"خانه تکانی ذهن"‌

‌ کارِ ذهنی که اکنون به آن مشغولم، مانند خانه تکانی است.‌
‌ به اتاق‌های ذهنم می‌روم و اندیشه‌ها و اعتقاداتی را که در آنهاست می‌آزمایم. بعضی را دوست دارم و آنها را برق می‌اندازم و جلا می‌دهم تا سودمندتر شوند. می‌بینم پاره‌ای از آنها نیاز به جایگزینی و تعمیر دارند و می‌کوشم تا حدِ امکان درستشان کنم یا کنارشان بگذارم.
بعضی از آنها مانند روزنامه‌های دیروز و مجلات یا لباس‌های کهنه‌اند و دیگر مناسب نیستند. اینها را به دیگران می‌بخشم یا دور می‌اندازم که دیگر جلو چشمم نباشند.
ضرورتی ندارد که خشمگین شوم یا احساس کنم آدمِ بدی هستم که به این کار مشغولم.

«لوییز هِی»