ویرگول
ورودثبت نام
علیآرᓄـاלּ
علیآرᓄـاלּمبتلا به اعتیاد از نوع "خواندن، شنیدن، نوشتن و دیدن"
علیآرᓄـاלּ
علیآرᓄـاלּ
خواندن ۷ دقیقه·۱ روز پیش

تنوع اقوام، یگانگی ایران(۱)؛ جایگاه خاوری‌ها در تاریخ و فرهنگ ایرانی

اپیزود اول از این رشته پست ها با عنوان تنوع اقوام، یگانگی ایران، تلاشی مستند و آموزشی برای معرفی قوم خاوری (هزاره‌های ایران) و یادآوری ریشه‌های تاریخی آنان در خراسان بزرگ است. هدف این مقاله تأکید بر همبستگی اقوام ایرانی و احترام به تنوع فرهنگی در چارچوب هویت مشترک ایران‌زمین است. تفاوت‌های ظاهری یا فرهنگی، نه نشانهٔ بیگانگی، بلکه نتیجهٔ تاریخ پرفرازونشیب تعامل اقوام در فلات ایران است. این متن با رویکردی وحدت‌محور و به‌دور از هرگونه توهین یا تقابل نوشته شده و بر یکپارچگی ملی و همزیستی اقوام ایرانی تأکید دارد.

مقدمه:

ما مکلف به پاسداری از تاریخ و فرهنگ چند هزارسالهٔ ایران عزیزمان هستیم؛ فرهنگی که نه با یک قوم، بلکه با هم‌زیستی و هم‌دلی تمامی اقوام غیور و مهربان ایرانمان معنا پیدا کرده است. ایران، حاصل هزاران سال همراهی و جان‌فشانی مردمانی است که دست در دست هم، از این سرزمین دفاع کرده‌اند. یادآوری این حقیقت، وظیفه‌ای جمعی است؛ به‌ویژه در زمانه‌ای که ناآگاهی می‌تواند به تحقیر، حذف یا تحریف هویت‌های ریشه‌دار بینجامد.

این نوشته تلاشی است مستند، آموزشی و در عین حال دوستانه برای معرفی قوم خاوری (هزاره‌های ایران)، واکاوی ریشه‌های تاریخی آنان در خراسان بزرگ، و توضیح این‌ که چرا باید در کلام خود، دقت زبانی و احترام تاریخی را در اشاره به اقوام ریشه‌دار ایرانی رعایت کنیم.


خاوری‌ها :

یکی از گروه‌های قومی ریشه‌دار در شرق ایران، به‌ویژه در خراسان بزرگ‌اند. ویژگی‌های ظاهری مانند چشم‌های بادامی، که نتیجهٔ تاریخ طولانی تعاملات فرهنگی و جغرافیایی در آسیای مرکزی و فلات ایران است و هرگز معیار هویت ملی یا فرهنگی نبوده و نیست. زبان رایج خاوری‌ها فارسی است؛ آن هم فارسیِ اصیل و کهن، که خود گواهی بر حضور دیرپای آنان در این سرزمین است.

از نظر ملیت، خاوری‌های ساکن ایران کاملاً ایرانی هستند؛ همان‌گونه که ترکمن‌های ایران ترکمنستانی، یا عرب‌های ایران عراقی به‌شمار نمی‌آیند. قومیت و ملیت دو مفهوم متفاوت‌اند.

دخترک هزاره با لباس محلی
دخترک هزاره با لباس محلی

هزاره ها:

خاوری‌ها یکی از زیرشاخه‌های قوم بزرگ هزاره به‌شمار می‌آیند. پژوهش‌های تاریخی و مردم‌نگارانه (از جمله منابع فارسی و انگلیسی) نشان می‌دهد که هزاره‌ها دست‌کم چند هزار سال در جغرافیای خراسان بزرگ زندگی کرده‌اند؛ منطقه‌ای که تا چند قرن پیش، بخش جدایی‌ناپذیر از ایران پهناور بوده است.

اما؛

مرزبندی‌های سیاسی جدید در سدهٔ نوزدهم میلادی—به‌ویژه در پی مداخلات قدرت‌های استعماری و شکل‌گیری دولت جدید افغانستان—سبب شد که بخشی از این جمعیت در چارچوب سیاسی افغانستان، پاکستان و ترکمنستان قرار گیرد و بخشی دیگر در ایران باقی بماند. این جدایی، ماهیتی سیاسی داشت، نه قومی یا فرهنگی؛ دقیقاً همان‌گونه که کردها، بلوچ‌ها و ترک‌ها نیز در مرزهای امروزی میان چند کشور تقسیم شده‌اند.

امروزه سرزمین اصلی هزاره‌ها، هزاره‌جات یا هزارستان در مرکز افغانستان کنونی است. این منطقه، غور، غرجستان و زابلستان نیز نامیده شده است. هنری والتِر بلیو، افسر و مستشرق بریتانیایی که در نیمه دوم قرن ۱۹ میلادی در افغانستان خدمت می‌کرد، گستردگی هزاره جات را از مرزهای کابل و غزنی تا هرات و از نزدیکی‌های قندهار تا بلخ نوشته است. پس از قتل‌عام هزاره‌ها در دهه ۱۲۷۰ش، بسیاری از زمین‌های آنان توسط کوچی‌های پشتون تصرف شد

مایکل ویتزل (Michael Witzel) باستان‌شناس آلمانی معتقد است که هزارستان همان ایران‌ویج در اوستا است، منظور از ایران ویج نخستین مسکن مردم آریایی است.


آیا خاوری‌ها «افغانستانی» هستند؟

افغانستان یک ملیت است، نه یک قوم. در جغرافیای افغانستان اقوام متعددی زندگی می‌کنند: پشتون (که گاه به‌اشتباه «افغان» نامیده می‌شود)، تاجیک، هزاره، ازبک و دیگران. اطلاق نام یک قوم به همهٔ ساکنان یک کشور، خطایی رایج اما نادرست است.

بنابراین، همان‌طور که نمی‌توان همهٔ مردم ایران را با نام یه قومیت خاص خواند، نمی‌توان همهٔ مردم افغانستان را نیز «افغان» دانست. خاوری‌های ایران، ایرانی‌اند؛ و هزاره‌های ساکن افغانستان نیز، شهروندان افغانستان با هویت قومی مستقل خود هستند.

در ایران با وجود ناملایمتی ها و کم توجهی ها در طول تاریخ خاوری ها همواره همچون دیگر اقوام پرافتخار و سلحشور ایرانی، هویت ایرانی خود را به‌صورت کامل، آگاهانه و پیوسته حفظ کردند.


ریشهٔ تاریخی؛ کدام روایت معتبرتر است؟

دربارهٔ ریشهٔ ایشان چند دیدگاه در منابع تاریخی مطرح شده است که امروزه در نهایت و تمامیت آنها بر هویت ایرانی چند هزار ساله ای گواهی میدهند:

1. نسبت‌دادن به مغول‌ها: این دیدگاه امروزه با تردیدهای جدی مواجه است؛ زیرا شواهد باستان‌شناسی و تاریخی نشان می‌دهد که هزاره‌ها پیش از حملهٔ مغول نیز در خراسان حضور داشته‌اند.

2. هم‌سانی با کوشانیان: برخی پژوهشگران پیوندهایی میان هزاره‌ها و کوشانیان باستان مطرح کرده‌اند که به بیش از ۲ هزار سال قبل بازمیگردد.

3. خاستگاه ترک‌های آسیای مرکزی: از نظر ظاهری و برخی شباهت‌های فرهنگی، این دیدگاه قابل بررسی است؛ اما فراموشی کامل زبان ترکی و حفظ فارسیِ کهن، پرسش‌برانگیز است.

4. روایت آریایی با اختلاط فرهنگی: بر پایهٔ این دیدگاه—که در آثار برخی پژوهشگران از جمله به نقل از هارلان و تحلیل‌های بعدی آمده—ایشان ریشه‌ای آریایی داشته‌اند و در طول تاریخ، در نتیجهٔ وصلت‌های سیاسی و فرهنگی (از جمله با چین و آسیای شرقی)، برخی ویژگی‌های ظاهری در آنان پدید آمده است.

بر اساس مجموعهٔ شواهد تاریخی، زبانی و فرهنگی، روایت چهارم نزد بسیاری از پژوهشگران معاصر منطقی‌تر و جامع‌تر تلقی می‌شود؛

اما در نهایت تمام روایت ها خاوری ها را مردمانی بومیِ فلات ایران و خراسان بزرگ می‌داند، نه مهاجرانی متأخر.


رنج‌ها و فشارهای تاریخی و مسئلهٔ به‌رسمیت‌شناسی:

هزاره‌ها—که حدود ۲۰ درصد جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند—در تاریخ معاصر آن کشور بارها با تبعیض، خشونت و حذف ساختاری مواجه شده‌اند؛ از دورهٔ عبدالرحمن‌خان تا سال‌های اخیر. این واقعیت تاریخی، اهمیت بازشناسی هویت مستقل و ریشه‌دار آنان را دوچندان می‌کند و نشان می‌دهد که تحقیر یا انکار این هویت، چه پیامدهای انسانی سنگینی داشته است.

در ایران نیز در برهه‌هایی، خاوری ها با کلیشه‌سازی‌ها و تحریف‌های هویتی مواجه بوده است، اما خوشبختانه همانند دیگر اقوام پرافتخار ایرانی، هویت و فرهنگ خود را حفظ کرده‌اند.


اهمیت زبان :

در دوره معاصر در زبان فارسی، برخی اصطلاحات عامیانه مانند «چشم تنگ» به جای واژه درست «چشم بادامی» برای اشاره به ویژگی‌های ظاهری به کار رفته‌اند که بار منفی و کنایه‌آمیز دارند و بعضا به جهت نااگاهی به کار می روند. استفاده از واژه‌های دقیق و احترام‌آمیز، مانند «چشم بادامی»، نه تنها توهین‌آمیز نیست، بلکه به شناخت درست ویژگی‌های فرهنگی و قومی کمک می‌کند. این مسئله به ویژه درباره قوم خاوری اهمیت دارد؛ زیرا هرگونه اصطلاح نادرست می‌تواند تاریخ، فرهنگ و هویت چند هزار ساله آنان را نادیده بگیرد.

«بربر»؛ واژه‌ای نادرست و توهین‌آمیز؟

واژهٔ «بربر» (Barbarian) ریشه‌ای یونانی دارد و در اصل به معنای «بیگانه» به کار می‌رفت؛ اما در ادبیات سیاسی و نظامی یونان باستان، به‌تدریج بار تحقیرآمیز یافت. پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهد که یونانیان، در رویارویی بزرگ خود با امپراتوری قدرتمند ایران، برای تقویت حس همبستگی و وطن‌پرستی داخلی و نیز مشروعیت‌بخشی به دشمنی با ایرانیان، آنان را «بربر» می‌نامیدند؛ واژه‌ای که در آن دوره عملاً به معنای «وحشی» یا «نامتمدن» به کار می‌رفت.

این برچسب‌گذاری، ابزاری ایدئولوژیک بود، نه توصیفی علمی یا قوم‌شناسانه. انتقال این واژه به زبان‌ها و فرهنگ‌های بعدی—از جمله فارسی—نباید ما را از ریشه و بار معنایی آن غافل کند. لذا به‌کاربردن «بربری» برای هر قوم ایرانی، از جمله خاوری‌ها، نادرست، غیرعلمی و توهین‌آمیز است و هیچ پشتوانهٔ معتبر تاریخی ندارد.


نقش رسانه و شکل‌گیری سوءتفاهم‌ها

بازنمایی نادرست اقوام در رسانه‌ها—از جمله همسان‌انگاری ظاهری هزاره‌ها با همهٔ مردم افغانستان—به شکل‌گیری تصورات غلط دامن زده است. این در حالی است که تنها بخشی از مردم افغانستان (عمدتاً هزاره‌ها) دارای ویژگی‌های ظاهری مانند چشمان بادامی هستند و تعمیم آن به یک ملت کامل، خطایی آشکار است.


خاوری‌ها و مسئولیت آگاهی

خاوری‌ها، به‌طور سنتی مردمانی فروتن‌اند و شاید همین ویژگی، باعث شده روایت هویتشان کمتر شنیده شود. سکوت در برابر تحریف، اما می‌تواند به حذف تدریجی از حافظهٔ تاریخی بینجامد.


جمع‌بندی

خاوری‌ها بخشی جدایی‌ناپذیر از تاریخ، فرهنگ و هویت ایران‌اند. تفاوت‌های ظاهری، نه نشانهٔ بیگانگی، که یادگار تاریخ پرفرازونشیب تعاملات فرهنگی در فلات ایران است. احترام به این تنوع، احترام به خود ایران و به معنای پاسداری از هویتی است که بر پایهٔ کثرت، همبستگی و هم‌سرنوشتی شکل گرفته است.

همهٔ اقوام بزرگ ایران‌جان اجزای جدایی‌ناپذیر یک هویت مشترک‌اند؛ هویتی که هزاران سال در سایهٔ هم‌زیستی، ایستادگی و فداکاری حفظ شده است. مطالعه و شناخت درست، استفاده از زبان محترمانه و پرهیز از کلیشه‌ها و تعابیر تحقیرآمیز، گامی ضروری برای حفظ این سرمایهٔ تاریخی و تقویت همبستگی ملی در ایران امروز است.


تقدیم :

از دوستی که طی اتفاقی به سبب ناآگاهی و اندکی سماجتم، موجب رنجش او شدم، صمیمانه عذرخواهی می‌کنم و این مقاله را با احترام به او تقدیم می‌کنم — به «ن.ش».


منابع و مآخذ :

1. پولادی، حسن. هزاره‌ها؛ تاریخ، فرهنگ و جامعه. تهران: نشر نی.

2. موسوی، سید عسکر. هزاره‌های افغانستان: از انقیاد تا بیداری. تهران.

3. بارتولد، واسیلی. ترکستان‌نامه. ترجمه فارسی.

4. زرین‌کوب، عبدالحسین. تاریخ ایران بعد از اسلام.

5. دانشنامه ایرانیکا (Encyclopaedia Iranica)، مدخل Hazara.

6. محمدتقی خاوری. مردم هزاره و خراسان بزرگ

7. مقالات تحلیلی دربارهٔ واژهٔ «Barbarian» و تاریخچهٔ آن.

8. منتخب مقالات و کتب تاریخی

یادداشت نویسنده:

این مقاله با رویکردی فرهنگی–تاریخی و در جهت تبیین، همبستگی و یکپارچگی اقوام ایرانی نگاشته شده و فاقد هرگونه هدف سیاسی یا تعارض با باورهای ملی، دینی و هویت اسلامی جامعهٔ ایران است.

.

ایرانتاریخ فرهنگتاریخآگاهیمطالعه
۱
۰
علیآرᓄـاלּ
علیآرᓄـاלּ
مبتلا به اعتیاد از نوع "خواندن، شنیدن، نوشتن و دیدن"
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید