
و یه سوال تلخ: چرا همیشه قشر پایینتر باید بترسه؟
📱 یه روز صبح، لیلا توی شرکت با صدای بلندی گفت:
«دیدین چتجیپیتی اومده جای کپیرایترها رو گرفته؟
بهنظرم ما هم تا چند وقت دیگه باید دنبال یه شغل دیگه بگردیم!»
همه لبخند تلخی زدن و کسی چیزی نگفت.
اما تو نگاها یه سوال مشترک بود:
«اگه هوش مصنوعی همه کارا رو بکنه… ما چی میشیم؟»
چون:
هوش مصنوعی داره روزبهروز دقیقتر مینویسه، طراحی میکنه، تحلیل میکنه
شرکتها دنبال صرفهجویی هستن
روباتها خسته نمیشن، مرخصی نمیخوان، حقوق و بیمه نمیگیرن
و این یعنی:
شغلهایی که قابل اتوماتیکسازی هستن، در خطرن.
مثل: حسابداری، ترجمه، پاسخگویی، تولید محتوا، و حتی برخی مشاغل پزشکی.
چون هوش مصنوعی:
✅ احساس نداره
✅ قدرت سیاسی رو نمیفهمه
✅ نمیتونه لابی کنه، بدهبستان کنه، منفعت شخصی بچینه
✅ نمیتونه دروغ رو با لبخند قانعکننده بزنه
سیاستورزی، یه بازیه بین نفوذ، کنترل، و «نمایش».
و فعلاً، اینا چیزیه که هوش مصنوعی هنوز بلد نیست.
چرا هست.
🔸 کارمند سادهای که سالها زحمت کشیده، با یه اپدیت نرمافزار ممکنه حذف شه
🔸 ولی سیاستمداری که شاید سالها تصمیم اشتباه گرفته، همچنان در قدرت میمونه
🔸 انگار فناوری، بیشتر به جونِ اونایی افتاده که قدرت کمتری دارن
این دقیقاً همون چیزیه که خیلیا حس میکنن:
هوش مصنوعی، در خدمت قدرته؛ نه در خدمت مردم.
🧠 اضطراب شغلی
🧠 احساس بیارزشی
🧠 حس بیثباتی نسبت به آینده
🧠 ترس از جا موندن
🧠 و حتی افسردگی
مخصوصاً وقتی میبینی هر روز یه شغل دیگه داره با ربات جایگزین میشه
اما تصمیمگیرندهها هنوز همون آدمان...
بهروز موندن و مهارت یاد گرفتن، نه از روی ترس، بلکه از روی آگاهی
پیدا کردن شغلهایی که کمتر قابل جایگزینی هستن (خلاقیت، احساس، ارتباط انسانی)
تغییر باورمون از اینکه شغل فقط درآمده، به اینکه شغل میتونه انعطافپذیر باشه
و مهمتر از همه: مطالبهی عدالت از سیستمهایی که قدرت دارن.
🤔 «اگه هوش مصنوعی قراره بهتر از من بنویسه، بهتر از من حساب کنه، بهتر از من تحلیل کنه…
پس من باید چی باشم که هیچ الگوریتمی نشه شبیهم؟»
✍🏻 نوشتهای از علی اندی – روانشناس
مشاور زندگی و حل بحران فردی