ناامیدی مخصوص با سس اضافه


بعد از جنگ کره، اسرای آمریکایی، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود. زندانی که تقریباً محصور نبود، آب و غذا و امکانات کافی داشت و اینکه معمولاً از تکنیکهای متداول برای شکنجه استفاده نمی‌شد.

اما 📍بیشترین آمار مرگ زندانیان آمریکایی در این اردوگاه گزارش شده بود و سی‌و‌هشت درصد زندانیان به مرگ طبیعی ‌مردند. امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی‌کردند. بسیاری از آنها شب می‌خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی‌شدند. آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمی‌کردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می‌ریختند!

ژنرال ویلیام مایر (روانکاو ارشد ارتش آمریکا) این رویداد را مورد مطالعه قرار داد و دلیل این رویداد را به صورت زیر شرح داد:

1. در این اردوگاه، نامه‌هایی که حاوی خبرهای بد بودند به سرعت به دست زندانیان رسانده می‌شد و نامه‌های مثبت و امیدبخش را هرگز به آنها تحویل نمی‌دادند.

2. هر روز از زندانیان می‌خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده‌اند، یا می‌توانستند خدمتی بکنند و نکرده‌اند را تعریف کنند.
3. هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می‌کرد، سیگار جایزه می‌گرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمی‌شد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستان‌شان نداشت) عادت کرده بودند». تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است:

❌با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می‌رفت.
‌❌با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می‌شد و خود را انسانی پست می‌یافتند.
‌❌با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی‌ها از بین می‌رفت.

و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی و مرگ‌های خاموش کافی بود. این سبک شکنجه، شکنجه‌ی خاموش نامیده می‌شود. ‌
📍 امیدوارم لابه‌لای گفتگوهای روزانه‌مون، چرخیدن در فضای مجازی و اخباری که می‌بینیم، ما هم دچار شکنجه‌ی خاموش نشده باشیم.