ویرگول
ورودثبت نام
علی کمانی
علی کمانیدانشجوی MBA، گرایش استراتژی دانشگاه تهران - فارغ‌التحصیل مهندسی نفت دانشگاه شریف
علی کمانی
علی کمانی
خواندن ۴ دقیقه·۱ روز پیش

به خاطر شرایط الان کشور، راضیم که سال ۵۷ انقلاب کردیم!

خلاف این تیتر اعتراف خیلی‌هاست.

ما با نیت عدالت اومدیم، با شعار استقلال جلو رفتیم ولی نفهمیدیم توسعه چطور کار می‌کنه و اکثر نهادهای توسعه رو خراب کردیم و چیزی نساختیم که به درد فردامون بخوره.

این متن برای قضاوت گذشته نیست؛ فقط تلاشیه برای دیدن الگوهایی که اگر دوباره تکرار شن، نتیجه‌شون فرق چندانی نخواهد کرد و اگه حواسمون نباشه، دوباره همون اشتباه‌ها رو با اسم‌های قشنگ‌تر انجام می‌دیم و نسل بعد هم همین تیتر رو با تاریخ جدید می‌نویسن.

ایده‌های سال ۵۷

سال ۵۷ چهار تا ایده بزرگ وسط بود که خیلی‌ها با نیت صادقانه دنبالش رفتن، ولی امروز داریم هزینه‌ش رو می‌دیم:

۱. عدالت سوسیالیستی

عدالت بدون ظرفیت نهادی یعنی چی؟
یعنی قیمت‌ها رو دستکاری کنی.
وقتی قیمت سیگنال نباشه، بازار کور می‌شه. نتیجه؟ کمبود، رانت، فساد.

۲. ضدامپریالیسم

اقتصاد جهانی بازی تکرارشونده‌ست.
تو نمی‌تونی هر بار قواعد رو عوض کنی و انتظار سرمایه‌گذاری بلندمدت داشته باشی.
برجام نمونه واضحشه: منافع ما تکرارشونده بود، برای طرف مقابل نبود.

۳. بانکداری به‌اصطلاح اسلامی

مشکل مردم قبل انقلاب با بانکداری، «ربا» نبود؛
مشکل این بود که وام زیر تورم می‌دادن و رانت می‌رسید به متصلان به ساختار قدرت.
بعد انقلاب، اسم عوض شد، محتوا نه و الیگارشی همچنان برنده موند.

۴. حکومت پدرسالار

حکومتی که می‌خواد مردم رو «به بهشت ببره»به‌جای اینکه بهشون حق انتخاب بده، کم‌کم مردم رو از خودش دور می‌کنه.
نتیجه؟ مهاجرت نخبگان، انزوای مردم (مشابه انزوای زنان مسلمان در دوران رضاشاه).

شطرنج قدرت در ایران

توسعه با یه پا راه نمی‌ره، اگه بخوایم خیلی خلاصه بگیم، توسعه دو تا ستون داره:

  • تجارت و اقتصاد باز

  • گردش قدرت و سیاست پاسخ‌گو

و مثل راه رفتنه؛ با یه پا می‌تونی بپری، ولی جلو نمی‌ری.

خیلی کشورها بودن که اول فقط یکی از این دوتا رو داشتن برای مثال کره جنوبیِ قدیم، امارات امروز، حتی چین.
دموکراسی کامل نداشتن، ولی تجارتشون باز بود، با دنیا معامله می‌کردن، قواعد و نهادها رو خراب نمی‌کردن.

توسعه سیاسی بالاخره از راه می‌رسه؛ چون بدون گردش قدرت، توسعه اقتصادی هم می‌پوسه.

مشکل ایران این نیست که «ایده توسعه» نداره؛ مشکل اینه که بازیگرهای قدرتش جوری چیده شدن که توسعه براشون تهدید محسوب می‌شه.

چهار تا بازیگر اصلی داریم:

  • انحصارگر سیاسی

  • الیگارشی اقتصادی

  • نهادهای امنیتی

  • حلقه وفاداران

این‌ عناصر با هم معامله می‌کنن؛ نه با مردم، نه با بازار. هر اصلاحی که یکی از این حلقه‌ها رو به خطر بندازه، همون‌جا خفه می‌شه.

تو این شرایط چه کارهایی جواب نمی‌ده؟

انقلاب و براندازی

انقلاب‌های داخلی یا دفعی‌ان (ایران، شوروی) یا تدریجی (انگلیس، کره جنوبی).

اولی هیجان داره، دومی نتیجه؛ تقریباً هیچ کشوری با انقلاب دفعی و نابودی نهادها به توسعه نرسیده. نه روسیه، نه ایران بعد ۵۷، نه فرانسه (اشاره به فرانسه بعد از انقلاب نه فرانسه فعلی و حل نشدن مشکلات با گیوتین و اعدام و منحل کردن نهادهای قبلی)

یعنی اگه دوباره انقلاب بشه، دلارها می‌ریزه دست یه الیگارشی جدید. اسم‌ها عوض می‌شن، سازوکار نه.

اصلاح‌طلبی

۱. اصلاح‌طلبی قانون اساسی‌محور

حرف درست ولی نه ائتلاف قدرت داره، نه ابزار اجرا و منزویه.

۲. اصلاح‌طلبی صندوقی

فرضش اینه که صندوق هنوز قدرت داره، درحالی‌که بازی اصلی جای دیگه‌ست.
در صورتی که سال‌هاست این ایده جواب نداده.

۳. اصلاح‌طلبی امنیتی

آدم‌هایی با سابقه امنیتی، با مدرک دانشگاهی (که مثل لباسیه که می‌پوشن فکر همچنان امنیتی)، در کابینه دولت‌های روحانی و پزشکیان نمونه‌ش هست.

با این‌ها تهش می‌رسیم به مدلی شبیه روسیه: الیگارشی هست، گردش قدرت و آزادی بیان نیست، تجارت لنگ می‌زنه.

یعنی اگه دولت مسئله تعامل با آمریکا و حجاب رو هم حل کنه باز تهش می‌شیم عین روسیه و چند سال بعد دوباره بن‌بست.

پس چی کار می‌شه کرد؟

این قسمت تلخه، ولی واقعیته؛ این مسیر نه یک‌شبه‌ست، نه حتی ده‌ساله.
شاید ما نبینیمش، ولی اگه نریمش، بچه‌هامون و نوه‌هامون هم نمی‌بینن.

سه پیش‌شرط حیاتی قبل از ستون‌های اصلی توسعه که بالاتر گفتیم، لازمه؛ اینا نسخه نجات فوری نیستن؛ شرطِ شروع بازی‌ان و هیچ راه میانبری برای نجات فوری نداریم.

۱. تضعیف الیگارشی انرژی

نفت و گاز باید از دست دولت و الیگارشی بیاد بیرون.
نه دولتی‌سازی، بلکه مردمی‌سازی واقعی.

درآمد منابع طبیعی مستقیم بره تو جیب مردم.
هفتگی، شفاف، بدون واسطه.
مثل جارو زدن بیت‌المال توسط امیرالمومنین (ع) در روزهای جمعه.

برنده‌ها؟ مردم و حلقه وفادارن نظام و حتی نهادهای امنیتی.
بازنده؟ الیگارشی.

۲. حاکمیت قانون واقعی

آیین دادرسی صحیح، هیئت منصفه واقعی، کنترل قضایی نهادهای امنیتی و اینکه این نهادها با حکم قضایی پیش برن و این حکم رو هیئت منصفه (یعنی بدنه مردمی) تعیین کرده باشه.

برای اینکه اعتراض، به زندان ختم نشه و نظرات مردم در احکام در نظر گرفته شده باشه.
برای اینکه «باغ گیلاس ازگل» و «موقوفه‌های گوهرشاد» تبدیل به بحران نشن.

۳. اصلاح بانکداری

حذف رانت عقود صوری.
بانکداری مدرن، بدون زندانی‌کردن بدهکار.
شروع از بازار سرمایه، بعد گسترش به بانک.

همه‌ی این موارد نیاز به گفت‌وگوی ملی داره و آگاهی عمومی نسبت به این نهادها؛ اینا می‌تونه جزوه اشتراکات همه مردم باشه قبل از گفت‌وگو راجع به شکاف‌های عمیقی مثل حجاب، مسائل فرهنگی.

و تازه بعدش توسعه شروع می‌شه

اون‌وقت می‌شه رفت سراغ تجارت بین‌المللی، بندر و لجستیک، مالیات و گمرک، بازارهای منطقه‌ای.
این‌ها خط شروع‌اند، نه خط پایان.

یه موضوع ما تا سال‌های آتی مسئله جانشینیه؛ در بحران‌های جانشینی، قدرت موقتاً تضعیف می‌شه و فرصت اصلاح‌ هست. مثل اوایل ناصرالدین‌شاه که امیرکبیر، اوایل رضاشاه که علی اکبر داور و محمدعلی فروغی خیلی نهادسازی‌های برای توسعه ایران انجام دادن.

و در نهایت نکته‌ای که خیلی این روزا بهش فکر می‌کنم اینه که اگه باز بریم سمت انقلاب دفعی، بنظرم تو سال ۱۴۵۰ کسی نمی‌گه:

«به خاطر شرایط الان کشور، راضیم که دوباره انقلاب کردیم!»

انقلابتوسعه اقتصادیتوسعه سیاسیاصلاح طلبان
۴
۷
علی کمانی
علی کمانی
دانشجوی MBA، گرایش استراتژی دانشگاه تهران - فارغ‌التحصیل مهندسی نفت دانشگاه شریف
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید