، خوشحالم که این مدتی که در کنار من ، با تمام توانت در اختیار من بودی و فشار زیاد انگشتان من رو روی خودت تحمل کردی و جیکت هم در نیومد ، البته میفهمم زبون داشتی شاید اوضاع فرق میکرد اما حالا که نداری !
ای تکنولوژی شیطانی که مانند فرشته ای دلسوز ، در موقع امتحانات پایان ترم کنار من بودی و نمره من را از نُه به نوزده تبدیل کردی ، صبح ها مرا از خواب ناز بیدار میکنی و من با خشونت تورا سایلنت میکنم ، وقتی حوصله ام سر میرود ، مرا با بازی ها و نرم افزارهایت سرگرم میکنی ، حتی زمانی که از دست همه چیز ناراحتم ، با پخش فیلم یا آهنگی مرا آرام میکنی ، ای شیطان مهربان ، از تو سپاس گزارم.
